بایگانی نوشته‌های عادل هاشمی

1anxiety_munch_anx_lg

نقاب سقراطی من / نامه ای به شارلوت فرنچی، ژانویه‌‌ی 1909

نمی‌دانم چگونه می‌توان نوشتن این نامه را توجیه‌‌ یا جبران کرد و قلبم به ‌تپش می‌افتد وقتی به مسؤلیتی که به بار می‌آورد می‌اندیشم. دیروز همه چیز به غایت زیبا بود؛ از دور به هم خیره می‌شدیم و همه چیز را به وضوح می‌دیدیم، با چنان یقینی در چشمان هم می‌نگریستیم، انگار چشم‌هایمان ستارگانی تابان بودند، اگرچه دور از هم. پس آیا حالا دارم می‌کوشم به تو نزدیک شوم؟ چرا؟ … ادامه مطلب