ادبیات > نقد

مصائب اولیس فارسی

داستان ناتمام ترجمه اولیس از سازندگی تا اعتدال، به مناسبت زادروز جیمز جویس در دی ماه

%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%b3-2

مصائب اولیس فارسیReviewed by علی شروقی on Dec 20Rating: 5.0مصائب اولیس فارسیدر کلنجار سالیان ادبیات ایران با ممیزی، دو اثر-یکی ایرانی و دیگری خارجی- به طور غیر رسمی به شاخص و نمادهای آستانه تحمل دستگاه نظارتی ارشاد در برابر خطوط قرمز بدل شده اند؛ اثر ایرانی «کلنل» محمود دولت آبادی است و اثر خارجی ترجمه منوچهر بدیعی از «اولیس» جیمز جویس. در این سالها که دولت هایی سخت گیر و آسان گیر یا کمتر سخت گیر آمده و رفته اند و در خلال این آمد و رفت ها بعضی آثار که در یک دوره مجوز انتشارشان صادر نشده بود در دوره ای دیگر، گیریم با حذف و اصلاحاتی، مجوز گرفته اند در وضعیت این دو رمان تغییری به وجود نیامده است. این دو رمان همچنان اجازه ی انتشار ندارند. به «کلنل» عجالتا کاری نداریم اما در گزارش پیش رو، همزمان با هفتاد و پنجمین سالمرگ جیمز جویس در ژانویه (دی ماه) مروری کرده ایم بر داستان پر افت و خیز و همچنان ناتمام ترجمه فارسی اولیس و وجوه نمادین این داستان.

در کلنجار سالیان ادبیات ایران با ممیزی، دو اثر-یکی ایرانی و دیگری خارجی- به طور غیر رسمی به شاخص و نمادهای آستانه تحمل دستگاه نظارتی ارشاد در برابر خطوط قرمز بدل شده اند؛ اثر ایرانی «کلنل» محمود دولت آبادی است و اثر خارجی ترجمه منوچهر بدیعی از «اولیس» جیمز جویس. در این سالها که دولت هایی سخت گیر و آسان گیر یا کمتر سخت گیر آمده و رفته اند و در خلال این آمد و رفت ها بعضی آثار که در یک دوره مجوز انتشارشان صادر نشده بود در دوره ای دیگر، گیریم با حذف و اصلاحاتی، مجوز گرفته اند در وضعیت این دو رمان تغییری به وجود نیامده است. این دو رمان همچنان اجازه ی انتشار ندارند. به «کلنل» عجالتا کاری نداریم اما در گزارش پیش رو، همزمان با هفتاد و پنجمین سالمرگ جیمز جویس در ژانویه (دی ماه) مروری کرده ایم بر داستان پر افت و خیز و همچنان ناتمام ترجمه فارسی اولیس و وجوه نمادین این داستان.

مترجمان اولیس از میرعلایی وبراهنی تا بدیعی

در سال ۱۳۸۱، همزمان با انتشار ترجمه فارسی فصل هفدهم اولیس، علی صلح جو در گفتگویی با منوچهر بدیعی که در شماره سی و هفتم مجله ی مترجم چاپ شد به خاطره ای در سال ۱۳۴۷ اشاره می کند و اینکه احمد میرعلایی در آن سال در تریای انجمن ایران و امریکا اشتیاق خود را به ترجمه ی این رمان ابراز کرده است. (۱) صلح جو می گوید که بعدها صحبت از این بود که کسانی می خواهند اولیس را ترجمه کنند (نقل به مضمون). صلح جو نمی گوید چه کسانی، اما یکی از این کسان ظاهرا رضا براهنی بوده که به پیشنهاد عبدالرحیم جعفری می خواسته اولیس را برای انتشارات امیرکبیر ترجمه کند. براهنی در مقاله ای با عنوان «من ایاز را با خون ام نوشته ام» می گوید که ترجمه اولیس را رها کرده تا رمان خودش، «روزگار دوزخی آقای ایاز»، را بنویسد. با توجه به سال نوشته شدن این رمان می توان حدس زد که اقدام براهنی به ترجمه ی «اولیس» و بعد رها کردن آن و نشستن سرِ ایاز تقریبا همزمان با ابراز اشتیاق میرعلایی به ترجمه ی رمان جویس در تریای انجمن ایران و امریکا بوده است. اما دست آخر هیچ ترجمه ای از اولیس در نیامد  تا اینکه قرعه به نام منوچهر بدیعی خورد. براهنی در همان مقاله می نویسد: « دوست بزرگ من منوچهر بدیعی کتاب را به آن زیبایی و به مراتب بهتر از من در صورتی که من می‌خواستم ترجمه کنم، ترجمه کرده.»

