تجسمی > مقاله

استلارک و اجرای مجازی در عصر پسا بشری

stelarc_earonarm_lead

 

با پایان قرن بیستم، حدود ۱۰ درصد جمعیت کشورهای غربی، به بیانی تکنیکی، سایبورگ[۱]شده­اند. آنها به واسطه­ ی دستگاه الکترونیکی تنظیم ضربان قلب و تاثیرات دارویی، زندگی خود را حفظ و طولانی­ تر می ­کنند و یا با مفصل ­های مصنوعی یا اندام­های پروتزی قادر به حرکت می­ شوند. در واقع تعامل با جهان اطراف با استفاده از سمعک­ها، حنجره­های مصنوعی و تقویت بینایی کیفیت دیگری یافته و بدن در ترکیب باتکنولوژی، به بدن “فرا-انسانی” تغییر ماهیت داده است.فراتر از آن، نیروی انسان-ماشین با اتصال همزمان بیوتکنولوژی و مهندسی ژنتیکاز طریق ارتباطات ذهن-ماشین منجر به تصورِ تسخیرِ محدودیت­های ذهنی و فیزیکی نوع بشر می­شود.در عین حال باچنین توسعه ­ی تکنیکی،بیم آن می­ رود که بدن ارگانیک به نوعی مغز-افزار (wet-ware) محض در همزیستی با ذهن- ماشین، تقلیل یابد.

بدن های فرا- انسانی زاده­ ی تاثیرات روابط پست مدرنیستی قدرت و لذت، مجازی و واقعی، جنسیت و پیامدهای آن است. بدن فرا-انسانی گونه­ ای تکنولوژی، صفحه نمایش تصویر و تصویر به نمایش درآمده است؛ بدنی نشان خورده از ایدز، بدنی آلوده شده، بدنی مرده، یک تکنو-بدن، بدن کوئیر. بدن انسانی دیگر بخشی از «خانواده انسان» نیست بلکه به باغ وحش پسابشری تعلق دارد.

به عنوان یک هنرمند، استلارک، به طور خاص علاقه ­مند به اتصال ماشین-انسان و پیوند میان بدن و تکنولوژی نوین است. هدف استلارک از آمیزش انسان و ماشین این بود که ماشین را به عنوان جزئی­ از بدن درنظربگیریم و بدن را جزئی از ماشین: «ماشین­ها -اجزای خُردِ تکنولوژی- درونرشته­های داخلی و بافت نرم بدن جای می گیرند و بدن انسان بدل به چشم­انداز ماشین ها خواهد شد.» او نوع بشر را که بواسطه تکنولوژی تقویت شده و گسترش یافته است، بیو نوت (bionaut) می نامد. در نگاهِ رادیکال استلارک، «بدن بدون اندامِ» دولوز به بدن خالی شده برگردان می شود. در این بدن خالی شده، کارکردهای بیولوژیکی، از طریق نرم افزارهای کامپیوتری و سیستم های تکنولوژیکیِ پشتیبانیاز حیات،به اجرا در می­آیند. بدن بازطراحی شده، اتصالی تعمیم پذیر خواهد یافت و در پیوند با ماشین های هوشمند-«به عنوان نوعی سیستم عصبی خارجی که تحریک گر، اداره کننده و تعدیل کننده بدن، درحرکات عضلانی و دریافت های سمعی و بصری است»- قرار می گیرد. به منظور تکامل، سنسورهای نظارتِ کامپیوتری، مستقیما زیر پوست بدن کاشته می­شوند و بدن، محدوده­ی عملکرد خود را گسترش می­ دهد.

۰۳

استلارک کرئوگرافی­ یا رقص­های خود را این چنین توصیف کرده است: «این اجراها همواره به دینامیسم بدن، حرکت ماشین، چگونگی طراحی و نقطه­ی مقابل شان مربوط می شوند. … در اجرای Ping Body  بدن، یک داده رقصی بود … فعالیت اینترنتی، سازنده و طراح حرکت اجرا بود.» البته هرحرکت،وابسته به بازخورد حلقه های تکرار شونده­ی حسی و داده­­های ادراکیِ متناسب با مفصل بندی بدنِ مشترک بود. اما اجرا بوسیله­ی سنسورهای الکترونیکی، عینک های ویدئویی، کاشت تراشه ها و الحاقات ماشینی، قابلیت های بدن را افزایش داده و هشیاری فیزیکی را بالا می برد و دریافت معمول از مکان و حس جهت یابی را مختل می کند. همچنین حرکت غیر ارادی و تحریک عضلانی،احساس بیگانگی ایجاد می نماید.

co2pw3hxyaa1qn_

اجراهای استلارک ما را به تجدید نظر در باب “خود” و “هویت” وا می دارد اما او در مقام یک هنرمند دست به این عمل می زند نه به عنوان یک دانشمند یا فیلسوف. او به واسطه ی حرفه اش، بعنوان مجسمه ساز و اجراگر، در تماسی نزدیک با تکنولوژی پیشرفته قرار گرفته است؛ هرچند چگونگی استفاده اش از این امکانات همواره با در نظر گرفتن ملاحظات هنری همراه بوده است. استلارکدر سطحی مطلقا شهودی و خلاقانه به حوزه های همگرای علم و زیبایی شناسی، قدم می گذارد. وی بر این باور است که به واسطه­ی حساسیت های هنری اش،می­توانَد همچون ” پیشگامِ رنسانسی نوین” و ” رهبری انقلابی” عمل کند و از طریقِ آن، با کشف مسیرهای تازه و اقدامات پیشرو، در حیات انسانی دگردیسی پدید آوَرَد و انسان را برای یک زندگی متفاوت در محیطی تازه آماده نماید.

