تجسمی > یادداشت

فراموشیِِ وضع حاضر

Kamgouyan01

درباره اسرارالنُّسیان. نمایشگاه تازه‌ی امیرنصر کم گویان در گالری آران

آثار امیرنصر دوره‌هایی از تاریخ –تاریخ هنر- را به یاد می‌آورد که هنرمند در جستجوی پیدا کردن نسبت خود با جهان و شیوه‌هایی برای نمایش این نسبت بود؛ خود را مظروف و طبیعت را ظرفِ بودنِ خود میدانست. این آثار از ظاهری پیچیده برخوردارند که برآمده از پیچیدگی همین رابطه است. ذهن انسان در بر آوردن نیازها و پاسخ به پرسشهای خود به اقسام تجارب دست میزند و به انواع دستاوردها نایل میشود تا به کشف و نمایش برون و درون بپردازد. اما در طول زمان در اندیشیدن به عمق رابطه خود و هستی -طبیعت- دچار ازدحام و اختلال میشود. هرچه در ژرفای این پرسش که کجا است و چه میکند بیشتر غوص میکند، بیشتر با برهم نشستن ساختارها و تصاویر مختلف برای تعریف کردن موقعیت خود در هستی –طبیعت- مواجه میشود. انسان در این جست و جو ابتدا به درون خود رجوع کرد و به کشف و تصویر درونش پرداخت و بعد برای بهره برداری و کنترل جهان به تولید مکانیسمهای فکری و تجربی پرداخت تا زندگی و جهان را به سیاق و میل خود هدایت کند.

Amirnasr Kamgooyan - From series Serendipity, silk screen on aluminum 86x94 cm, 2016

اما رفته رفته در این سیر و پیدایش جهان جدید، انسان دچار فراموشی شد. در اغواگری زندگی صنعتی شده غرق شد و هرروز بیشتر در راه فراموشی و تخریب همان هستی که خود را مظروف آن میدانست پیش رفت. به جایی رسید که از بودن در هستیِ خودساخته ناخوش بود و میل به بازگشت در او قوت گرفت. اما عقبگرد ممکن نبود. تنها میتوانست معکوس نگاه کند، از حال به گذشته، از بیرون غرقاب به درون؛ تنها با تلاش برای بازگشت به جهان ذهن و به طبیعت، دو جهان مبداء. دیگر نمیتوانست هستی صنعتی شده‌اش را غیر صنعتی کند. آنچه بود فقط آگاه شدن به فراموشی رابطه او با هستی بود. شاید پناه بردن به خیال، تنها راه بازگشت میبود؛ گذشتن از جهان پر زرق و برق مصنوع و پناه بردن به خیال ورزی برای باز اندیشیدن به گذشته، حال و آینده‌ی طبیعت-هستی و دوباره تدوین کردن رابطه و جایگاه خود در آن. این خیال ورزی به معنای پناه بردن به خلسه و اوهام نیست. بلکه رجوع به خویشتن برای یادآوری خاستگاه انسان و هستی است. ادراک و احساس خود بعنوان یک کل ارگانیک است و یکی پنداشتن آن با ارگانیسم بزرگتر طبیعت.

در آثار امیرنصر ساختاری پیچیده و درهم تنیده و حتی بهم ریخته، برساخته از همین نسبتها به نمایش در می‌آید. نسبت ذهنی با دغدغه و حسرت طبیعت، با ذهنی مشوش و خنثی شده و غرق در روزمره‌ی صنعت زده. ‌ذهنی در کشاکش میان دغدغه‌ی زنده ماندن و تفاوت آن با شور زندگی. ذهنی که در طول تاریخ زیسته‌اش به فراموشی در افتاده و اکنون در مواجهه با نتایج آن گاهی تنها راه خلاصش پناه بردن به فراموشیِ وضع حاضر است. گذر از فراموشیِ جاری با پناه بردن به نسیان!

باز کشم پای ز دامان فرش           سر به در آرم ز گریبان عرش

جامهٔ جسم از تن جان برکشم         خامهٔ نسیان به جهان درکشم[۱]

 گویی در این نسیان است که ذهن از گرو حدود حیات جاری فارغ میشود. راه رهایی را در جهت مخالف جست و جو و تجربه میکند. حرکت دوباره از بیرون به درون، انگار برهانی خلفی در پیش بگیرد و آگاهی را به میانجی خیال، از جهان مرئی باز ستاند.

سهو و نسیان را مبدل کن به علم          من همه خِلمم مرا کن صبر و حلم[۲]

آثار امیرنصر به رغم پیچیدگی و درهم تنیدگی عناصر تصویری، همچون مصور سازیهای علمی در پی تشریح و تنویر است. از دل اغتشاش و سرهم سازی تصاویر، او راه خلوص را در جریانی خلاف ساختار طی میکند. در فرآیند تولید صنعتی، رسیدن به خلوص ماده را میجوید. در درهم پیچیدگی موتیفهای مکانیکی، طبیعی و تخیلی‌اش، او حرکتی را درجهت مخالف برای رسیدن به بُن و ریشه‌های طبیعی شکل میدهد و می‌آزماید. حرکت از سمت مکانیسم یکپارچه، هماهنگ و منظم صنعتی به سمت ارگانیسم چند پاره، غیرهماهنگ و نامنظم طبیعی. در شیوه‌ی او تصویر و فرآیند تولید آن به یک اندازه ارزش دارند. در واقع آنچه دیده میشود نه همه‌ی مقصود او که نیمی از آن و در واقع ردّی از آن است.

Amirnasr Kamgooyan - Time Capsule- Episode II - The Memory of the Pond. Silk screen on rubber sheet 350x80 cm, 2017

امیرنصر در آثارش به رغم جذابیت و اغواگری جالب توجه و پیچیدگیهای تصویری، کشف یا انتقال پیامی معین و قاطع را به عنوان هدف نشانه نمی رود. بلکه راهی پر پیچ و خم برای سفر به درون، فراموشی برای یادآوری اصل و اساس پیش می گذارد. نسیان او در دل روشها و مواد صنعتی به غیر صنعتی کردن می کوشد. از هندسه‌ی مکانیکی به سمت هندسه طبیعی حرکت میکند و تقارن های مهندسی شده‌ی قطعات ذهن را با گسترده سازی از هم باز میکند ومرزهای ساختمانی آنها را بهم می ریزد.

تحفۀ الاحرار، هفت اورنگ، جامی، قرن ۹ ه.ق

  1. مثنوی معنوی، مولوی، قرن ۷ ه.ق

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.