سینما > یادداشت

«حیوانات شب‌گرد»: قساوت در صفحات کتاب و میان شخصیت‌های فیلم

اِیمی اَدامز در حیوانات شب‌گرد

اِیمی اَدامز در حیوانات شب‌گرد

«حیوانات شب‌گرد»: قساوت در صفحات کتاب و میان شخصیت‌های فیلمReviewed by مانولا دارگیس (نیویورک تایمز)| ندا بهرامی‌نژاد on Jan 28Rating: 5.0«حیوانات شب‌گرد»: قساوت در صفحات کتاب و میان شخصیت‌های فیلمجُون دیدیون می‌نویسد: «ما برای خودمان قصه می‌گوییم تا زندگی کنیم» ولی گاهی قصه می‌گوییم که بُکشیم؛ که دشنه را فرود بیاوریم و به تماشای فوران خون بنشینیم. پیام اخلاقی فیلم حیوانات شب‌گرد به کارگردانی تام فورد هم حول همین موضوع می‌گردد، قصه‌ای عبرت‌آموز و خشونت‌بار دربارۀ عشق

جُون دیدیون می‌نویسد: «ما برای خودمان قصه می‌گوییم تا زندگی کنیم» ولی گاهی قصه می‌گوییم که بُکشیم؛ که دشنه را فرود بیاوریم و به تماشای فوران خون بنشینیم. پیام اخلاقی فیلم حیوانات شب‌گرد به کارگردانی تام فورد هم حول همین موضوع می‌گردد، قصه‌ای عبرت‌آموز و خشونت‌بار دربارۀ عشق، انتقام و مرز میان هنر و زندگی، همان فضای گرگ و میشی که در آن آدم‌های واقعی به شخصیت‌های خیالی بدل می شوند و زخم‌های قدیمی به نقاط عطف داستان. در اینجا دوست‌دختری آزرده‌خاطر به همسری خوشبخت تبدیل می‌شود، مردی که به او خیانت شده دوباره قربانی می‌شود و آدم‌کُش‌های جور واجور به نوبت زخم می‌زنند.

در کلی‌ترین نمای ممکن، حیوانات شب‌رو  به هنر می‌پردازد: آفرینش، دریافت و تأثیر آن. هنر و قدرت چیزهایی هستند که سوزان (اِیمی آدامز) مدیر یک گالری هنری در لس اَنجلس، آن‌ها را می‌فهمد. اعتبار فرهنگی و مالی سوزان از همین جا  به‌دست‌آمده (کنار استخر شنای او مجسمه‌ای از جف کونز دیده می‌شود) با این حال او هنرمند نیست. همسر سابقش ادوارد از این امتیاز برخوردار است، نویسنده‌ای که بلافاصله پس از شروع فیلم، جدیدترین رمانش حیوانات شب‌رو را برای سوزان می‌فرستد، رمانی که به سوزان تقدیم کرده است. سوزان تحت تأثیر قرار می‌گیرد ‌ــ‌تقدیم‌نامه نوعی اغواگری است‌ــ و سوزان پس از حضور در ملودرامی خانگی با همسرش، هاتن (آرمی هَمِر)، تصمیم می‌گیرد رمان ادوارد را بخواند.

وقتی او شروع به خواندن می‌کند، فیلم به داستان رمان کات می‌زند. داستان در آغاز،  تونی (جِیک جیلنِهال) را در حال بار زدن مرسدس کهنۀ خانواده برای سفر به مارفای تکزاس به تصویر می‌کشد.  کمی بعد او، همسرش لارا (آیلا فیشر) و دختر نوجوانشان ایندیا (اِلی بَمبِر) در ظلمات شامگاه تکزاس غربی می‌رانند و انگار در بزرگراهِ دو بانده تنها هستند. آسایش بی‌سر و صدای آن‌ها را دارو دستۀ مردانی بر هم می‌زنند که چون کابوسی از دل تاریکی بیرون می‌آیند. به رهبری سادیستِ خنده‌رو، رِی (آرون تِیلر‌ـ جانسن)، آن‌ها تونی را کتک می‌زنند و لارا و ایندیا را می‌ربایند: خشونتی که لرزه بر رمان و بر تن خوانندگان می‌افکند. سوزان آن‌قدر متأثر شده که دست از خواندن می‌کشد و در ادامه، نقطه دید فیلم به خود او باز می‌گرداند.

و چیزی که در ادامه روی می‌دهد از این قرار است: سوزان می‌خواند و تونی غرق در خون می‌شود و درست همان‌طور که هر بار سوزان رمان را در دست می‌گیرد، داستان تونی روایت می‌شود، با کنار گذاشتن رمان، داستان سوزان به نمایش در می‌آید. سوزان، یکی از آن قربانیان زیبایی که فیلم‌ها عاشقش هستند، در آرامگاه مدرنیستی مجللی (‌‌همۀ سطوح سیمانی، شیشه‌ها و زرق‌وبرق خانه، به خلق این تصویر دامن می‌زنند) بر فراز لس‌ اَنجلس و در کنار جمعیت اندک آن منطقه زندگی‌ می‌کند. البته بهشت خالی از دردسر نیست: هاتن بی‌وفا و بی‌اعتنا است و در آستانه ورشکستگی قرار دارد. سوزان تلاش می‌کند به او نزدیک شود اما این کار غیرممکن است، در نتیجه سوزان هم چنان به رمان روی می‌آورد و به خشونت، تنش و تعلیق آن گریز می‌زند.

