نمایش > گفت‌و‌گو

اینک تئاتر خصوصی! – بخش نخست

۳۴۸۴۸۰-theater

اینک تئاتر خصوصی! - بخش نخستReviewed by گفت‌و‌گو با حامد اصغرزاده/ حمیدرضا حمیدی on Dec 10Rating: 5.0اینک تئاتر خصوصی! - بخش نخستحدود یک دهه از عمر تئاتر خصوصی در ایران می‌گذرد. در چند سال اخیر(1395-1393) تئاتر خصوصی رشد چشمگیر‌ی پیداکرده و در نتیجه مناسبات تئاتر‌ی در ایران شکل جدید‌ی به خود گرفته‌است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به رشد کمی تماشاخانه‌های خصوصی، تعداد بالای نمایش‌های روی صحنه و مسائل اقتصادی بین گروه‌های اجرایی، سرمایه‌گذاران و تماشاخانه‌داران اشاره‌کرد. به نظر می‌رسد که این روند رو به رشد، که بیشتر کمی است تا کیفی، آثار متفاوتی بر وضعیت تئاتر ایران گذاشته است؛ تاثیراتی گاه سازنده و نیز گاهی به شدت مخرب به خصوص در بخش محتوایی آثار نمایشی.

حدود یک دهه از عمر تئاتر خصوصی در ایران می‌گذرد. در چند سال اخیر(۱۳۹۵-۱۳۹۳) تئاتر خصوصی رشد چشمگیر‌ی پیداکرده و در نتیجه مناسبات تئاتر‌ی در ایران شکل جدید‌ی به خود گرفته‌است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به رشد کمی تماشاخانه‌های خصوصی، تعداد بالای نمایش‌های روی صحنه و مسائل اقتصادی بین گروه‌های اجرایی، سرمایه‌گذاران و تماشاخانه‌داران اشاره‌کرد. به نظر می‌رسد که این روند رو به رشد، که بیشتر کمی است تا کیفی، آثار متفاوتی بر وضعیت تئاتر ایران گذاشته است؛ تاثیراتی گاه سازنده و نیز گاهی به شدت مخرب به خصوص در بخش محتوایی آثار نمایشی.

به همین منظوردر سایت انگار بر آن شدیم تا در این خصوص با تعدادی از هنرمندان، تماشاخانه‌داران، کارگردانان و صاحب‌نظران به گفت‌‌و‌گو بپردازیم. در بخش نخست گفت‌و‌گوی سایت انگار را با حامد اصغر‌زاده می‌خوانید.

– موضوع تئاتر خصوصی در ایران چند سالی است که محل بحث و گفت‌و‌گو‌های بسیاری بوده‌است، نظر شما در این خصوص چیست؟

حامد اصغر‌زاده: در ابتدا برای بررسی این موضوع باید موضع خودمان را مشخص‌کنیم و سپس به بررسی پیش‌فرض موضوع بحث، یعنی تئاتر در ایران، بپردازیم. با توجه به تعریفی که ارائه می‌دهیم است که می‌توانیم چنین بحثی را آغاز کنیم.

ما دربارۀ یک امر ویران‌شده بحث می‌کنیم، تئاتر و در کل امر تئاتریکالیته در این برهه از تاریخ ایران ویران شده و به سبب آن امر سوژگی هم ویران شده‌است. نتیجه اینکه زندگی هم ویران است، چرا که می‌دانیم تئاتر پیوند مستقیم با زندگی دارد. بنابراین ما از اساس داریم تاملاتی بر روی مفاهیمی که ویران شده می‌کنیم.

تئاتر خصوصی یکی از دلایلی است که سبب ویرانی امر تئاتریکال و تئاتر شده‌است. حال باید به این نکته بپردازیم که تئاتر خصوصی از چه زمانی و چگونه وارد مناسبات تئاتری در ایران شد. دولت وقت از اواخر دهۀ هفتاد- و بعد از دورۀ انقلابی دهۀ شصت که تصد‌ی‌گر‌ی همه چیز در اختیار دولت بود- در تلاش بود تا ایده‌های لیبرالیستی‌اش تحقق بخشد و می‌دانیم که محور اصلی تفکرات لیبرالیستی بر پایۀ خصوصی‌سازی می‌گردد. پروژۀ تئاتر خصوصی از همان‌جا کلید خورد.

