نمایش > گفت‌و‌گو

اینک تئاتر خصوصی! – بخش سوم و پایانی

۱۸۱۸۶

اینک تئاتر خصوصی! - بخش سوم و پایانیReviewed by گفت‌و‌گو با محمد چرمشیر | حمیدرضا حمیدی on Mar 16Rating: 5.0اینک تئاتر خصوصی! - بخش سوم و پایانی

* تئاتر خصوصی در ایران چگونه است؟ فکر می‌کنید که ما به مفهوم غربی تئاتر خصوصی نزدیک شده‌ایم؟

محمد چرمشیر: قبل ازاینکه پاسخ سوال شما را بدهم باید درباره‌ی ضرورت وجود این نوع تئاتر صحبت کنیم. نکته بسیار مهم و روشن این است که ما خیلی دیر به فکر تاسیس تئاترهای خصوصی افتادیم. دلیل این امر هم بر‌می‌گردد به نحوه‌ی تفکر دولت که سعی داشت تئاتر را در اختیار و زیر نظر خود داشته باشد و از این طریق هم به آن جهت فکری دهد و هم بر آن نظارت داشته باشد. اما به مرور این فکر در دولت هم به وجود آمد که تئاتر را مانند دیگر امور، آرام آرام به بخش خصوصی انتقال دهد. خب این فکر در دستگاه دولت با همت خیلی از کسانی که دغدغه‌ی تئاتر خصوصی داشتند صورت گرفت. حال بر گردیم به موضوع گفتگویمان. مسئله‌ای که در تئاتر خصوصی وجود دارد این است که کلمه‌ی خصوصی به معنای اخص آن در این حوزه کارکرد خود را ندارد زیرا باید از نظر اقتصادی تحت حمایت دولت قرار گیرد. ما قبول داریم که بخش خصوصی ورود پیدا کرده است به حوزه‌ی فرهنگی اما قطعا این بخش خصوصی همانی نیست که دارد در بخش اقتصادی هم فعالیت می‌کند. بنابراین نه از امکانات بودجه‌ای آنچنانی برخوردار است و نه از اساس وضعیت تئاتر در سرزمین ما به گونه‌ای است که بازگشت مالی چشمگیری داشته باشد که بخش خصوصی را ترغیب به سرمایه‌گذاری کند. پس حمایت دولت باید این قضیه باشد و با نگاه دیگر می‌توان گفت که ایجاد تئاتر خصوصی به این معنا نیست که سوبسیدهای دولتی قطع شوند. اما متاسفانه این نگاه در بین دولت‌مردان به میان آمده است که اگر ما تئاتر را انتقال دادیم به بخش خصوصی پس باید حمایت‌های دولتی خود را قطع کنیم که این طرز تفکر امروزه چند عارضه به همراه داشته‌است:

– تئاتر‌های خصوصی کوچکی که تاسیس شده‌اند در تامین هزینه‌های خود دچار مشکل شدند و در یک چشم انداز بلند مدت متوجه شدند که آرام آرام دارند ضرر مالی می‌کنند، پس تصمیم گرفتند که سالن‌های خود را تعطیل کنند. این واکنش به شرایط موجود خطری است که تئاتر خصوصی را تهدید می‌کند.

– تئاتر خصوصی دارای شرایط و ویژگی‌هایی است که متاسفانه در ایران اعمال نمی‌شود. مثلا تئاتر خصوصی باید از هرگونه نظارت و ارزشیابی دستگاه‌های دولتی مبرا باشد. یعنی همچنان دستگاه‌های دولتی هستند که دستور می‌دهند چه تئاتری در چه زمانی و در کدام سالن به روی صحنه اجرا شود. این هم یکی از عوامل دیگری است که تئاترخصوصی را محدود‌تر از آنچه که در مرتبه اول فکر می‌شد، می‌کند.

در مجموع با توجه به این تحلیل‌ها می‌توان نتیجه گرفت که تئاترخصوصی در اصل امری است ضروری و مهم ولی در شرایط حال حاضر کارکرد اصلی خودش را از دست داده‌است.

لازم است که به یک نکته مهم دیگر اشاره کنم. تئاتر دولتی تئاتری است که بنا به تعریف خودش مجبور است که انواع تئاتر را به نحوی پوشش دهد. بنابراین سالن‌های دولتی قادر نیستند که تعریف معینی از هویت خود به مخاطب ارائه دهند بنابراین کارکردشان را در دو حوزه‌ی آموزش و سلیقه‌ی تماشاگران از دست داده‌اند. هنگامی که تئاتر خصوصی شکل گرفت قرار بود که تعریف معینی از نوع تئاتر خود برای مخاطب داشته‌باشد، که باز هم بنا به دلایل نقصان مالی عملا موفق به تعریف مشخص و معین خود نشدند.

