موسیقی > یادداشت

موسیقیِ جدّی و دشمنانِ آن

بازهم درباره‌ی ارکستر سمفونیکِ تهران

image1

موسیقیِ جدّی و دشمنانِ آنReviewed by مانی جعفرزاده on Aug 20Rating: 5.0موسیقیِ جدّی و دشمنانِ آن بازهم درباره‌ی ارکستر سمفونیکِ تهراننویسنده‌ی این سطرها در این چندماهِ گذشته آن‌قدر درباره‌ی ارکستر سمفونیکِ تهران و حواشیِ آن گفته و نوشته است که بعید می‌داند حرفی ناگفته باقی باشد و موضوعی باشد که به آن نپرداخته باشد شاید جُز این‌که در یکی- دو روزی که گذشت و پس از انتصابِ رسمیِ آقای شهرداد روحانی به سمتِ رهبریِ دائم و مدیریتِ هنری ارکستر[ که موضوعی بود کاملاً قابلِ پیش‌بینی و بارها از سوی صاحبِ این قلم به آن اشاره شده بود پیش‌تر] از گوشه و کنار زمزمه‌هایی به گوش رسید کمابیش به این مضمون که موسیقیِ کلاسیک مخاطب ندارد و باید بررسی بشود که ارکستر سمفونیکِ تهران چه بنوازد تا مخاطبان به تالارِ اجرای برنامه بیایند؟ طرحِ این موضوع از آن جهت درخورِ اعتناست که یکی از موردهای مناقشه میانِ رهبرِ و مدیرِ هنریِ قبلی ارکستر یعنی استاد علی رهبری و بنیاد رودکی همین ماجرای تالارِ خالی بود. بنیاد رودکی ارکستر را بی مخاطب معرفی می‌کرد و استاد رهبری مکرّر تاکید داشت که به عمد برای اجراهای ارکستر سمفونیک تهران تبلیغات نمی‌شود. هر دو سوی ماجرا راست می‌گفتند و مثل بیش‌تر وقت‌ها هم البتّه هر دو سوی ماجرا از اساس در اشتباه بودند. این‌که در دوران تصدّیِ استاد رهبری به‌عمد برای برنامه‌های ارکستر سمفونیکِ تهران تبلیغات نمی‌شد موضوعی نیست که بشود آن را انکار کرد. تمایز دست‌‌کم این روزها به وضوح قابلِ رویت است. گروهی که با مدیرانِ بنیادِ رودکی نزدیکی و صمیمیّت دارند و در ماجرای دعواهای منجر به برکناری استاد رهبری در بنیاد رودکی هم نقشی بسیار فعّال داشته‌اند، این روزها مجموعه کنسرت‌هایی برگزار کرده‌اند و نام آن را جشنواره (؟) گذاشته‌اند که با تبلیغاتِ محیطی و شهری بسیار وسیعی همراه است. صاحب این قلم به‌رغم اختلاف نظرهای اساسی با گروهِ مزبور البتّه نفسِ برگزاریِ کنسرت را ارج می‌گذارد و تلاش برای معرّفیِ موسیقی در سطح وسیعِ تبلیغاتِ شهری را هم کاری بسیار درست و پسندیده می‌شمارد و تنها دارد بر این نکته اشارت می‌کند که چنین امکانی در اختیارِ ارکسترسمفونیکِ تهران در زمانِ آقای رهبری قرار نگرفت و حالا با ارکستری شخصی در قالبِ یک شبهِ جشنواره در اختیارِ آقای شهرداد روحانی هست. همین.