در دوره سازندگی رئیس دولت که خود داعیۀ توسعۀ سیاسی داشت به مسائل سیاسی پرداخت و به همین دلیل امور فرهنگی به حاشیه رانده‌شدند و سپس به جریانات دوم خرداد رسیدیم و رئیس دولت وقت با دست گذاشتن برروی توسعه فرهنگی جریان تئاتر خصوصی را کلید زد که در آن مقطع نتوانست به بار بنشیند. تا اینکه در دهۀ هشتاد و با حضور رئیس جمهور جدید کم‌کم خصوصی‌سازی با تاسیس پلاتوهای شخصی شکل اولیه به خود گرفت. در ادامه، صاحبان پلاتوها با این تفکر رسیدند که می‌توانند با اضافه‌کردن تجهیزات و گسترش فضا، سالن‌های تمرین خود را تبدیل به مکانی برای اجرای تئاتر کنند. در اینجا بود که شکل ثانویه یا بهتر بگویم نهایی از تئاتر خصوصی که امروز شاهد آن هستیم کلید خورد.

– صنف جدیدی با عنوان صنف تماشاخانه داران به تازگی شکل گرفته است نظر شما درباره این پدیده در تئاتر ایران چیست؟

حامد اصغر زاده: در مورد صنف باید بگویم زمانی این امر اتفاق می‌افتد که یک قشر می‌خواهند از منافع خودشان محافظت کنند. بگذارید برای روشن‌شدن این موضوع یک نمونه بیاوریم مثلا کارگران برای خودشان صنف درست می‌کنند تا بتوانند از منافع خودشان دربرابر کارفرماها محافظت کنند . اینجا هم دارد این اتفاق می‌افتد اگر تماشاخانه‌های خصوصی تلاش می‌کنند تا یک صنفی برای خود به وجود بیاورند به این خاطر است که با یکدیگر همفکری کنند و سیاست‌گذاری های خودشان را یکی کنند تا بتوانند به چه شکل و نحوی به منافع خودشان برسند.

– به نظر می رسد تمرکز اصلی تماشاخانه های خصوصی بر جذب مخاطب و در نتیجه صرفۀ اقتصادی است شما با این دیدگاه موافق هستید؟

حامد اصغر زاده : برای جواب به این پرسش شما، باید در ابتدا یکسری مفاهیم را تقطیع کنیم. و سپس به این مسئله بپردازیم که چه ساز و کاری باعث می‌شود که همین تماشاخانه های خصوصی با اتکا بر آن پایه‌ها مجبور هستند دست به همچین اعمالی بزنند. اکنون به تشریح تئاتر خصوصی می‌پردازم:

تئاتر خصوصی آلترناتیوی برای تئاتر دولتی است. اما چگونه این دو مفهوم تعریف می‌شوند؟! تئاتر خصوصی تئاتری است که با تسامح می‌توان به آن تئاتر تجاری اطلاق‌کرد. این معادل را اگر در نظر بگیریم برای تئاتر خصوصی همان تعریفی است که در اروپا شایع است. اما آیا در دهۀ هشتاد که عده‌ای از هنرمندان تئاتر به تحقق بخشیدن به تئاترخصوصی فکر می‌کردند، آیا به بعد تجاری آن فکر می‌کردند یا خیر؟ جوابی که می‌توان داد این است که خیر اینگونه نیست. آن‌ها درواقع به تئاتر خصوصی با عنوان تئاتر مستقل فکر می‌کردند نه تئاتر تجاری و ایده‌ای که از تئاتر خصوصی داشتند نزدیک به تئاتر مستقل بود با این تعریف که خارج از تصدی‌گری‌های دولتی و نظارت‌های بر روی آن باشد ، تا از این طریق بتوانند ایده‌ها و فرم‌های بدیعی را اجرا کنند. بنابراین می‌توان گفت که این هنرمندان به جای تئاتر خصوصی به تئاتر مستقل فکر می‌کردند. ولی خب چیزی که الان هست آن ایده تئاتر مستقل که در ذهنشان بود به کل نابود و تبدیل شد به چیزی که می‌توان امروزه به آن گفت تئاتر تجاری! ولی باید به این نکته توجه کرد که تئاتر تجاری در اروپا به عنوان جریان تئاتر اصلی مشغول به فعالیت است. و حالا در مقابل این نهاد پر قدرت–در اروپا–که بر اساس ساز و کار‌های سرمایه پیش می‌رود یک جریان آلترناتیوی به نام تئاتر دولتی تعریف می‌شود که سعی دارد با آن – جریان اصلی – مقابله و مقاومت کند. برای مثال می توان به تئاتر گروتفسکی اشاره کرد. او توانست دولت را مجاب کند که جایی را برایش فراهم آورند و بودجه‌ای را برایش در نظر بگیرند که بتواند تئاتر آزمایشگاهی خود را برپا سازد و تجربه‌گرایی‌هایش را به بوتۀ آزمایش بگذارد و به روی صحنه ببرد. البته باید یک نکته را در نظر بگیریم که نمی‌توانیم تمام اروپا را یک کاسه کنیم بلکه هرکدام از این کشورها ساز و کاری متفاوت از هم دارند . اما اگر به کشور لهستان اشاره کردیم برای این بود که تا حدودی وضعیتی نزدیک به کشورِ ما دارد.

