بایگانی نوشته‌های میلاد ذکریا

Attachment-1

خاطرات یک سال پرماجرا

۱۲ فوریه ۲۰۴۰. تولد سی‌سالگیم. جی این دفترچهٔ سیمی کوچک را با یک خودکار به من داد. هدیهٔ خوبی است، سیم فنری یک خرده بیشتر زنگ نزده و آب به برگ‌ها آسیب نرسانده. می‌خواهم دفترچهٔ خاطراتش کنم. همین‌طور ریز می‌نویسم تا کاغذ کمتر مصرف شود. ۱۵ فوریه. جی حسابی روی اعصابم است. دارد عشق می‌کند. باید روی سنگ قبرش بنویسند: حق با من بود. ۲۳ فوریه. خوشحالم که در لندن … ادامه مطلب