ادبیات > نقد

اهمیت نویسنده بودن

۱۳۸۰۱۴۵۹۶۵۶۸۲٫cached

اهمیت نویسنده بودنReviewed by جولیان بارنز | سروش واجد on Feb 24Rating: 5.0اهمیت نویسنده بودنمن نویسنده‌ام به دلایل بسیاری چون عشق به نوشتن، شور آفرینش، سودای شهرت، فرار از کارمندی و هراس از مرگ اما اصلی‌ترین دلیلم باوری است که به نوشتن دارم، باور به اینکه هنری والاتر از نوشتن برای بیان حقیقت زیستن وجود ندارد. در وانفسای دروغ و لفاظی زننده سیاستمدارها، وعده دروغین مرام‌ها و مکتب‌ها و فساد رسانه‌ها فقط داستان است که دروغ‌هایی بسیار نزدیک به حقیقت را با لطف و زیبایی عرضه می‌کند. این وجه متناقض، ضمناً عامل عظمت و جذابیت این هنر نیز ه

من نویسنده‌ام به دلایل بسیاری چون عشق به نوشتن، شور آفرینش، سودای شهرت، فرار از کارمندی و هراس از مرگ اما اصلی‌ترین دلیلم باوری است که به نوشتن دارم، باور به اینکه هنری والاتر از نوشتن برای بیان حقیقت زیستن وجود ندارد. در وانفسای دروغ و لفاظی زننده سیاستمدارها، وعده دروغین مرام‌ها و مکتب‌ها و فساد رسانه‌ها فقط داستان است که دروغ‌هایی بسیار نزدیک به حقیقت را با لطف و زیبایی عرضه می‌کند. این وجه متناقض، ضمناً عامل عظمت و جذابیت این هنر نیز هست.

آنچه خواندید، نظر جولیان بارنز، نویسنده مشهور انگلیسی نسبت به نویسندگی است. بارنز رمان‌ها، داستان‌های کوتاه و مقالات زیادی نوشته که، تاریخ، واقعیت، حقیقت و عشق، اصلی‌ترین مضمون‌هایش هستند. بارنز که به خاطر ذهن خلاق و نثر ساده و روان و شخصیت‌پردازی‌ محکم و سنجیده آثارش همواره از نویسندگان مطرح و موردتوجه مردم و منتقدان بود در سال ۲۰۱۱ با رمان ادراک یک پایان برنده جایزه من بوکر شد.

بارنز قبل از این ۳ بار به خاطر رمان‌های طوطی فلوبر (۱۹۸۴)، انگلیس، انگلیس (۱۹۹۸) و آرتور و جورج (۲۰۰۵) نامزد این جایزه بوده است.

طوطی فلوبر

جیوفری بریث ویت، پزشک بازنشسته انگلیسی برای تحقیق درباره زندگی فلوبر به فرانسه سفر می‌کند. جست‌وجوی او بر اساس نوشته‌ای از فلوبر است که می‌تواند مبنای الهام بخشی در فهم معنای زندگی این نویسند ه داشته باشد. در بازدید از موزه‌ای، یک طوطی خشک‌شده زیبا و دوست‌داشتنی توجه بریت وی‌ات را جلب می‌کند و او می‌خواهد بفهمد آیا این همان طوطی است که فلوبر از موزه روئن قرض گرفته و در طول نوشتن رمان «یک قلب ساده» روی میز کارش گذاشته و آیا این همان طوطی فیلیسیتی شخصیت اصلی اثر است.

در ابتدا به نظر می‌آید داستان تحقیقی ساده و مسخره از زندگی فلوبر و معماهای کوچکی درباره طوطی است اما به‌سرعت همه این‌ها مبهم و نگران‌کننده می‌شوند و به‌تدریج روشن می‌شود که وسواس فکری پنهان بریث ویت نسبت به فلوبر عللی روان‌شناختی دارد. همچنین بارنز در خلال داستان به‌نقد ادبی نیز پرداخته و رمان نیز با یک ستون نقد ادبی آغاز می‌شود و برث ویت راوی داستان می‌تواند نقد ادبی را مسخره کند اما نمی‌تواند از آن فرار کند. رمان هوشمندانه به ما نشان می‌دهد که ما هرگز نمی‌توانیم چهره‌ی حقیقی فلوبر را بشناسیم چراکه حقیقت مطلق و مشخصی از گذشته وجود ندارد و آنچه که واقعاً رخ‌داده هیچ‌گاه ثبت‌نشده، دشواری فهم درست از گذشته تم اصلی طوطی فلوبر است.

«زنان وقتی توطئه می‌کنند که ضعیف باشند، آن‌ها از ترس دروغ می‌گویند. مردان وقتی قوی هستند توطئه می‌کنند، آن‌ها از روی تکبر، دروغ می‌گویند.»(بخشی از رمان طوطی فلوبر)

انگلیس، انگلیس

این رمان ۲۸۰ صفحه‌ای درباره انگلیس، حقیقت، ابداع رسوم و فراموشی تاریخ است. در این رمان بارنز دو انگلیس وجود دارد. انگلیس قدیم، که کمابیش شبیه به انگلیسی است که ما امروزه می‌شناسیم با این تفاوت که از معروف‌ترین نشانه‌های تاریخی‌اش عاری است و انگلیس ۲ در یک شهربازی جذاب و جدید به نام «انگلیس، انگلیس» که نسبت به انگلیس واقعی راحت‌تر پاک‌تر، دوستانه‌تر و کارآمد‌تر است.