با توجه به مباحث مطرح شده از جریانات تئاتری مرسوم در اروپا ( نگاهی به کشور لهستان ) به تحلیل شرایط تئاتری کشورمان بر‌می‌گردیم.

جریان تئاتری که قرار بود در ایران اتفاق بیفتد عکس این بود، یعنی تئاتر دولتی تجاری نبود ولی اجازه آن‌چنان تجربه‌گرایی و فرم‌گرایی را نمی‌داد و به خاطر همین است که تئاتر خصوصی به مفهوم تئاتر مستقل در نظر گرفته‌می‌شد و قرار بود که آلترناتیو تئاتر دولتی باشد. اما کم‌کم تئاتر خصوصی در ایران به جریان اصلی تبدیل شد و چگونگی این امر نیز با ورود بازیگران سینما به تئاتر، حضور طراحان صحنۀ حرفه‌ای با دکورهای عظیم و مواد گران‌قیمت و همچنین حضور مهندسین صدا و…محقق شد. برای مثال می‌توان به نمایش خاطرات و کابوس‌های یک جامه دار از زندگی و قتل میرزا‌تقی‌خان فراهانی، رویای یک نیمه شب تابستان و یا می سی سی پی نشسته می‌میرد اشاره کرد‌. در ایران تئاتر خصوصی تبدیل به جریان اصلی شد و حالا تئاتر دولتی است که سعی دارد جریان آلترناتیو باشد‌. منظور از تئاتر دولتی این نیست که مسئولین دارند سعی می‌کنند جریان آلترناتیو را پیش ببرند بلکه هنرمندانی هستند که ایده آلترناتیو را در ذهنشان می‌پرورانند و هنگامی‌که می‌بینند تئاترِ جریانِ اصلی پذیرای آنها نیست، روی به دولت می‌آورند و از آنها می‌خواهند که کمک کنند تا ایده‌هایشان را به اجرادر بیاورند. برای نمونه می‌توان به پروژه مطالعات تئاتر قشقایی اشاره کرد که سالن و حتی بودجۀ مورد نظر این پروژه توسط دولت تامین می‌شود. دقیقا می‌بینیم که تئاتر دولتی است که دارد جریان آلترناتیو را به وجود می‌آورد.

– آیا روند رو‌ به ‌رشد تئاتر خصوصی تاثیرات منفی بر محتوای تئاتر‌ها نمی‌گذارد؟ آیا با توجه به گیشه و در اولویت قرار داشتن صرفۀ اقتصادی، تئاتر از هویت اصلی اش دور نمی‌‌ماند؟

حامد اصغر زاده: برای پاسخ به این پرسش ابتدا دیدگاه ارتدوکسی مارکسیستی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. این نظریه بر این مبنا جلو می‌رود که زیر بنای اقتصادی- مناسبات مادی تولید یک رابطۀ دترمینیستی دارد با روبنای فرهنگی، یعنی این زیربنای اقتصادی و شیوه‌های تولید و وجه تولید اقتصادی است که یک‌به‌یک و به شکل علت و معلولی و دترمینیستی فرهنگ را می‌سازد . این نظریه برای پاسخ به این پرسش به زعم من انتخاب نادرستی است. از قضا باید نگرش‌های نو به نظریۀ بالا را به مفهوم آلتوسری یا مکتب فرانکفورتی در نظر بگیریم که معتقدند شیوه‌های تولید و مناسبات مادی تولید با وضعیت فرهنگی رابطۀ اکسپرسیو(بیانی) دارند؛ یعنی هرکدام خودش را در دیگری متجلی می‌کند. یعنی همانقدر که یک شق قضیه ، شق دیگر قضیه را شکل می‌دهد رابطۀ عکسش نیز برقرار است. به عبارت دیگر روابط انسانی و فرهنگی می‌تواند شیوه‌های تولید و مناسبات مادی تولید را شکل دهد.اگر ب‌خواهیم بر اساس این نظریه وضعیت موجود را مورد بررسی قرار دهیم می‌توانیم به این نتیجه برسیم که فقط وضعیت اقتصادی و مناسبات تولید نیستند که این شکل از تئاتر را که جزئی از فرهنگ است شکل می‌دهند، بلکه رابطۀ عکسی هم وجود دارد.