جِیک جیلِنهال در حیوانات شب‌گرد

جِیک جیلِنهال در حیوانات شب‌گرد

تام فورد (کارگردان مرد مجرد)[۱]که اینجا روی اقتباس خود از رمان «تونی و سوزانِ»[۲] آستین رایت کار می‌کند، شد و آمد میان داستان سوزان و داستان تونی را بسیار روان از کار در می‌آورد. (تدوین‌گر او جون  سُوبل است.) آقای فورد آن‌قدر ترو فرز بین دو داستان کات می‌زند که بعضی از این جابجایی‌ها اصلاً به چشم نمی‌آید. ولو اینکه به مرور، با هرچه بدتر شدن حال و روز تونی، واکنش سوزان به رمان بیش از پیش با احساساتش در هم می‌آمیزد.  مثل هر خواننده  (یا تماشاگر) پر و پا قرصی، سوزان می‌رود تا به این شخصیت اهمیت دهد، نگرانش شود و برایش اشک بریزد. شاید ادوارد نویسندۀ خوبی باشد اما مجموعۀ فلش‌بک‌هایی که به زندگی مشترک او و سوزان زده می‌شود، دلیل دیگری برای این اشک‌ها ایجاد می‌کند: تونی شبیه ادوارد است.

هرچند راه و رسم فیکشن از این قرار است: اینکه خواننده‌ها را به بازیگردان (و طراح صحنه) بدل می‌کند، به همین دلیل وقتی اقتباس سینمایی شبیه تصویر ذهنی هواداران کتاب از آب در نمی‌آید، آن‌ها آزرده می‌شوند. سوزان عملاً همسر سابقش را در نقش ستارۀ این رمان خشونت‌آمیز قرار می‌دهد و حتی با چند انتخاب دیگر، داستان را شخصی‌تر هم می‌کند. زن تونی شبیه سوزان است و دخترش شبیه دختر او (ایندیا مِنیوئز). سایر جزئیات، پیوند میان دو داستان را از این هم محکم‌تر می‌کنند، از جمله زوایای دوربین، ژست‌های شخصیت‌ها، صلیب‌هایی که سوزان و لارا بر گردن دارند و چندین تلألوء سبز روشن که شخصیت‌ منفی یک داستان را به شخصیت‌ منفی داستانِ دیگر پیوند می‌دهد.

همزادها و هزارتوهای حیوانات شب‌گرد آن را به تالار آینه‌ای شبیه می‌کنند که محکوم به درهم شکستن است. لحظاتی از لذات پیش‌پاافتاده هم در این اتاق سرگرمی‌[۳] به چشم می‌خورد، به‌خصوص در صحنه‌های دنیای سوزان: کاریکاتوری پوچ و هرازگاه بامزه، سرشار از زرق‌وبرق زیادی، آثار تکان‌دهندۀ سبک باروک (یکی از کارهای هنجارشکن دِیمین هِرست) و مخلوقاتی عجیب و غریب (جِنا مالون، مایکل شین، آندریا رایزبورو) که به اندازۀ موجودات فضایی یا اسامی برجستۀ نسخه‌ای از مجلۀ وُگ، غیرواقعی هستند اما انگار آقای فورد در این دنیا کاملاً راحت است، دنیایی که همان‌قدر بویی از زندگانی برده که تابوتی خوش‌تراش و در نتیجه این مفهوم را می‌رساند که بخشی از سوزان مدت‌ها پیش مرده است. رمان ادوارد، شوکی برای بازگشت به زندگی به سوزان وارد می‌کند، صرفاً برای آن‌که دوباره او را به نابودی بکشاند.

آرون تِیلر‌ـ‌ جانسن و مایکل شَنون در حیوانات شب‌گرد

آرون تِیلر‌ـ‌ جانسن و مایکل شَنون در حیوانات شب‌گرد

خیلی از جنبه‌های فیلم حیوانات شب‌گردتحسین‌برانگیز است، از جمله جاه‌طلبی آقای فورد اما اغلب اوقات فیلم به اثر هنرجویی می‌ماند که درس پس می‌دهد. او در خلق رئالیسم و بافت‌های متفاوت  برای هر یک از خطوط داستانی شگرد دارد، تنوعی که لایه‌های معنایی را به فیلم می‌افزاید. مثلاً دنیای سوزان خیلی بیشتر از دنیای مملو از قساوت و خاک و خون تونی، تصنعی به نظر می‌رسد. سوزان انگار از یکی از دنیاهای خیالی پدرو آلمودوار بیرون آمده، در حالی که عاقبت تونی به دست و پا زدن در یکی از رمان‌های عامه‌پسند جیم تامسون (که این بار مایکل شَنونِ فوق‌العاده در آن حضور دارد) می انجامد. درآوردن چنین ترکیبی دشوار است، به‌خصوص بدون رعایت فاصله‌گذاری، بدون به‌کارگیری احساسات پرشور و طنز که ملودرامی پیش و پا افتاده را به یکی از آثار آلمودوار بدل می‌کنند.

 

New York Times, NOV. 17, 2016 منبع:

پی‌نوشت:

[۱] A Single Man

[۲] Tony and Susan

[۳] House of Fun : بخشی از پارک‌های بازی یا کارناوال‌ها که سرگرمی‌های عجیب و غریب را در خود جای می‌دهد و جزء لاینفک آن آینه‌های مقعر و محدبی است که تصاویر اشخاص را کج و معوج نمایش می‌دهندـ م.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.