سینما tagged with 'نقد'

manchester 2

شهرکی به وسعت یک «بی در کجا»: نقد فیلم «منچستر بای دِ سی»

کِنِت لونِرگان ۵۴ ساله، نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان آمریکایی تاکنون سه فیلم بلند به نام‌های می‌توانی روی من حساب کنی (۲۰۰۰)، مارگارت (۲۰۱۱) و منچستر بای دِ سی (۲۰۱۶) ساخته است. او در سال ۲۰۰۲ در نوشتن فیلم‌نامۀ دار و دستۀ نیویورکی با مارتین اسکورسیزی همکاری کرده است. لونِرگان که فرزند مادری یهودی و پدری ایرلندی‌تبار است، نویسندگی را از دوران دبیرستان آغاز کرد. او به دبیرستان والان در منهتن رفت … ادامه مطلب

ساندرا هولر و پتر سیمونیشک در تونی اِردمان به کارگردانی مارن آده

«تونی اِردمان»:تصویری پررنگ از اروپای رو به زوال

عنوان حقیقی تونی اِردمان می‌توانست وینفرید کُنرادی باشد، آموزگار موسیقی حدوداً شصت ساله‌ای که در شهری کوچک در آلمان زندگی می‌کند. او که آدمی اهل شوخی است، سرزده به دیدار دخترش اینِس در بخارست می‌رود. در آن‌جا خود را به‌عنوان تونی اِردمان، شخصیتی غریب و مضحک که خودش آن را ساخته است، به دوستان و همکاران دخترش معرفی می‌کند و زندگی منظم دختر را به آشوب می‌کشد. در واقع، زندگی … ادامه مطلب

photo_2017-02-04_09-54-31

«زردها بی‌خود قرمز نشده‌اند»: نقد فیلم لاک قرمز

«زردها بی‌خود قرمز نشده‌اند»:[۱] نقد فیلم لاک قرمز لاک قرمز از همان جایی آغاز می‌شود که سکوی پرتاب اغلب فیلم‌های امروز سینمای ایران است: معضل اجتماعی، فروپاشی خانواده و فقر و سقوط در ورطۀ نابودی. در نتیجه باید این فیلم را در پیرنگ آثار مشابه با آن بررسی کرد. یعنی فیلم‌هایی که به‌حق یا به ناحق «سینمای اجتماعی» نامیده شده‌اند. ویژگی این سینما، وقوع ماجرا در پیرنگی شهری است که … ادامه مطلب

inf-1

درباره «به قعر جهنم»، مستندِ جدیدِ ورنر هرتسوگ

آخرین فیلم بلند هرتسوگ، به‌قعر جهنم[۱]، دربارۀ آتش‌فشان‌ها است و اگر هر یک از مستندهای اخیر او را دیده باشید، حتماً می‌دانید که شنیدن ادای واژۀ «آتش‌فشان» از زبان این کارگردان با آن لهجۀ محزون باواریایی خودش یکی از نقاط قوت فیلم است. از همان وقت که هرتسوگ به‌عنوان مستندسازی صمیمی و بسیار غیرمتعارف به شهرتی نو دست یافت- سرآغاز آن مرد خرس قهوه‌ای[۲] محصول ۲۰۰۵ بود- پیشگویی‌های صدای بی‌آلایش … ادامه مطلب

nafas-4

تلخیِ خوابی شیرین

«…تاریخ، یقینی‌ست که در نقطه تلاقی نارسایی حافظه و  نابسندگی  مستندات ایجاد می‌شود…» جولیَن بارنِز، درکِ یک پایان[۱]   بر اساس این توصیف جولیَن بارنِز از تاریخ، در کتاب درکِ یک پایان، تاریخ یقینی‌ست ایجاد شده در نقطه تلاقی نارسائی حافظه و در حقیقت چالش‌هائی که فرآیند یادآوری و خاطره در ذات خود بدان دچار است، با فقدان و نقصان مستندات و شواهد که این وضعیت توسط اراده‌ای که تاریخ … ادامه مطلب