همچنین در این اثر دو رمان وجود دارد. در اولی تجار حریص و سرمایه‌داران جاهل و روشنفکران پرمدعا را با طنزی تلخ به سخره می‌گیرد. در دومی چهره فلسفی و مشتاق زنی را روایت می‌کند که برای معنا بخشیدن به زندگی‌اش تلاش می‌کند. در تداخل آشفته این دو داستان تم‌های آشنایی چون بی‌اعتباری خاطرات و گریز از گذشته دیده می‌شود.

نقطه اتصال این داستان‌ها شخصیتی است به نام «مارتا کوکران» است یکی دیگر از زنان لجوج و مستقل آثار بارنز، کسی که به دنبال خود واقعی‌اش می‌شود. مارتا در حومه انگلیس بزرگ‌شده جایی که در آن تاریخ انگلستان را با حفظ رویدادهای مهم یاد گرفته، بچه بوده که پدرش خانه را ترک کرده و دیگر هیچ‌وقت برنگشته و بعدها پدرش به مارتا می‌گوید که او مادرش را به خاطر زن دیگری ترک کرده.

مارتا فارغ‌التحصیل رشته تاریخ، سرسخت، باهوش و رک است. او که برای کار به لندن رفته حالا در ۳۹ سالگی مشاور «جک پیتمن» کارآفرین معروف و مبدع طرح شهربازی «انگلیس، انگلیس» در جزیره وایت است. بارنز به مارتا شخصیتی دوگانه داده است در روایت شهربازی انگلیس، انگلیس او یک مدیر تند گو است اما در روایت زندگی‌اش یک دختر تنها مالیخولیایی است.

در داستان مشاورانی پیتمن را در تحقق این طرح همراهی می‌کند. یکی از آنان روشنفکری فرانسوی است که عقیده دارد «مردم جعل را بر اصل ترجیح می‌دهند.» و یکی از مدیران اجرایی‌اش می‌گوید که مردم سفر نمی‌کنند تا چیزهای جدید ببینند آن‌ها از چیزهایی لذت می‌برند که درباره آن می‌دانند. آن‌ها به انگلیس می‌آیند تا دانسته‌های خود درباره خانواده سلطنتی، تاکسی‌های لندن، شکسپیر، کلاه‌های لبه‌دار، مارمالاد و ساعت بیگ بن را به چشم ببینند.

تیم آقای جک پی‌تان هر آنچه را قادر به خلقش نیست می‌خرد مثل پادشاه، تیم فوتبال منچستر، لدی گدویا، ساموئل جانسون، رابین‌هود و حتی حوادث مهم تاریخی چند بار در روز نمایش داده می‌شوند. طولی نمی‌کشد که این جزیره از انگلیس جداشده و به ملک شخصی آقای جک پیتمن تبدیل می‌شود.

در طول رمان مارتا و دوستش جک با تهدید آقای جک پیتمن در تلاش‌اند تا از کنترل او بر «انگلیس، انگلیس» بکاهند اما باوجود تمام بدخواهی‌ها این پروژه هرروز موفق‌تر پیش می‌رود و درعین‌حال انگلیس قدیم که تاریخ و هویتش را ازدست‌داده در سراشیبی سقوط قرار دارد. میلیون‌ها نفر کشور را که دچار بحران اقتصادی شده ترک کرده و انگلیس به‌سوی گذشته اولیه خود عقب‌گرد می‌کند.

جولیان بارنز با بررسی ماهیت خودسرانه تاریخ‌نویسی و ماهیت تکراری تاریخ، تصور انگلستان از خودش و همچنین بدبینی انسان به واقعیت و امیال فانتزی او نسبت به پول را به سخره می‌گیرد. این اثر درخشان با طنزی زیبا اما تند و گزنده گنجینه‌ای است از بازی با کلمات، تصاویر مضحک و عبارات ارزشمند.

بارنز خودش در پاسخ به گاردین که از هدف او در این داستان پرسیده، می‌گوید: بیان حقیقت، بیان دروغ‌های زیبا و دقیقی که حقایق را احاطه کرده‌اند.