تئاتر خصوصی ما به دلایل زیر همان روند تئاتر دولتی را در پیش گرفته است:

– وجود نظارت دستگاه‌های دولتی

– عدم توانایی در ارائه تعریفی از هویت خود

– تصمیم مدیران تئاتر خصوصی، به علت عدم توانایی در به وجود آوردن یک ساز وکار اقتصادی مناسب، مبنی بر به کارگیری بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون ویا انتخاب شکل خاصی از اجراها که با اقبال بیشتر تماشاگرها روبرو است به جهت تامین هزینه‌ها.

در مجموع با وجود تمامی این اعتقادات می‌توان گفت که تئاتر خصوصی از مسیر اولیه و طراحی‌شده خودش به مسیر تازه‌‌ی دیگر کشانده شده‌است. آن چیزی که می‌توان در جمع‌بندی گفت تئاتر خصوصی حال حاضر ما هیچگونه ویژگی یا تعریفی از تئاتر خصوصی، آنچنان که در جهان مطرح است، در بر ندارد.

stage1.png

 * به نظر می‌آید بخش زیادی از تماشاخانه‌های خصوصی برای مقاصد مالی شکل گرفته‌اند. شما با این نظر موافقید؟

محمد چرمشیر: اگر این تماشاخانه‌ها می‌توانستند ساز و کار اقتصادی مشخصی برای خود تعریف کنند که به بازدهی مالی برسند حرف شما را قبول داشتم. اما محاسبات ریاضی این فرآیند مالی بسیار ساده است. فکر کنید تماشاخانه‌ای وجود دارد که نزدیک به سی تماشاگر را درخود جای می‌دهد. اگر به ازای هر تماشاگر مقدار ثابت و معینِ بلیط را در نظر بگیریم و این دو را در هم ضرب کنیم به وضوح مشخص می‌شود که این تماشاخانه قادر به تامین هزینه‌های جاری خود نیست. حال ما چه انتظاری داریم که تماشاخانه مذکور توانایی پرداخت دستمزدهای بازیگران، طراحان، کارگردان، نویسنده و دیگر عوامل گروه اجرایی را داشته‌باشد. حال ما می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که اگر در پس زمینه‌ی ذهن صاحبان تئاتر خصوصی روزی این قصد وجود ‌داشت، عملا با اتفاقی که در صحنه تئاتر افتاد معلوم شد که فکر درستی نیست. به نظر من تئاتر خصوصی به مانند دیگر کشورهای جهان باید تحت حمایت دستگاه‌های دولتی بخصوص شهرداری قرار گیرد. متاسفانه شهرداری کشور ایران این رویه را پیش‌گرفته که خودش وارد این جریان شود و تمامی امور را در اختیار گیرد و به نظر می‌رسد که نه توانایی آن را دارد و نه درست است که چنین کند. بودجه‌های شهری برای امور دیگری هزینه می‌شوند و تنها چیزی که می‌ماند حمایت است. مثلا زمین‌ها و سوله‌های از کار افتاده یا بدون مصرف را در اختیار بخش خصوصی قرار دهد یا در ساخت و سازهای ساختمان‌های تئاتر خصوصی کمک کند و با کمک‌های بلا عوضی که می‌دهد این امکان را فراهم می‌آورد که چرخ تئاتر خصوصی در حال چرخش باشد نه آنکه آن را از طرق مختلف در مضیقه قرار دهد و خودش را به عنوان متولی این دستگاه وارد عمل کند.

 

* به نظر می‌آید که کمک‌های سوبسیدی دولت یا شهرداری به تئاترهای خصوصی این امکان را برای دستگاه‌های ارزشیابی آنها به وجود می‌آورد که نظارت بیشتری بر آثار داشته باشند. شما با این نظرموافق هستید؟

محمد چرمشیر: برای پاسخ به سوال شما ابتدا یک پیش‌فرض مطرح می‌کنم. اگر تصور کنیم که با تغییر مدیران، سلیقه‌های شخصی آنها در سیاست‌گذاری دخالت داده نمی‌شود آنگاه لازم به ذکر است که ما هنرمندان نیازی به تذکرات مستمر مسئولین در جهت حفظ ارزش‌ها، خطوط و چهارچوب‌ها نداریم. زیرا ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اگر این خطوط تعریف هم نشده باشند آدم‌ها به مرور این خطوط را یافته‌اند. پس هنرمندان در شرایط امروزی و پس از سال‌ها کارکردن تمامی خطوط قرمز، سلیقه‌ها، فکرها و اندیشه‌های جامعه را پیدا کرده‌اند و دیگر احتیاجی به تذکرات نیست.