forooshande-4

زندگی بازی‌ست

زندگی بازی‌ست[۱] ««…..دیر نیست که نقابِ بازیگر به چهره‌اش بدل شود….»»                                                                                        افلاطون یک بیل مکانیکی گودبرداری می‌کند تا شاید برجی ساخته شود. پیِ ساختمان مجاور سست می‌شود و دیوارهایش ترک برمی‌دارد. ساکنین آن می‌گریزند تا جان خویش را نجات دهند. عماد(شهاب حسینی) و رعنا (ترانه علیدوستی) نیز همراه آنها فرار می‌کنند. عماد، جوان افلیج همسایه را نیز به‌دوش می‌کشد و می‌برد…سکانسی پر تب و تاب که یادآور سینما وریته … ادامه مطلب

lantouri-2

باز هم کوه موش زایید: نقد فیلم «لانتوری»

خبر تلخ اما ساده است: عاشق سینه‌چاکی قاطی می‌کند و به صورت زن جوانی که دوستش دارد اسید می‌پاشد. زنْ، زیبایی و بینایی‌اش را از دست می‌دهد، پای قانون به وسط کشیده می‌شود و زن خواستار قصاص می‌شود اما در آخرین لحظه می‌بخشد… سوژۀ داغی است، به‌ویژه برای فیلم داستانی مستندنما که کاروبارش این روزها حسابی سکه است. این نوع سینما اختراع یکی دو سال اخیر نیست و یک پدیدۀ … ادامه مطلب

ماهور الوند در دختر

پدر و دخترانش: درباره فیلم «دختر» اثر رضا میرکریمی

طلبه‌ای جوان در آستانه پوشیدن لباس روحانیت درگیر زندگی پسری نوجوان و دوستان بی‌خانمانش می‌شود، یک مرد جوان ساده‌دل در امامزاده‌ای واقع بر مرتفع‌ترین نقطه روستایی کوهستانی پی آقا می‌گردد، پزشکی مشهور در جستجوی پسر بیمارش سفری کویری را می‌آغازد، زنی خانه‌دار یک روز ظاهراً ساده از زندگی یکنواختش را با شک و دودلی به پایان می‌برد، دورهمیِ شلوغ و پرهیاهوی خانوادگی برای برگزاری مجلس عقد کوچک‌ترین دختر خانواده به … ادامه مطلب

ایستاده در غبار

«مردی که در غبار گم شد»: نقد فیلم « ایستاده در غبار»

«مردی که در غبار گم شد»[۱] چرا پروتاگونیست ایستاده در غبار از خصوصیاتی که با آنها مرد، فرد می‌گردد بی‌بهره است؟ چرا ایستاده در غبار نمی‌تواند غبار از چهرۀ قهرمانش بزداید و او را در غبار گم می‌کند؟ چرا پرتره‌ای که می‌بایست خطوط کم‌رنگ عکسی کهنه را پررنگ کند درست مثل خود عکس رنگ و رو رفته است؟ چه مرزی میان سینما و فیلم خبری[۲] وجود دارد که اولی را … ادامه مطلب

اژدها

«اژدهای خفته را ماند…»

«اژدهای خفته را ماند…»[۱]  در ابتدای فیلم اژدها وارد می‌شود، یادداشت‌های برجای مانده از جسد روی دیوارها و کاغذها، کتاب ملکوت و… خرت و پرت‌های غبار گرفتۀ دیگر نشان از تریلری پر رمز و راز را می‌دهد: یک سرگرد ساواک برای مأموریتی اداری به جزیرۀ قشم می‌رود. در آنجا یک تبعیدی سیاسی چپ که دو ماه بیشتر با پایان تبعید فاصله ندارد ظاهراً خودکشی کرده است. سرگرد با معاینۀ جسد … ادامه مطلب