«خاطرات کودکی خواب‌هایی هستند که بعد از بیداری همچنان در شما زنده‌اند.»(از رمان انگلیس، انگلیس)

آرتور و جورج

این کتاب اثری است درباره جنایت و معنویت، گناه و معصومیت، هویت و ملیت. واقعه تاریخی «جنایت گریت ویرلی» (در اوایل قرن بیستم در مکانی به نام گریت ویرلی در روستای استفورد شیر انگلستان به علت نامعلومی حیوانات زنده را به شکل وحشیانه‌ای تکه‌تکه و ناقص می‌کردند) و دو شخصیت حقیقی بانام‌های «آرتور کانن دویل» خالق شخصیت شرلوک هلمز و «جورج ادلاجی» وکیل سرشناس انگلیسی هندوها از مهم‌ترین ستون‌های این رمان تحسین‌شده هستند. آرتور و جورج در اواخر قرن ۱۹ در انگلیس مایل‌ها دور از هم بزرگ شدند. آرتور در شهر فقیرنشین و کاتولیک ایدنبورگ و جورج در روستای کوچک استفورد شیر. آرتور یکی از معروف‌ترین نویسندگان نسل خودش شد و جورج نیز وکیلی سخت‌کوش در بیرمنگام؛ اما با شروع قرن جدید با وقوع حادثه «جنایت گرت ویرلی» آن‌ها با یکدیگر برخورد می‌کنند. آرتور و جورج رمانی است که در آن حوادث ۱۰۰ سال قبل پژواک عصر حاضر هستند. در بیشتر بخش‌های رمان این دو مرد با یکدیگر ملاقات ندارند و ما روند زندگی هر یک را جداگانه و متناوب دنبال می‌کنیم؛ اما گاهی به شکل اتفاقی برخی از حوادث زندگی این دو در مدار یکدیگر قرار می‌گیرد. بارنز در این کتاب شگردهای پست‌مدرنیستی کارهای قبلی‌اش را کنار گذاشته و با نثری روان و حرفه‌ای، داستان را منصفانه و سرراست بر اساس یک حادثه معروف روایت می‌کند که درعین‌حال دربرگیرنده بررسی‌های سنگین تاریخی نیز هست. خواننده این داستان هیجان یافتن سرنخ‌ها را _ آنچه معمولاً در یک داستان پلیسی اتفاق می‌افتد ـ تجربه نمی‌کند اما در عوض خود را در بمباران انبوهی از اطلاعات جزئی می‌بیند. در این اثر بارنز با شخصیت‌پردازی‌های قوی و دیالوگ‌های سنجیده یک حادثه قدیمی را در طول زندگی شخصیت‌ها روایت می‌کند. این کتاب تصویری است ازآنچه ما فکر می‌کنیم، باور داریم و می‌دانیم.

«تو محکوم‌شده بودی تا آن‌گونه زندگی کنی. فریادت را خفه می‌کردی، درباره عشقت دروغ می‌گفتی، همسرت را فریب می‌دادی و همه اینت را افتخار می‌دانستی. این‌یک پارادوکس مزخرف بود برای اینکه رفتارت خوب باشد مجبور بودی بدرفتار کنی.» (از رمان آرتور و جورج)

حس یک پایان

یازدهمین اثر بارنز رمان کوتاه جذابی است درباره پیری، خاطره و حسرت.

راوی این کتاب تونی وبستر ۶۰ ساله، مرد بازنشسته آرامی است که یک دختر دارد و از همسرش جداشده. تونی با دریافت نامه یک وکیل که حاوی درخواست غیرمنتظره‌ای است مجبور به تحقیق درباره گذشته و راهی که طی کرده می‌شود. تونی به یاد می‌آورد که چگونه او و دوست باهوش و جسور دوران مدرسه‌اش، آدریان فین با یکدیگر عهد بستند که تا همیشه دوست بمانند؛ اما با خودکشی آدریان تونی سعی می‌کند تا اتفاق‌های گذشته را فراموش کند.

بارنز در این اثر به شیوه و روش‌هایی پرداخته که مردم با استفاده از آن‌ها گذشته‌شان را تحریف می‌کنند تا بتوانند از زندگی خود افسانه بسازند. در این کتاب ما تنها به دنبال این نیستیم تا ببینیم راوی غیرقابل‌اعتماد داستان چگونه گذشته‌اش را بازآفرینی می‌کند یا اینکه در ۴۰ سال پیش واقعاً چه بر او گذشته، بلکه علاوه بر این‌ها می‌خواهیم بفهمیم که اصلاً تونی وبستر چه نیازی به تحریف گذشته‌اش دارد. بارنز با ایجاد تعلیق‌های جذاب، یک داستان کارآگاهی روان‌شناسانه خلق می‌کند که انبوهی از ایده‌های فلسفی است

جولیان بارنز ماهرانه اما ناملموس، پیچیدگی‌های احساس انسان را خلاصه روایت می‌کند و کوتاهی این رمان هرگز از صلابتش کم نمی‌کند، در این اثر هر کلمه نقش خود را به‌درستی بازی می‌کند. حس یک پایان کتابی است بسیار زیبا و خواندنی که با پایانش ذهن ما با سؤال‌های بسیاری درگیر می‌شود و درک می‌کنیم که ناشناخته لزوماً به معنی نامحتمل نیست.

«یکی از تفاوت‌های تکان‌دهنده جوانی با پیری برای من در این است که وقتی جوانیم آینده‌های متفاوتی برای خودمان خلق می‌کنیم اما وقتی پیر می‌شویم گذشته‌های متفاوتی برای دیگران خلق می‌کنیم.»(از رمان حسی یک پایان)

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.