نویسنده‌ی این سطرها در این چندماهِ گذشته آن‌قدر درباره‌ی ارکستر سمفونیکِ تهران و حواشیِ آن گفته و نوشته است که بعید می‌داند حرفی ناگفته باقی باشد و موضوعی باشد که به آن نپرداخته باشد شاید جُز این‌که در یکی- دو روزی که گذشت و پس از انتصابِ رسمیِ آقای شهرداد روحانی به سمتِ رهبریِ دائم و مدیریتِ هنری ارکستر[ که موضوعی بود کاملاً قابلِ پیش‌بینی و بارها از سوی صاحبِ این قلم به آن اشاره شده بود پیش‌تر] از گوشه و کنار زمزمه‌هایی به گوش رسید کمابیش به این مضمون که موسیقیِ کلاسیک مخاطب ندارد و باید بررسی بشود که ارکستر سمفونیکِ تهران چه بنوازد تا مخاطبان به تالارِ اجرای برنامه بیایند؟
طرحِ این موضوع از آن جهت درخورِ اعتناست که یکی از موردهای مناقشه میانِ رهبرِ و مدیرِ هنریِ قبلی ارکستر یعنی استاد علی رهبری و بنیاد رودکی همین ماجرای تالارِ خالی بود. بنیاد رودکی ارکستر را بی مخاطب معرفی می‌کرد و استاد رهبری مکرّر تاکید داشت که به عمد برای اجراهای ارکستر سمفونیک تهران تبلیغات نمی‌شود. هر دو سوی ماجرا راست می‌گفتند و مثل بیش‌تر وقت‌ها هم البتّه هر دو سوی ماجرا از اساس در اشتباه بودند.
این‌که در دوران تصدّیِ استاد رهبری به‌عمد برای برنامه‌های ارکستر سمفونیکِ تهران تبلیغات نمی‌شد موضوعی نیست که بشود آن را انکار کرد. تمایز دست‌‌کم این روزها به وضوح قابلِ رویت است. گروهی که با مدیرانِ بنیادِ رودکی نزدیکی و صمیمیّت دارند و در ماجرای دعواهای منجر به برکناری استاد رهبری در بنیاد رودکی هم نقشی بسیار فعّال داشته‌اند، این روزها مجموعه کنسرت‌هایی برگزار کرده‌اند و نام آن را جشنواره (؟) گذاشته‌اند که با تبلیغاتِ محیطی و شهری بسیار وسیعی همراه است. صاحب این قلم به‌رغم اختلاف نظرهای اساسی با گروهِ مزبور البتّه نفسِ برگزاریِ کنسرت را ارج می‌گذارد و تلاش برای معرّفیِ موسیقی در سطح وسیعِ تبلیغاتِ شهری را هم کاری بسیار درست و پسندیده می‌شمارد و تنها دارد بر این نکته اشارت می‌کند که چنین امکانی در اختیارِ ارکسترسمفونیکِ تهران در زمانِ آقای رهبری قرار نگرفت و حالا با ارکستری شخصی در قالبِ یک شبهِ جشنواره در اختیارِ آقای شهرداد روحانی هست. همین.
فارغ از همه‌ی این بازی‌های محفلی و دورهمی امّا تصوّر می‌کنم یک‌بار برای همیشه باید این موضوع را توضیح داد و کنار گذاشت که ورود به مبحثِ تعدادِ مخاطبان در ماجرای موسیقیِ کلاسیک از اساس بی معناست. موسیقی جدّی اعمِّ از کلاسیکِ اروپایی و اصیلِ ایرانی مانندِ هر موضوعِ جدّیِ فرهنگی کم‌مخاطب است. مگر تیراژِ کتاب در این سرزمین چه‌قدر است؟ مخاطبانِ تئاتر جدّی چند نفر هستند؟ مخاطبان حرفِ حساب را کسی شمرده؟ اگر امروز یک کنسرتِ ساز و آواز مبتنی بر موسیقیِ ردیف- دستگاهی در این شهر برگزار شود چند نفر بلیت می‌خرند؟ چرا جماعتی می‌کوشند این جور القاء کنند که تعدادِ مخاطبانِ ارکسترسمفونیکِ تهران باید بیش از این‌ها باشد؟ ارکسترسمفونیک از اساس قرار نیست تعدادِ مخاطبانِ بسیار داشته باشد چون ذاتی‌اش مواجهه با مخاطبِ خاص است. این عیب‌اش نیست ویژگی‌اش است. خلاص.
تنها می‌ماند یک نکته: کسانی دارند می‌کوشند که این مفهوم را به‌شکلی کاسب‌کارانه قلب کُنند. جنسی از موسیقیِ پاپ را به‌جای موسیقیِ اصیل معرفی کرده‌اند و می‌کنند و حالا می‌کوشند نوعی از موسیقیِ پاپ را به‌جای موسیقیِ کلاسیک جا بزنند. حواس‌مان را جمع کنیم که این بر ارکستر سمفونیکِ تهرانِ حالا بدون استاد رهبری نرود.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.