حال اگر به این نتیجه رسیده‌باشیم که هنرمندان تئاتر این محدوده را شناخته و آن را پذیرفته‌اند کافی است که وارد تئاترها شوند، جنس و نوع سلیقه خودشان را بر روی صحنه اجرا کنند و از این طریق مخاطب خاص خودشان را بیابند. پس اکنون و در شرایط توضیح داده‌شده‌ی فوق، شهرداری یا هر ارگان و نهاد دیگری باید به دنبال آن باشد که چرخ تئاتری را که از آن حمایت کرده‌اند به‌درستی در حال چرخیدن باشد. برای بهتر روشن شدن این مطلب مثالی می‌زنم‌. تئاتر دیتر کومل ( Dieter Komel )در فرایبورگ- جایی‌که ما هم در آن اجرا داشتیم- بااین ساز و کار فعال بود که شهرداری یک حمام ترک که واقع در ساختمانی قدیمی بود را با این شرایط که مبلغی از درآمد سالیانه به صورت توافقی به شهرداری پرداخت کنند و همچنین مکان تئاتری را فعال نگه‌دارند، به مدت یکسال در اختیار گروه قرار داده‌بود. گروه برای انجام تعهدات خود، صبح برای کودکان، بعدازظهر برای اقشار خاص دیگر و شب اجرا اصلی خودشان را به روی صحنه می‌برد. زمانی هم که قادر به انجام تعهدات خود نبود شهرداری گروه را از آن ساختمان بیرون می‌کرد و از گروه دیگری دعوت به عمل می‌آورد. بنابراین هنگامی که پیشنهاد سوبسیدهای دولتی و حمایت‌های شهرداری را مطرح می‌کنم یک سازوکاری مشابه این نمونه در ذهن دارم.

 

* برگردیم به تئاتر خصوصی در ایران با همان ساز و کاری که امروزه دارد. تئاتر خصوصی با اوصاف امروزی‌اش چه تاثیر مثبتی دارد؟ فکرنمی‌کنید در این شرایط تا حد زیادی محتوا دچار رکود می‌شود و تئاتر در حد یک سرگرمی صرف تنزل پیدا می‌کند؟

 

محمد چرمشیر:ما داریم تئاتر خصوصی که الان موجود هست را ملاک داوری خود قرار می‌دهیم. این شکل از تئاتر دو گونه است؛ یکی تئاتر خصوصی بصورت کلی و عمومی وجود دارد و یکی هم تئاتر خصوصی که امروزه در کشورمان وجود دارد. حال ما این دو تعریف را باید از هم جدا کرده و تحلیلشان کنیم. تعریفی که از تئاتر خصوصی در اصل وجود دارد چنین است:

– تکثر ایجاد کند، یعنی انواع تئاتر را گسترش دهد.

– تنوع ایجاد کند، یعنی این اجازه را به جامعه بدهد که آرام آرام به سمت انتخاب جنس تئاترش حرکت کند.

به طور کلی در تئاتر خصوصی به علت وجود تنوع، هنرمندان تجربیات خودشان را روی صحنه می‌آورند و در نتیجه فضاهای متفاوت و گوناگون تئاتری پدید‌می‌آیند. همچنین تماشاگران در این فضای به‌وجود آمده می‌توانند بر اساس سلیقه خودشان انتخاب کنند‌.اما از آنجا که در ایران تئاتر خصوصی با بحران اقتصادی مواجه است، کمتر شاهد گونه‌های متفاوت تئاتری هستیم لذا همان شکل تجربه شده تئاتر دولتی – سنتی به عنوان عادت به این تئاتر تزریق شده‌است.

بر اساس تعاریفی که پیشتر ارائه شد‌، به‌نظر می‌آید که نتوانسته‌ایم به تعریف جامعی از تئاتر خصوصی برسیم و اگر هم ایده‌هایی در ارتباط با آن داشته‌ایم، در اجرایی‌کردن آن ایده‌ها ناتوان هستیم.

 

* سوال آخر. شما به عنوان یکی از تاثیرگذارترین درام‌نویسان چند دهه اخیر، اوضاع تئاتر ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 

محمد چرمشیر: برای بررسی وضعیت کنونی تئاتر ایران باید به دو ویژگی آن توجه کرد؛ تکثر و تنوع. خوشبختانه از نظر تکثر ما در وضعیت مناسبی قرار گرفتیم اما از بعد تنوع متاسفانه باید گفت که ما تک بعدی شده‌ایم و فقط با یک گونه از اجرا روبرو هستیم و این موضوع به تئاتر آسیب وارد کرده‌است.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.