ابد ۲

«و میلِ به جنایت/تنها/ در جانِ جانیان نیست»

«و میلِ به جنایت/تنها/ در جانِ جانیان نیست»[۱] بی‌مقدمه وارد خانه‌ای می‌شوی در حاشیۀ کلان‌شهر. خانه‌ای کثیف در کوچه‌ای شلوغ. خانه پر از انسان‌هایی گند گرفته و مطرود و فکسنی است که بوی«واسکا سرخه» می‌دهند؛ بوی آدم‌هایِ اعماقِ گورکی. به درون خانه فرو مکیده می‌شوی. در گندچال خانه غرق می‌شوی. با محسن (نوید محمدزاده) و مرتضی(پیمان معادی) تا انتهایِ وادیِ اضمحلال می‌روی- یا رفته می‌شوی- در غم‌ها و شادی‌هایشان غرق … ادامه مطلب

عباس اسفندیاری در خواب تلخ

خواب تلخ، بیداری محنت‌بار: درباره فیلم «خواب تلخ»

خواب تلخ نمونه موفقی از ژانر شبه‌ـ ‌مستند کمدی (mocumentary) است، نمونه‌ای که از عناصر مهم این ژانر به شکل مناسبی استفاده می‌کند، مثلاً از این حیث که مضمون متفاوتی را دست‌مایه قرار می‌دهد، از آدم‌های واقعی به جای بازیگران حرفه‌ای بازی می‌گیرد و در ابتدای کار با آن‌ها مصاحبه می‌کند که متناسب با فرم شبه‌ـ ‌مستند فیلم است. همچنین در پرداختن به کلیشه‌ها مثلاً در رابطه بین اسفندیار و … ادامه مطلب

لئوناردو دی‌کاپریو در از گور برخاسته

جام شیشه‌ایِ خردشده: دربارۀ« از گور برخاسته»

نخستین بار که از گور برخاسته (بازگشته) را دیدم، احساس کردم فیلم سال است؛ فیلمی زیبا، فصیح و سرشار از زندگی، درست مثل نفس‌های مُقطع کاراکترهای آن جلوی لنزهای بخارگرفته از سرما. تردید نداشتم که موفق‌ترین فیلم گیشه و مدعی اسکار بهترین فیلم خواهد بود. در این اواخر، این همه شگفتی را چه کسی یک جا در یک فیلم دیده بود؟ شاید هنوز در گذشته زندگی می‌کردم. منظورم زندگی در … ادامه مطلب

بری لارسُن و جِیکوب ترِمبلی در «اتاق»

«کسی نمی‌داند بهشت کجاست»؛ نقد فیلم «اتاق»

لنی آبراهامسون کارگردان ایرلندی سینما و تلویزیون، بر اساس فیلم‌نامه‌ای که اِما داناهیو (نمایش‌نامه‌نویس ـ رمان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس) ایرلندی- کانادایی با اقتباس از رمان پرفروش خودش به نام اتاق نوشته، فیلمی با همین نام ساخته است. مدیر فیلم‌برداری دَنی کوهن (انگلیسی)؛ تدوین‌گر نیتِن نوجِنت (ایرلندی) و سازنده موسیقی متن استیوِن رینیکز، آهنگساز و ترانه‌سرای ایرلندی است. فیلم محصول مشترک ایرلند و کانادا است. از بین بازیگران اصلی فیلم چهار نفر … ادامه مطلب

کریستن استوارت و ژولیت بینوش در ابرهای سیلس ماریا

آن بالا بالاها: نقد فیلم «ابرهای سیلس ماریا»