برای روشن‌شدن بحث این سوال را مطرح می‌کنیم که آیا شرایط اقتصادی است که آثار نمایشی را-که در تولید و شکل‌گیری آن هنرمندانی چون بازیگران، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و … دخیل هستند –کاتالیزه می‌کند؟ جواب مثبت است اما بایددر نظر بگیریم نمایشنامه‌هایی که در کنج خلوت نوشته و چاپ می‌شوند و توسط خواننده خوانش می‌شوند بر روی شرایط اقتصادی مربوط به حوزه تئاتر تاثیر می‌گذارند و به آن شکل می‌دهند. به خاطر همین شکل از تحلیل است که تئاتر زیر‌زمینی فاقد معنا می‌شود. زیرا تئاتر زیر‌زمینی تئاتری است که خودش را از طرق مختلف- به مانند گرفتن خانه به عنوان مکان اجرایی، ندادن دستمزد به بازیگران و نمایشنامه‌نویسان و عوامل تولیدی و یا رایگان بودن نمایش- از مناسبات تولید دور نگه می‌دارد. به این دلیل فاقد معناست که صورت مسئله را از اساس نادیده می‌گیرد.

با توجه به مطالب گفته شده بهتر است بگوییم که عملا نمی‌توان از مناسبات تولید مادی کنار کشید و توهمی بیش نیست که مناسبات تولیدی مادی را کامل کنار بگداریم. بلکه برعکس بایدکاملا به این ساز و کار آگاه شد چون تئاتر فی نفسه‌خودش بهترین عرصه است که همین مناسبات را بتواند بحرانی کند یعنی در دل همین مناسبات بتواندکار کند و یا بتواند با به صحنه در‌آوردنش اوضاع را بحرانی‌ترکند. می‌دانیم که بحرانی‌کردن پیش‌شرط هر دگرگونی است. منتهی این نکته در گرو آگاه‌شدن است نه کنار‌کشیدن. حال اگر بخواهیم به مسئله مطرح‌شده‌ در بالا نگاهی فوکویی داشته‌باشیم باید بگوییم که نیروهایی وجود دارند که در کار نظم‌دادن به همین ساز و کار‌ هستند، یعنی مجموعه‌ای از کردارهای گفتمانی و غیر گفتمانی وجود دارد که در بحث مناسبات مادی تولید یکی از کردارهای گفتمانی است و روابط انسان‌ها،فرهنگ و … کردار غیرگفتمانی. نیرو‌هایی هم وجود دارند که این دو کردار را با هم مرتبط می‌کنند که رویت‌ناپذیرند. باید بگوییم که تئاتر این ویژگی را دارد که بتواند همین نیروهای رویت‌ناپذیر را قوام دهد. به عبارت دیگر این دو کردار گفتمانی و غیر‌گفتمانی را به هم مرتبط سازد و در نتیجه سبب به‌و جود‌آمدن نظم شود. به عبارت بهتر آن نیروها فرماسیون می‌کنند و درنتیجه از داخل این فرم، جامعه به نظم در می‌آید. تئاتر این ویژگی رادارد که به واسطه بدن‌ها نیروهای فرماسیون را رویت‌پذیر کند یعنی بهترین ابزار در دست تئاتر بدن‌هایی می‌باشد که می‌توانند دفرمه شوند و به سبب این دفرمگی آن نیروهای فرماسیون را رویت‌پذیر کنند. به این شکل است که به آگاهی پدید می‌آید و از این شکاف به‌وجود‌آمده می‌توان فکر واندیشه کرد تا به راه برون‌رفت رسید و دست آخر دگرگون کرد. به خاطر همین است که می‌گوییم نباید کناره گرفت، بلکه باید ماند و اوضاع را بحرانی‌تر کرد چون  تئاتر می‌تواند بحرانی کند.

blackbox-3

– تاثیرات مثبت و منفی جریان تئاتر خصوصی به نظر شما چیست؟

حامد اصغر زاده: می‌توانیم برای پاسخ‌گویی به این پرسش از چند مثال از جریاناتی که در چند وقت اخیر در تئاتر کشور رخ داده‌است استفاده کنیم.

