پرونده > مقاله

پرونده‌های برنستاین-بخشِ سوم و پایانی: برنستاین در نوارهای نیکسون

۱

پرونده‌های برنستاین-بخشِ سوم و پایانی: برنستاین در نوارهای نیکسونReviewed by الکس راس on Mar 7Rating: 5.0پرونده‌های برنستاین-بخشِ سوم و پایانی: برنستاین در نوارهای نیکسونتوضیحِ مترجم: «نوارهای نیکسون» یا «نوارهای واترگیت» مجموعه‌ی مکالمات و مذاکراتِ ضبط شده‌ی ریچارد نیکسون و معاونان و مشاورانِ او در کاخِ سفید است که به دستورِ خودِ نیکسون در فاصله‌ی سال‌های هفتاد و یک تا هفتاد و سه ضبط شده‌اند. نیکسون اولین رییسِ جمهورِ آمریکا نبود که مشروحِ مذاکراتِ خود در کاخِ سفید را ضبط می‌کرد، اما این نوارها بعداً در جریانِ رسواییِ واترگیت افشا و در سالِ دو هزار و سیزده به طورِ کامل منتشر شدند.

توضیحِ مترجم: «نوارهای نیکسون» یا «نوارهای واترگیت» مجموعه‌ی مکالمات و مذاکراتِ ضبط شده‌ی ریچارد نیکسون و معاونان و مشاورانِ او در کاخِ سفید است که به دستورِ خودِ نیکسون در فاصله‌ی سال‌های هفتاد و یک تا هفتاد و سه ضبط شده‌اند. نیکسون اولین رییسِ جمهورِ آمریکا نبود که مشروحِ مذاکراتِ خود در کاخِ سفید را ضبط می‌کرد، اما این نوارها بعداً در جریانِ رسواییِ واترگیت افشا و در سالِ دو هزار و سیزده به طورِ کامل منتشر شدند.

«مس» در هشتمِ سپتامبرِ هزار و نهصد و هفتاد و یک برای اولین بار در سالنِ اپرای مرکزِ هنرهای نمایشیِ کندی اجرا شد. برخی از تماشاگران ترکیبِ موسیقیِ پاپ و نیایش‌های کاتولیک توسطِ برنستاین را نپسندیدند، اما واکنش‌ها به طورِ کلی مثبت بود. روزِ بعد، سالنِ کنسرتِ مرکزِ کندی اولین اجرایش را تجربه کرد: اجرای ارکستر سمفونیکِ ملی به رهبریِ انتال دوراتی. در هفته‌های قبل و بعد از اجرای «مس»، نیکسون پیوسته درباره‌ی موضوعاتِ مرتبط با آن با رییسِ ستادش، اچ. آر. هَلدمن، و در یک مورد با ستاره‌ی سینما، جینجر راجرز، بحث می‌کرده است. من هشت مورد از این گفت‌وگوها را از آرشیوِ دانشگاهِ ویرجینیا انتخاب کرده‌ام.

یک. نهمِ آگوستِ هزار و نهصد هفتاد و یک:

نیکسون و هلدمن برای افتتاحیه‌ی مرکزِ کندی برنامه‌ریزی می‌کنند. نیکسون درخواست می‌کند که «له پرلودِ» فرانتس لیست در برنامه‌ی ارکستر سمفونیکِ ملی اجرا شود. وقتی هلدمن به «مس» اشاره می‌کند، نیکسون می‌گوید: «کثافت!». هلدمن شدیداً توصیه می‌کند که رییسِ جمهور در برنامه شرکت نکند. «کشیش‌مان»-احتمالاً جان مک‌لاکلین(به قسمتِ دومِ همین مجموعه مراجعه کنید)-می‌گوید که «مس» احتمالاً «خیلی افسرده‌کننده» خواهد بود. نیکسون و هلدمن بحث می‌کنند که رییسِ جمهور چطور می‌تواند در اجرای «مس» شرکت نکند. تصمیم گرفته می‌شود که او به اجرای ارکستر سمفونیکِ ملی برود.

دو. هفتمِ سپتامبر:

هلدمن می‌گوید که بهانه‌های نیکسون «تاثیرِ مثبتی» داشته‌اند. بعد درباره‌ی اتفاقاتِ «تهوع‌آوری» صحبت می‌کند که شبِ قبل در اجرای غیرِ رسمیِ «مس» رخ داده است. اشک‌های برنستاین درمقابلِ تشویقِ ایستاده‌ی جمعیت، در آغوش کشیدنِ اجراکنندگان، بوسه‌های او بر گونه‌های مردانِ گروه. نیکسون می‌پرسد: «آیا اپراست؟». هلدمن توضیح می‌دهد که درواقع یک «مس» است، هرچند «عجیب و غریب» است.