آن بالا بالاها: نقد فیلم «ابرهای سیلس ماریا۱» در ابرهای سیلس ماریا، فیلم جدید اُلیویه آسایاس چه می‌گذرد؟ خب، فیلم در قطاری شروع می‌شود که بازیگر زن مشهور سینما و تئاتر، ماریا اِندرز (ژولیت بینوش) همراه دستیار شخصی‌اش ولنتاین (کریستن استوارت) با آن به سمت زوریخ می‌رود. ماریا آن‌جا است تا طبق برنامه در مراسم تجلیل از نمایشنامه نویسی به‌نام ویلهلم مِلشیور شرکت کند، اما برنامه، با خبرهای جدیدی که … ادامه مطلب

پژمان بازغی و ساره بیات در ناهید

«دریا زبان دیگر دارد…» – نقدی بر فیلم «ناهید»

«دریا زبان دیگر دارد…»[۱] با نمای ورودی که رو به دریا باز می‌شود؛ نماهای بعدی که از مرداب گرفته می‌شوند؛ از انسان‌های مردابی؛ از مردان قهوه‌خانه‌ای؛ از خلاف‌کارهای مَلَس؛ از زنی که بین دو قطب «مادر» و «اُبژ‌ۀ جنسی» دو شقه شده است؛ وارد فضای مه‌آلود شهری شمالی می‌شویم که در آن- به روایت فیلم- از زندگی شهری خبری نیست. ردپایی از صنعت نیست؛ مردهای فیلم حول پلاژ‌داری و قهوه‌خانه … ادامه مطلب

Spectre

اسپِکتر

اسپِکتر[۱] جیمز باند در بریتانیا خیلی طرفدار دارد. این را می‌توان از آمار فروش آخرین حضور او ِاسپِکتر در بریتانیا فهمید: ۳/۴۱ میلیون پوند (۱۵/۶۳ میلیون دلار)، از آغاز نمایش آن در ۲۶ اکتبر. این را می‌توان از شور و شوق زائدالوصف اکثر منتقدین بریتانیایی هم فهمید که بسیاری از آنها از طیف سنّی خاصی هستند: منظور من این است که اَستن مارتین اصلاح‌شده‌ای که ۰۰۷ در این فیلم می‌راند … ادامه مطلب

Untitled-1
Featured Video Play Icon

به‌نام پدر – تحلیل فیلم انیمیشن کوتاه «پدر» ساخته سانتیاگو گراسو

آن‌چنان که از نشانه‌های به‌کار رفته در این فیلم انیمیشن کوتاه برمی‌آید موضوع اصلی مرتبط است با دوران پس از اختناق و حکومت نظامیان در آرژانتین، یعنی سال ۱۹۸۳ که در این سال به‌نوعی، دموکراسی در آرژانتین برقرار شد. بحثی که در اینجا مطرح خواهد شد معطوف به این نکته است که ‌چنین مضمونی، دورۀ زمانی بعد از اختناق و حکومت نظامیان در آرژانتین، چگونه در ساختار انیمیشن پدر شکل … ادامه مطلب

فیلمِ  قصه‌ها

«آب که از چشمه جدا شد چه کرد…» – نقد فیلمِ قصه‌ها اثر رخشان بنی‌اعتماد

«آب که از چشمه جدا شد چه کرد…»[۱] قرار است بدانیم شخصیت‌های اصلی (پروتاگونیست‌های) آثار قبلی رخشان بنی‌اعتماد به کجا رسیده‌اند و چه بر سر آنها آمده است. این موضوع، توفیقی اجباری است چرا که از این رهگذر لابد می‌توانیم در چند و چون سیر تحوّلی سینمای خانم بنی‌اعتماد هم کنکاش کنیم. از همین آغاز اشاره کنم که نقد آثار بعضی از هنرمندان کار دشواری است: انسان‌های بی‌حاشیه و شخصیت‌های … ادامه مطلب

علی مصفا و لیلا حاتمی: در دنیای تو ساعت چند است؟

«کاش یکی بود عکسی از ما می‌گرفت»

