بایگانی نوشته‌های مانی جعفرزاده

ناپلئون استریکلند

‌شناختِ موسیقیِ بلوز ۷ – بلوزِ نواحی

۱- بلوزِ دلتای می سی سی پی آرتیست‌های بلوزِ فایف و درامز  (Fife & Drums) سنتِ بلوزِ فایف و درامز به عنوانِ یکی دیگر از سنت‌های آلترناتیوِ جریانِ اصلیِ بلوزِ دلتای می سی سی پی (ن ک به شماره‌ی ۲ از همین سلسله نوشتارها) آرتیست‌های بزرگِ خاصِ خود را دارد با این توضیح که دو تن از آرتیست‌های بلوزِ هیل کانتریِ شمالِ می سی سی پی، سید همفیلِ کبیر و … ادامه مطلب

image1

شجریانِ اصیل

کم می‌شود هنرمندی اثری خَلق کُنَد که عوام بفهمند و خواص بپسندند. اندک بوده‌اند، خیلی اندک هنرمندانی که موّفق شده‌باشند اقبالِ عمومیِ مردم و تأییدِ خصوصی نخبگان را توأمان کسب کنند و این که هنرمندی توانسته باشد در کمابیش تمامیِ آثارش به مرزِ چنین بی‌مرزیِ حیرت‌انگیزی میانِ عوام و خواص نزدیک بشود از عجایبِ تاریخِ هنرِ هر سرزمینی‌ست لابد. استاد محمّدرضا شجریان پیش از هر ویژگیِ فردی و حرفه‌ای دیگری … ادامه مطلب

image1

فیلم‌هایی که موسیقی دارند وَ فیلم‌هایی که موسیقی ندارند

این که فیلمی موسیقی نداشته باشد به خودیِ خود نه خوب است نه بد، نه مولفه‌ای‌ست که فیلم را ممتاز کُنـَد وَ نه کاستی‌ای را به نمایش می‌گذارد که از قدرِ فیلم کم کُنـَد. سلیقه است. امّا سلیقه‌ای‌ست که مثلِ هر سلیقه‌یِ دیگری گوشه‌یِ چشمی دارد – یا باید داشته باشد- به شیوه‌یِ روایتِ فیلم وَ نوعِ ساختاری که اثر بر اساسِ آن شکل گرفته‌است. مادامی که ساختار وَ شیوه‌یِ … ادامه مطلب

image1

شـُو

واژه‌ای‌ست انگلیسی به معنایِ نمایش وَ نُمودن که در زبانِ مبدأ به حالتِ عام در معنایِ نشان‌دادنِ هرشیئ وَ شکل وَ موضوع به کار می‌رود امـّا کاربردِ خاصِّ آن به معنیِ جـُنگی که شاملِ برنامه‌هایِ تفریحی وَ موسیقایی وُ نمایشی، اسبابِ سرگرمیِ مخاطبان را فراهم آورد نیز رایج است. شـُو به معنی جُنگِ تفریحی در آغاز نوعی برنامه‌یِ نمایشیِ ترکیبی بود که در اروپا وَ امریکا در محل‌های نمایشِ کوچک … ادامه مطلب

image1

آوازهای توی تاریکی

هر چند که طبقه بندی ارسطویی همان مفهومی نیست که ما امروز از ژانر در ذهن داریم و کارکردی به مراتب بی دقت تر دارد اما چندان بی راه هم  نیست اگر فرض را بر این بگذاریم که اولین کسی که درباره ی ” ژانر” –  به معنای عام وخیلی وسیع و گل و گشادش البته –  فکر کرده و برای تبین اش کاری و تلاشی کرده، ارسطو بوده باشد. … ادامه مطلب

image1

آقای سکوت

کارنامه‌ی هنری عباس کیارستمی بسیار مفصل است: از فیلم‌نامه نویسی و فیلم‌سازی [که دو تخصص اصلی او بود] تا عکاسی، «ویدئو آرت»، تصحیح متون ادبی کهن به شیوه‌ای مدرن، شاعری و نقاشی. می‌توان گفت که دست او به بیش‌تر شاخه‌های درختِ بلندِ هنر رسیده بود و از هر شاخه حاصل رسیده‌ای چیده بود. از قامت بلند او جز این هم توقعی نمی‌رفت لابد. رابطه‌ی کیارستمی با موسیقی امّا چه‌گونه بود؟ … ادامه مطلب

image1

موسیقیِ جدّی و دشمنانِ آن

نویسنده‌ی این سطرها در این چندماهِ گذشته آن‌قدر درباره‌ی ارکستر سمفونیکِ تهران و حواشیِ آن گفته و نوشته است که بعید می‌داند حرفی ناگفته باقی باشد و موضوعی باشد که به آن نپرداخته باشد شاید جُز این‌که در یکی- دو روزی که گذشت و پس از انتصابِ رسمیِ آقای شهرداد روحانی به سمتِ رهبریِ دائم و مدیریتِ هنری ارکستر[ که موضوعی بود کاملاً قابلِ پیش‌بینی و بارها از سوی صاحبِ … ادامه مطلب