۱٫چندی پیش قرار بود که نمایشی در حوزۀ تئاتر خصوصی با بازیگری خانم اندیشه فولادوند در یکی از سالن‌های سطح شهر به روی صحنه رود که به خاطر مسائل مالی بین خانم بازیگر و گروه تولیدی به مناقشه کشیده‌شد و ایشان ادعا کردند قسط اولشان پرداخت نشده‌است و از ادامه همکاری سرباز زدند و گویا در انتها کل پروژه متوقف شد.

۲٫یادمان می‌آید که چند وقت پیش خبری آمد از متوقف‌شدن نمایشی به کارگردانی جناب آقای ناصح کامگاری که در متن خبرآمده‌بود یکی از بازیگران این نمایش، آقای توماج دانش بهزادی، به خاطر مسائل مالی و مشکلات پیش‌آمده تصمیم بر عدم همکاری گرفتند و در نتیجه کل پروژه در حین اجرا متوقف شد.

۳٫در همین اواخر نمایشی که در داخل سالن پالیز به روی صحنه رفته‌بود به خاطر مشکلات مالی که بین کارگردان اثر یعنی آقای رضا ثروتی و صاحب سالن نمایش یعنی آقای پالیزدار به وجود آمد  سبب شد که کل اجرا‌ها متوقف شود.

حال با توجه به نمونه‌های گفته‌شده در بالا می‌توانیم نتیجه گیری کنیم که مناسبات مادی تولید زبان انسان‌ها را نیز شکل می‌دهند و همانگونه که می‌دانیم زبان، به معنای گسترده خود، یعنی ارتباط انسانی به کار می‌رود. پس نتیجه می‌گیریم که روابط بین انسان‌ها کالایی شده‌است. پس اکنون ما چگونه می‌توانیم از مثبت و منفی بودن قضیه صحبت کنیم. در جایی که روابط انسانی کالایی شده‌است یا با تفسیر بهتر همه چیز به مناسبات مادی فروکاهیده‌شده‌است؟! بنابراین سوژه ویران شده‌است و در نتیجه زندگی از بین رفته‌است و در پایان تئاتر از دست رفته‌است! پس دیگر نقطه مثبتی برایش باقی‌نمی‌ماند. به همین دلیل است که بر‌می‌گردیم به پیش فرض‌ها و موضع‌گیری‌های ابتدایی گفتگویمان که ما داریم بر سر یک امر ویران‌شده دیالوگ می‌کنیم. منتهی دقیقا جایی که ابژه از دست رفته می‌شود به آن ابژه اندیشید نه وقتی که ابژه را در اختیار داریم، دقیقا به مانند زمانی که زندگی از دست می‌رود و آن وقت است که می‌شود در جستجوی زمان از دست رفته نوشت و در حین نوشتن آن به این فکر کرد که چگونه می‌شود زندگی را احیا‌کرد. یعنی دقیقا آنجایی که ابژه از دست رفته می‌شود امید را پیدا‌کرد و ستاره امید شروع می‌کند به سوسو زدن و آنجاست که می‌شود به تئاتر فکر کرد و دوباره آن را احیا کرد.

– چه راه حلی برای خارج شدن از این وضعیت وجود دارد؟

حامد اصغر زاده: شاید باید رجوع کنیم به آراء فکری یوجینیو باربا درباره تئاتر سومی که مطرح کردند. .همانگونه که می‌دانیم تئاتر سوم باربا واکنشی بود به همین بحران امروزی که تئاتر ایران در آن گرفتار آمده‌است. برای تشریح این نظریه باید در ابتدا به تعاریفی از تئاتر نوع اول و دوم بپردازیم.

تئاتر نوع اول، تئاتری است که در حوزۀ بخش خصوصی مشغول به فعالیت است که به این نوع تئاتر ، تئاتر اصلی یا تجاری هم گفته می‌شود که در کمپانی‌های بزرگ با پیش‌تولید‌های بسیار پرهزینه و در سالن‌های پرزرق و برق به روی صحنه می‌روند.

تئاتر نوع دوم، تئاتری است که در اختیار دولت است؛ اجراهایی بسیار آوانگارد که هیچ‌گونه ارتباطی با مخاطب عام ندارند.

از دیالکتیک این دو نوع تئاتر بود که باربا تئاتر نوع سوم را ارائه داد و سپس توانست آن را به مرحله‌ی اجرا برساند و در نتیجه تئاتر کشورش را از بحران خارج کرده و آن را احیا کند.