در دهه­ ی۱۹۹۰، استلارک به طور میانگین ۱۸ اثر اجرا کرد که شامل لکچر-اجراهایی می­شود که اغلب مانند تکنو-پرفورمنس­هایش تاثیر گذار واقع شدند.

۹stelarc-performing-e2809camplified-copy1-636x310

در بدنِ مجازی (The Virtual Body, 1993) یک تولید کامپیوتری، جانشین بدن می شود که از طریق اتصال یک سیستم ضبط حرکت الکترو مغناطیسی فعال شده و به سر، دستها، پاها، بالا و پایینِ پشت او متصل بود. این سنسورهای مکان- جهت یاب، حرکت های بدن او را  بر بدنی مجازی، جایگذاری (mapping) می کرد. استلارک برای شدتمندی بیشتر کرئوگرافی، دوربین هایی که از زاویه دید پایین  به زاویه بالای این بدن مجازی تغییر جهت می داد، تعبیه کرده بود. حرکتها با سیگنال های تقویت شده بدن و صدای دست سوم (Third Hand) همراهی می شد.

دست سوم (Third Hand) پروژه ای بود که سیر تکاملی آن پنج سال (۱۹۷۶-۸۱) به طول انجامید که بر محور بازوی راست استلارک نصب شده بود. این دست با سیگنال های [۲]EMG جایگذاری شده در چهار نقطه بدن -شامل عضلات شکم و پا- کنترل می شد. او با انقباض عضلات درگیر، قادر به ایجاد حرکت دلخواه این دست مکانیکی می شد. استلارک پس از سالها استفاده از این دست در اجراهایش توانست بی واسطه و بی تلاش و تقلا، آن را تحت کنترل درآورد. اجراهای دهه ی ۸۰ استلارک با صداهای تقویت شده­ی بدن و ویدئو های اینتراکتیو تکمیل می شد.

پس از مجموعه اجراهایی که استلارک در آن­ها از دست اتومات به همراه تحریک کننده­های تک کانالی عضلانی استفاده می­کرد، سری تازه­ای از اجراهایش با عنوان Involuntary Body (بدن غیر ارادی)، به واسطه­یتوسعه سیستم شش کاناله­ی تحریک کننده­های عضلانی و ارتباط کامپیوتری، شکل تازه­ای به خود گرفت. اولین نسخه آن، به نام Fractal Flesh در سال ۱۹۹۵ در Telepolis به اجرا درآمد و در اجرابه مخاطبان آن در پاریس (مرکز پمپیدو)، هلسینکی (آزمایشگاه رسانه) و آمستردام (سالن کنفرانسدرهای ادراک) توانایی دسترسی به سایت اینترنت مرکزی اجرا (در لوکزامبورگ)از راه دورداده شده بود. مخاطبان نه تنها می­ توانستند بدن استلارک را ببینند بلکه با لمس صفحه­ ی لمسی متصل به سیستم اجرا، بدنش را به حرکت دربیاورند. چرخه های مداخله در اجرا اجازه می­داد زمانی که او یک قسمت از بدنش را حرکت می­داد، سمت دیگر بدنش به وسیله­ ی مخاطبان هدایت شود. البته هر حرکتی خارج از توان فیزیولوژیک بدن، کنترل می­شد. استلارک می­توانست بدنش را ببیند که حرکت می­کند، بدون آنکه بر عضلاتش احاطه داشته باشد.

 

استلارک در چندین گفتگو اذعان دارد زمان خلاصی از استبداد بیولوژیک و رشد تکاملی فرارسیده است. برخلاف منتقدان غربیِ تکنو-تمدن که محسورِ تصورِ سقوط انسانیت به محبس الکترونیک هستند (معادل پست مدرن جهنم دانته)، به باور استلارک،نوع بشرتوسط تکنولوژی به بردگی گرفته نشده است. او تکنولوژی راکمابیش به عنوان ریشه ی هستی ما فرض می کند. به نظر وی، آینده ی بشریت به اثرپذیری متقابل و خلاق با تکنولوژیوابسته است.

[۱]Cyborg مفهومی برگرفته شده از داناهاراوای. وی سایبورگ را به چهار معنی به کار می برد: اندامه­ای سایبرنتیکی، پیوندی از ماشین و اندامه، مخلوطی از واقعیت اجتماعی موجود و مخلوقی داستانی. (ر.ک. به: داناهاراوای، مانیفست سایبورگ، ترجمه امین قضایی، نشر گل آذین، ۱۳۸۶)

[۲] EMG signal: الکترومیوگرافی یا ماهیچه نگاری برقی(electromyography)

تکنیکی ست برای محاسبه و ضبط حالات عضلات بدن در مواقع انقباض و انبساط عضلات

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.