استفاده از سینما برای روایت قصّه‌ای مینیمال به زبان سینمایی؛ استفاده از ابزار روایت غیر خطی؛ شناور کردن داستان در زمان ـ در مقام بُعدی حقیقی و مجازی ـ در بازه‌یی کم و بیش چهل ساله؛ استفاده از موقعیت مکانی مه آلود و پررمز و راز و نوستالژیک شهری بارانی و شمالی؛ گفتن از عشق‌های سوخته؛ جان‌های چروکیده و پرپر شده و تباه گشته؛ راه و رسمی است که صفی یزدانیان برای خلق اثرش در پیش گرفته است.

boyhood 1 - Copy

پسربچه‌گی: سال‌هایی که چون خرگوش می‌دوند

ظاهراً ایدۀ فیلم پسربچه‌گی در یک رویا به ذهن ریچارد لینکلِیتِر رسیده است: داخلی: کافی شاپ زن: چی داری می‌نویسی؟ مرد: رمان. زن: قصه‌اش چیه؟ مرد: قصه‌ای نداره. فقط آدم‌ها. حرکت‌هاشون. لحظاتشون… احساسات، عواطف زودگذر، به‌طور خلاصه، بهترین قصه‌ای که تا حالا گفته شده. زن: «تو هم توی قصه هستی؟» مرد: من. نه… فکر نکنم. ولی بعد، یه جورایی در همون حال که می‌خونمش، می‌نویسمش.»   این گفت‌وگو در ذهن قهرمان … ادامه مطلب

Fish and Cat 9

«ماهی و گربه»: اشباح سرگردان در برزخ واقعیت/ خیال و هنر

ماهی و گربه فیلمی چندلایه و پیچیده است که برخلاف بیان نسبتاً صریح در اثری اجتماعی مانند جدایی نادر از سیمین، برای ترسیم خودآگاه یا ناخودآگاه هراس‌های آشکار و پنهان جامعه کوچکی که در جنگلی کنار دریاچه‌ای کوچک در شمال کشور نمایش می‌دهد و از نظر من عالَمِ صغیر (microcosm) جامعه بزرگ شهری در ایران معاصر است، یادآور سمبولیسم پیچیده فیلم‌های روشنفکرانه قبل از انقلاب می‌شود. در نظر نگرفتن این … ادامه مطلب

Azar, Shahdokht 4

آذر، شهدخت، پرویز و تمام چیزهایی که همیشه می‌خواستید راجع به سینمای ایران بدانید اما جرأت پرسیدنش را نداشتید!

آذر، شهدخت، پرویز و دیگران فیلم قابل توجهی در سینمای فعلی ایران است،از این نظر که می‌بینیم بالاخره ما هم اثری ساخته‌ایم که به شیوه برخی فیلم‌های امریکایی خبر از وقایع پیش‌بینی‌ناپذیر آینده می‌دهند مثلاً بلید رانر یا تیغ‌رو  (ریدلی اسکات ۱۹۸۲) که پیشاپیش نماهای فضای شهری لس‌آنجلس در قرن بیست و یکم به تصویر کشید یا  نمایش ترومن (پیتر وی‌یِر، ۱۹۹۸) که ظهور برنامه‌های تلویزیون واقع‌نما و تأثیر آنها بر زندگی … ادامه مطلب

Khasteh Nabashid 5

در دل روشنایی

نقدی بر فیلم خسته نباشید! خلاصه داستان فیلم: رومن و ماريا (مریم) ایرانی‌الاصل، زوجي جهانگرد و میان‌سال که خصوصاً در پی مرگ پسر جوا‌‌‌‌ن‌شان دچار اختلافاتي با يکديگر شده‌اند برای سفر راهی ایران می‌شوند. آن‌ها در ميانه سفر خود در ايران با موسسه جهانگردي طرف قراردادشان به مشکل برمي‌خورند. تا اينکه مرتضي، مستخدم اخراجي هتل به کمک پسر عمويش، حسین تصمیم می‌گیرند آن‌ها را به بازدید از مناطق کویری استان … ادامه مطلب