حال باز می‌گردیم به تئاتر کشور خودمان و به بررسی این نکته که آیا مبحث تئاتر از نوع سوم در پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ وجودداشته است؟ برای این منظور به تشریح جریان تئاتری در آن دوران می‌پردازیم . تئاتر پیش از انقلاب دارای دو جریان عمده بود:

۱٫تئاتری که وزارت فرهنگ با واسطۀ اداره تئاتر متولی آن بودند و هنرمندانی چون غلامحسین ساعدی و اطرافیانش با در اختیار داشتن سالن سنگلج نمایش‌های خودشان را به روی صحنه می‌بردند.

۲٫کارگاه نمایش که در آن هنرمندان علاقه‌مند به فرم‌های آوانگارد و همچنین تئاتر تجربی مشغول به فعالیت بودند.

حال می‌توانیم این سوال را بپرسیم که در آن مقطع آیا هنرمندانی بودند که به تئاتر نوع سوم فکر کنند؟

جواب آن منفی است. هنرمندانی چون مانند بهمن فرسی وجود داشتند که عضو هیچ‌ یک از این جریانات تئاتری نبودند اما آنها هم نتوانستند تئاتر نوع سوم را اجرایی کنند. دلی این بود که در آن زمان تئاتر هنوز وجود داشت و هیچ‌ کدام از این دو جریان توسط مناسبات مادی تولید تحت تاثیر قرار نگرفته‌بودند. ولی اگر در اکنون تاریخ تئاتری کشورمان به تئاتر نوع سوم می‌‌اندیشیم به این دلیل است که تئاتر در هر دو جریان مرسوم از بین رفته است.

به خاطر همین است که معتقدم این برهه تاریخی به عنوان نقطه عطفی در تئاتر ایران محسوب می‌شود و به یقین تاریخ تئاتر ایران از این به بعد مسیر خود را تغییرخواهد‌داد. ولی لازم است به این نکته اشاره کنم که بنده با جناب آقای فرهاد مهندس پور هم فکر هستم که هنوز این بحران به آگاهی نرسیده‌است. بنابراین بحران تا چند سال آینده به اندازه‌ای در تئاتر تشدید خواهد‌شد که جامعۀ تئاتری به آگاهی می‌رسد و سپس به دنبال تئاتر نوع سوم می‌رود.

در شرایط امروزی زمزمه‌هایی مبنی بر ضرورت تئاتر در جامعه شنیده‌می‌شود ولی هنوز آگاهی به کمال نرسیده‌است که به یک پرسش منتهی‌شود. البته این نکته باید گفته‌شود که از اساس پرسش‌های وجودی به یک جواب معین نمی‌رسند و در بهترین حالت آن خود پرسش به پاسخ منجر می‌شود، یعنی خود پرسش به یک فرم تبدیل می‌شود و خود فرم پاسخ است. باید به این نکته اشاره کنم که آگاهی در جایی اتفاق می‌افتد که ما متوجه می‌شویم این پرسش خودش پاسخ است.

به خاطر همین است که پرسش‌ها توسط تئاتر به روی صحنه آورده می‌شوند، چون از ماهیت پرسشی خودشان خارج و تبدیل به یک فرم تئاتری می‌شوند و این یعنی همان تئاتر نوع سوم، تئاتر برون‌رفت یا خودش می‌شود بحرانی‌کردن وضعیت و نقطه شروعی برای دگرگونی.

اما لازم است عاملی را که سبب به‌وجود‌آمدن تبدیل پرسش به پاسخ و پاسخ به فرم اجرایی می‌شود راتشریح کنم. این پروسه می‌تواند خودآگاه نباشد و کاملا در ناخودآگاه وجود داشته‌باشد‌. من ‌از این جملۀ لوکاچ که می‌گوید: “جان‌هایی هستند که درگوشه‌ای از این جامعه به دنبال فرم‌های خودشان ‌می‌گردند”  استفاده می‌کنم و نظر خودم راشرح می‌دهم. اگر جان‌ها زمانی توانستند فرم‌های خودشان را پیدا کنند، آن پرسش به روی صحنه می‌رود و خودش تبدیل به یک فرم می‌شود.

به خاطر همین است که می‌گویم این ها همان جان‌های ویران شده‌اند که در تلاش برای به‌چنگ‌آوردن دوباره زندگی و دوباره صورت‌بندی کردن آن هستند.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.