سه. هشتمِ سپتامبر:

هلدمن دوباره درباره‌ی عادتِ برنستاین در بوسیدنِ همه صحبت می‌کند، و تلاش می‌کند ابهامِ ژانرِ اثر را برطرف کند. نیکسون آن را با هنرِ مدرن مقایسه می‌کند که «قرار است دوست داشته باشی، اما نداری». هلدمن می‌گوید بعضی قسمت‌ها فوق‌العاده‌اند، اما بقیه «موسیقیِ آتنال» هستند.

چهار. نهمِ سپتامبر:

هلدمن گزارش می‌دهد که یک نقدِ منفی درباره‌ی «مس» در شماره‌ی فردای نیویورک تایمز منتشر خواهد شد. منبعی در نیویورک تایمز هلدمن را مطلع کرده است. در حقیقت اما، آن نقد، به قلمِ هرولد شونبرگ، صبحِ همان روز منتشر شده بود.

پنج: یازدهمِ سپتامبر:

سمینارِ ریاستِ جمهوری درباره‌ی برنامه‌ریزی برای کنسرت! هلدمن و نیکسون درباره‌ی کنسرتِ ارکستر سمفونیکِ ملی، که شبِ نهمِ سپتامبر برگزار شد صحبت می‌کنند. برنامه شاملِ اورتورِ «تقدیسِ خانه» اثرِ بتهون، ویلن کنسرتوی شماره‌ی سه‌ی موتسارت در سل ماژور(به همراهِ ویلنِ آیزاک اشترن)، «پرستشِ بهارِ» استراوینسکی و کانتاتِ «یک آوازِ رها» اثرِ ویلیام شومان(و بدونِ قطعه‌ی فرانتس لیست) بود. هلدمن خلاصه‌ای از نقدها و یادداشت‌ها را ارائه می‌کند، که بیشتر به تعریف از کیفیتِ آکوستیکِ سالن و انتقاد از دوراتی برای اجرای قطعاتِ نامربوط درکنارِ هم اختصاص دارند. نیکسون موافق است؛ سمفونیِ نهِ بتهون را ترجیح می‌داده. هلدمن بیشتر دوست داشته سمفونیِ پنجِ چایکوفسکی و «یکی از کارهای خوبِ گرشوین» اجرا شود. دوباره به نقدِ منفیِ شونبرگ درباره‌ی «مس» اشاره می‌شود.

شش. سیزدهمِ سپتامبر

نیکسون به موضوعِ حمایتِ برنستاین از «پلنگ‌های سیاه» می‌پردازد(به قسمتِ اولِ همین مجموعه مراجعه کنید)؛ هلدمن به همکاریِ او با بریگان اشاره می‌کند(به قسمتِ دومِ همین مجموعه مراجعه کنید). او دوباره درباره‌ی این‌که برنستاین همه را می‌بوسد صحبت می‌کند، «از جمله آن سیاه‌پوست» را(الوین ایلی، طراح رقص و فعالِ سیاسیِ آمریکایی). نیکسون می‌گوید «واقعاً تهوع‌آور» است. رفتارِ برنستاین با همه‌ی سنت‌های یهودی، آمریکای لاتین و فرانسوی متفاوت است. نقدِ شونبرگ دوباره مطرح می‌شود؛ نیکسون به «نامِ یهودیِ» او اشاره می‌کند.

هفت. هفدهمِ سپتامبر:

نیکسون با جینجر راجرز ملاقات می‌کند. بعد از این‌که راجرز برنامه‌ی کاری‌اش را شرح می‌دهد و اجرای کاترین هپبورن در نمایشِ موزیکالِ «کوکو» را می‌ستاید، رییسِ جمهور احساسات‌اش درباره‌ی مرکزِ کندی را بیان می‌کند و دوباره به خاطرِ انتخاب‌های دوراتی تأسف می‌خورد. درباره‌ی «پرستشِ بهارِ» استراوینسکی می‌گوید: «چندان چیزی نیست که من خوشم بیاید»، هرچند موسیقیِ جَز را دوست دارد. با این همه یک برنامه‌ی سمفونیک را به «آن برنستاینِ عجیب و غریب» ترجیح می‌دهد. راجرز با او هم‌عقیده است.

هشت. بیست و هشتِ سپتامبر

برنستاین گفته است که نیکسون به خاطرِ همکاریِ او با بریگان در اجرای «مس» حاضر نشده است. رییسِ جمهور این ادعا را «مزخرف» می‌خواند؛ و بعد برنستاین بالاترین نشانِ افتخار را می‌گیرد: او را «حرام‌زاده» می‌خوانند!

 

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.