طنزی که سرنوشت اولیس را رقم زد

بدیعی در همان گفتگویش با صلح جو که به آن اشاره شد گفته است آشنایی اولیه اش با اولیس به بیست سالگی اش باز می گردد اما آن زمان به دلیل هول و هراس هایی که در باب ترجمه ناپذیری و پیچیده بودن این رمان به جانش افتاده بود سراغ آن نرفته بود. ضمن اینکه بدیعی شنیده بود که اولیس رمانی شاعرانه است و وحشت او از شعر و کلا «کلام موزون» بر کناره گیری اش از جویس دامن زده بود. پروژه ی ترجمه ی اولیس برای بدیعی در سال ۱۳۶۷ و کمی بعد از پایان جنگ ایران و عراق کلید خورد. پیش از آن بدیعی، حین از این شهر به آن شهر رفتن از بیم موشکباران، دست به کار ترجمه ی جاده ی فلاندر کلود سیمون بود. بخش هایی از این ترجمه را برای دوستانی، از جمله ابوالحسن نجفی، خواند. نجفی به او پیشنهاد ترجمه «اولیس» را داد. بدیعی دست به کار خواندن «اولیس» شد و حین خواندن آن دریافت که «اولیس» طنز است نه شعر؛ کشف طنز «اولیس» قفل خواندن این رمان را باز کرد و بدیعی ترجمه را آغاز کرد. اما قفل دیگری در انتظار ترجمه فارسی «اولیس» بود و این قفل دیگر طنزی از نوعی دیگر را برای «اولیس» فارسی رقم زد.

دولت اصلاحات و ترجمه ایتالیایی

ترجمه فارسی اولیس از سال ۱۳۷۲ آماده انتشار بود اما در دوران دولت سازندگی امکان انتشار آن فراهم نشد. در دوران دولت اصلاحات،حدود سال ۷۷ خبری در یکی از روزنامه های اصلاح طلب درج شد مبنی بر اینکه «اولیس» با ترجمه منوچهر بدیعی اجازه انتشار خواهد یافت به این شرط که فصل مسئله دار آن به زبان ایتالیایی چاپ شود. آیا تصادف محض بود اینکه ایتالیای مهدِ کمدی در دوره ای به عنوان دست نجات دهنده ی ترجمه ی فارسی رمانی از مخمصه سانسور – رمانی که مترجمش معتقد بود طنز است نه شعر – وارد صحنه شود؟ احتمالا دولت اصلاحات امیدوار بود کمتر کسی زبان ایتالیایی بداند. در سالهای بعد وقتی کلاس های آموزش زبان ایتالیایی رواج بیشتری یافت اگر دولت اصلاحات همچنان روی کار بود و مصمم به انتشار «اولیس» احتمالا شرط را از زبان ایتالیایی به زبان پرت تری تغییر می داد.

با تمام شدن قرن بیستم میلادی وآغاز قرن بیست و یکم نام «اولیس» جیمز جویس در فهرست رمان های برگزیده ی قرن بیستم قرار گرفت. این ماجرا کنجکاوی علاقه مندان ادبیات را به سرنوشت «اولیس» در ایران بیشتر کرد و کم کم این جمله ی هدایت که ادبیات دنیا باید به دو دوره ی قبل از جویس و بعد از جویس تقسیم شود، که فرزانه در خاطراتش از قول هدایت نقل کرده بود، سر زبان ها افتاد. جامعه ادبی ایران ذوق زده بود از اینکه نویسنده ای ایرانی حدود صدسال پیش که «اولیس» در اروپا تازه گل کرده بود ارزش و اهمیت این اثر را دریافته. شوق خواندن «اولیس» بیشتر شده بود گرچه این شوق به حدی نرسید که ترجمه ی فصل هفدهم این رمان را روی دست ببرند. بدیعی در مصاحبه ای که سال ۸۶ با مجله ی شهروند امروز انجام داد بخشی از این اشتیاق را به شوق چشیدن طعم میوه ی ممنوعه نسبت داد. او پیش از آن در مصاحبه اش با مجله ی مترجم گفته بود که یازده صفحه از «اولیس» را بی آنکه کسی به او تکلیف کرده باشد به دلیل نامناسب بودن آن برای فرهنگ و جامعه ی ایران حذف کرده است. بدیعی در همان مصاحبه نوید داده بود که ترجمه ی «اولیس» با کسر آن یازده صفحه به زودی منتشر خواهد شد. اما «اولیس» با حذف های داوطلبانه ی بدیعی هم چاپ نشد.

سرنوشت اولیس در دولت احمدی نژاد

بعد از تمام شدن دوره ی دولت اصلاحات دیگر بعید به نظر می رسید دولت جدید حتی اگر بدیعی بپذیرد کل این رمان را به زبان ایتالیایی یا هر زبان دیگری چاپ کند باز هم حاضر به انتشار آن در ایران باشد.