image2

نهادِ مدنی و نگاهِ قبیله‌ای

صاحبِ این قلم عضو و اهلِ خانه‌ی موسیقی نیست، نخستین باری هم که به نیّتِ عضویّت به آن‌جا رفت – که حدودِ هشت یا نُه سالِ پیش بود- واپسین بارش بود؛ دراین یک‌سالِ گذشته هم تا زمانی که نقدها و صحبت‌ها حولِ موضوعاتی چون تعاونیِ مسکن و شیوه‌ی اداره‌ی داخلی این نهادِ صنفی گذشت صاحبِ این قلم نه اظهارِ نظری کرد نه علاقه‌ای داشت که اظهارِ نظر بکند. ماند تا … ادامه مطلب

image1

شورای موسیقیِ ارشاد برای چی‌ست؟

پیش از هرچیز این را بنویسم که صاحب این قلم [یا کسی به نمایندگی از او] در هر چندباری که برای اخذ مجوز آثاری به ارشاد رجوع کرده‌است موفق به کسب مجوز شده و بی‌زحمتی بیرون آمده است. حتّا در مواردی چند، تنها با دیدن نام مولف و مصنفِ اثر ظاهرن نظر به شناختی که در شوراها از آن نام وجود داشته بدون بررسی خاصی هم مجوزهای لازم صادر شده‌است. … ادامه مطلب

image

سُرود

لغتِ «سرود» در ایران با تعبیرهایِ فراوان وَ بنا بر شرایطِ تاریخی وُ اجتماعی با معنی‌هایی متفاوت به کار رفته است. در گذشته‌هایِ دور وَ در هنگامه‌یِ نبرد، اتّحادِ سپاهِ خودی وَ تضعیف روحیه‌یِ دشمن را سبب شده است. در عصرِ ساسانی اورادِ مذهبیِ زردشتی را سرود نامیده‌اند وَ در سال‌هایِ آغازینِ انقلابِ اسلامی به جهتِ ممنوعیتِ بخشی از موسیقی، آن بخش‌هایِ دیگر را که می‌بایست از تیغِ ممیّزی رهایی … ادامه مطلب

موتسارت

«موسیقیِ کلاسیک» چیست؟

‏‎‎سال‌ها ست که هم به بخشی از تاریخِ موسیقی در قرنِ هجدهم وُ نوزدهم وَ هم به کلیّتِ موسیقیِ مَدرسی،جدّی وَ هنری اطلاق می‌شود: «موسیقیِ کلاسیک». این اطلاقِ یک واژه به دو مفهوم، ولوُ آن‌که آن دو مفهوم از اساس با هم بی‌گانه نباشند وَخط وُ ربطِ کمابیش انکارناپذیری هم با هم داشته باشند،می‌تواند اسبابِ کژتابی یا سوءِ تعبیری‌هایی را در درکِ مستقلِ این دو پدیده، پدید بیاورد که خالی … ادامه مطلب

عکس

آهنگ‌ساز می‌نویسد، حتّا اگر مُرده باشد.

نگاهی به موسیقی-نمایش «ترانه‌هایِ محلّی»    نقدها بی‌راهه می روند گاهی؛ یا شاید هم بیش‌ترِ وقت‌ها. منتقد چیزهایی را می‌بیند وُ بند می‌کُند بهِ‌ شان که لزومن موضوعِ نقصانی نیستند وَ بَعد از کنارِ نقص‌هایِ احتمالی‌ای می‌گذرد که می‌توانند حتّا درهمین کوتاه مدّت هم آن‌چنان پاپیچِ فرهنگ بشوند که باورت نشود وَ لابد همین است که نقد مقوله‌یِ حسّاس وُ پیچیده‌ای‌ ست که نمی‌شود وَ نباید دَم-به-دقیقه وُ بی‌خود وُ … ادامه مطلب

عکسِ لید

موسیقیِ روشن‌فکران وَ روشن‌فکرانِ موسیقی

فرض می‌کُنیم (فعلن وَ عجالتن تا چند سطر پایین‌تر) که موسیقی نوعِ ارائه وُ بیانی دارد آن‌چنان منتزع که لابد دریافت‌اش برایِ کسی که آن را تخصّصی نیاموخته باشد آسان وُ سَرراست نیست. از سویِ دیگر این وجودِ منتزع در این تجرّدِ ناگزیرش هرکه را که درگیرِ آموختنِ تخصّصیِ آن بوده است چُنان طلسم کرده که از فهمِ هر نوع ارائه وُ بیانِ هُنریِ دیگری که هم‌نوعِ موسیقی نباشد عاجز … ادامه مطلب

عکسِ لید

تانگو زیرِ برف

تانگو زیرِ برف در ستایشِ «آستور پیاتزولا» اتاق یا کارگاه یا استوُدیوُ یا نمی دانم چه،تاریک وُ روشن بزند در گرگ وُ میشِ سَحر. مردِ جوانی [حدودن سی،سی وُ پنج ساله] نشسته باشد رو- در-رویِ پیرمردی شیطان وُ بازیگوش که هِی وَر برود با فانوسِ سازی عجیب: چیزی میانِ «آکاردئون» وُ «باندِنئون» وُ «بادبادک». پیرمرد خودش را زده باشد به بی توجهی وُ کارش را بکُنَد امـّا زیر چشمی حواس‌اش … ادامه مطلب