در سال ۱۳۸۶ خبری درباره ی احتمال انتشار ترجمه ی اولیس در روزنامه ی اعتماد منتشر شد. به دنبال این خبر بدیعی که معروف بود به این راحتی تن به مصاحبه نمی دهد مصاحبه ای با مجله شهروند امروز انجام داد و در این مصاحبه آب پاکی را روی دست کسانی که امید به انتشار «اولیس» داشتند ریخت و گفت به هیچ وجه اولیس را منتشر نخواهد کرد. او در بخشی از این مصاحبه استقبال سرد از ترجمه ی فصل هفدهم اولیس را که در نشر نیلوفر چاپ شده بود به روی مشتاقان ایرانی خواندن متن کامل این رمان آورد و مشتاقان را با متلکی این گونه نواخت: «ما یک آزمایشی کردیم برای اینکه ببینیم این علاقه چیه. فصل ۱۷ این کتاب را که جویس مباهات می‌کند به اینکه آن را نوشته و آن را برای خود افتخاری می‌داند چاپ کردیم…چند کلمه‌یی از این فصل حذف کردیم و آن را چند سال پیش در آوردیم. نشستیم ببینیم کسی می‌خواند. اصلاً یک کسی بیاید بگوید این ترجمه مزخرف است. یا اصلاً بگویند این کاری که کردی مزخرف است. یک نفر، یک واکنش. یک خانمی در یک روزنامه‌ای برگشت و گفت من خواندم خیلی خیلی خوب بود. خیلی علمی بود ولی من لذت نبردم و یک مقداری هم نفهمیدم. و این تمام شد. هیچ‌کس نیامد دنبال قبل از این فصل. یک کلمه کسی بگوید آقا این بد است. یا این را فهمیدم. ولی سوالات قطع نمی‌شد: اولیس اولیس اولیس. پس جامعه کنجکاوی ادبی هنری ندارد. لااقل نسبت به اولیس ندارد.» لب کلام بدیعی در این مصاحبه این بود که به دلیل اخلاقیات عمومی جامعه اولیس را منتشر نخواهد کرد. ترجمه فارسی اولیس در هشت سال دولت محمود احمدی نژاد هم منتشر نشد.

عصر اعتدال و فرجام احتمالی اولیس

به اواخر دوره ی اول دولت اعتدال نزدیک می شویم و فعلا معلوم نیست این دولت چهار سال دیگر هم سکان امور را در دست داشته باشد یا خیر. در دولت های قبل اگر گهگاه زمزمه هایی ولو در حد شایعه در باب انتشار یا عدم انتشار اولیس به گوش می رسید در دوران دولت اعتدال تقریبا هیچ حرف و حدیثی از اولیس به میان نیامد. منوچهر بدیعی در مصاحبه با شهروند امروز یکی از دلایل احتمالی «اولیس اولیس» کردن جامعه ی ادبی در طول این سالها را این می داند که این رمان به دلیل کلنجارش با ممیزی میزان آزادی بیان تلقی می شود.

دلیل اولیس اولیس کردن هرچه باشد می تواند در آینده، در صورتی که روزی سرانجام دری به تخته بخورد و ترجمه فارسی اولیس رنگ چاپ به خود ببیند، طنز دیگری را برای اولیس فارسی رقم بزند. بعید می دانم اگر این رمان در همان سال ۷۲ بی سر و صدا چاپ می شد چاپ اولش هنوز تمام شده بود. احتمالا مثل ترجمه های نویسندگانی چون فاکنر و وولف فروشی لاک پشتی را از سر می گذراند. امروز اما، به لطف ممیزی، مخاطبان فارسی زبان اولیس ترجمه شده را حتی بیشتر از کتابهای دیگری که از جویس به فارسی ترجمه شده می شناسند. بی شک جویس در همه جای جهان این اقبال بلند را نخواهد داشت که به قدر موراکامی برایش سر و دست بشکنند!

اولیس و رمان ایرانی

موضوع اقبال جامعه ادبی به رمانی چاپ نشده را می شود همین طور به شوخی و حدس و گمان های مفرح درباره پرفروش شدن آن برگزار کرد و رد شد. اما چاپ نشدن ترجمه اولیس و جنبه نمادین این اتفاق وجه دیگری هم دارد: غیاب اولیس اشاره به معضل بزرگ رمان ایرانی دارد، اشاره به اینکه رمان نوشتن با لکنت و خودسانسوری امکان پذیر نیست. غیاب اولیس و دلیل اصلی این غیاب، روایت مالی بلوم (شخصیت زن رمان اولیس)، همچنین وجه زنانه ی این لکنت و خودسانسوری را آشکار می کند.

  • گفتگوی علی صلح جو با دکتر منوچهر بدیعی درباره اولیس، مترجم، شماره ۳۷، پاییز و زمستان ۸۱

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.