موسیقی > گفت‌و‌گو

گفت‌وگو با لیسا باتیاشویلی: موسیقی زبانی‌ست که ملت‌ها را به هم نزدیک می‌کند

لیسا باتیاشویلی

لیسا باتیاشویلی

گفت‌وگو با لیسا باتیاشویلی: موسیقی زبانی‌ست که ملت‌ها را به هم نزدیک می‌کندReviewed by فیلیپ لِخ | بهزادِ هوشمند on Aug 14Rating: 5.0گفت‌وگو با لیسا باتیاشویلی: موسیقی زبانی‌ست که ملت‌ها را هم نزدیک می‌کندلیسا باتیاشویلی در خانواده‌ای اهلِ موسیقی متولد شد. مادرش پیانیست و پدرش ویلنیست بودند. آموزشِ موسیقی را از دو سالگی آغاز کرد. در سالِ هزار و نهصد و نود و یک، در سنِ دوازده سالگی، به دنبالِ ناآرامی‌های سیاسی، کشورِ خود، گرجستان را ترک کرد و ساکنِ آلمان شد. در سالِ هزار و نهصد و نود و پنج، به عنوانِ جوان‌ترین شرکت کننده‌ی تاریخِ رقابتِ ویلنِ بین‌المللیِ ژان سیبلیوس در آن شرکت کرد، و مقامِ دوم را به دست آورد. او همچنین در سالِ دو هزار و سه، جایزه‌ی لئونارد برنستاین را دریافت کرد. او اکنون به عنوانِ سُلیستِ ثابت با ارکسترِ فیلارمونیکِ نیویورک و ارکسترِ سمفونیکِ اِن‌دی‌آرِ هامبورگ همکاری می‌کند. آلبوم‌های اخیرِ او توسط شرکتِ دویچه گرامافون منتشر می‌شوند. آخرین آلبومِ او، ضبطِ مجموعه‌ای از آثار یوهان سباستین و کارل فیلیپ امانوئل باخ بود. او پیشتر ویلن کنسرتوی برامس را با ارکسترِ تالارِ درسدن به رهبریِ کریستین تیلمان و ویلن کنسرتوی شماره‌ی یکِ شُستاکُویچ را نیز با ارکسترِ سمفونیکِ رادیو باواریا به رهبری اسا-پکا سالُنِن منتشر کرده بو

لیسا باتیاشویلی در خانواده‌ای اهلِ موسیقی متولد شد. مادرش پیانیست و پدرش ویلنیست بودند. آموزشِ موسیقی را از دو سالگی آغاز کرد. در سالِ هزار و نهصد و نود و یک، در سنِ دوازده سالگی، به دنبالِ ناآرامی‌های سیاسی، کشورِ خود، گرجستان را ترک کرد و ساکنِ آلمان شد. در سالِ هزار و نهصد و نود و پنج، به عنوانِ جوان‌ترین شرکت کننده‌ی تاریخِ رقابتِ ویلنِ بین‌المللیِ ژان سیبلیوس در آن شرکت کرد، و مقامِ دوم را به دست آورد. او همچنین در سالِ دو هزار و سه، جایزه‌ی لئونارد برنستاین را دریافت کرد. او اکنون به عنوانِ سُلیستِ ثابت با ارکسترِ فیلارمونیکِ نیویورک و ارکسترِ سمفونیکِ اِن‌دی‌آرِ هامبورگ همکاری می‌کند. آلبوم‌های اخیرِ او توسط شرکتِ دویچه گرامافون منتشر می‌شوند. آخرین آلبومِ او، ضبطِ مجموعه‌ای از آثار یوهان سباستین و کارل فیلیپ امانوئل باخ بود. او پیشتر ویلن کنسرتوی برامس را با ارکسترِ تالارِ درسدن به رهبریِ کریستین تیلمان و ویلن کنسرتوی شماره‌ی یکِ شُستاکُویچ را نیز با ارکسترِ سمفونیکِ رادیو باواریا به رهبری اسا-پکا سالُنِن منتشر کرده بود.

باتیاشویلی یکی از معدود موسیقی‌دان‌های کلاسیک است که دیدگاه‌های سیاسیِ خود را پنهان نمی‌کنند. در سپتامبرِ دو هزار و چهارده، او دعوت شد تا به همراهِ ارکستر فیلارمونیکِ روتردام به رهبریِ والری گِرگیف-رهبرِ ارکسترِ روس و یکی از حامیانِ فعالِ ولادیمیر پوتین و سیاستِ خارجیِ او-کنسرتی برگزار کند. گرگیف در سالِ دو هزار و هشت از دخالتِ روسیه در اوسِتیای جنوبی حمایت کرد و بعدتر نیز نامه‌ای در پشتیبانی از الحاقِ کریمه به روسیه امضا کرد. هرچند باتیاشویلی آن دعوت را پذیرفت، اما اختلافِ دیدگاهِ خود را نشان داد. او به عنوانِ قطعه‌ی پایانی آن کنسرت، مرثیه برای اکراین، اثرِ ایگُر لُبُدا را اجرا کرد.

گفت‌وگوی زیر به مناسبتِ همکاریِ او با ارکسترِ آی، کالچر، که در سالِ دو هزار و یازده تشکیل شده و نوازندگانِ جوانِ منطقه‌ی شرقِ اروپا در آن مشارکت دارند، انجام شده است. هدفِ ارکسترِ آی، کالچر، نزدیک کردنِ کشورهایی چون ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، گرجستان و اکراین به یک‌دیگر است.

فیلیپ لِخ: این اولین همکاریِ شما با ارکسترِ آی، کالچر است؟

لیسا باتیاشویلی: بله!

فیلیپ لخ: نوازندگانِ جوانی از ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، گرجستان، لهستان، مولداوی و اکراین در این ارکستر در کنارِ هم هستند. ما همسایگانِ هم هستیم، اما گاهی خیلی کم درباره‌ی فرهنگ‌های یک‌دیگر می‌دانیم. چطور می‌شود این وضعیت را تغییر داد؟ آیا موسیقی حوزه‌ای‌ست که می‌تواند نقطه‌ی آغازِ این تغییر باشد؟

لیسا باتیاشویلی: قطعاً. من فکر می‌کنم موسیقی زبانی‌ست که ملت‌ها را بیش از هر زبانِ دیگر در کنارِ هم جمع می‌کند. کار، سفر، و اجرا در کنارِ هم، مسلماً اعضای این ارکستر را به هم نزدیک می‌کند، و آن‌ها هر روز بیشتر با روحیاتِ هم آشنا خواهند شد. این بهترین پایه برای دوستیِ همه‌ی این کشورها در بالاترین سطحِ فرهنگی‌ست.

فیلیپ لِخ: فکر نمی‌کنم امروز بتوان ارکستری پیدا کرد که همه‌ی اعضای آن ملیتِ یکسانی داشته باشند-ارکسترها مثلِ کلان‌شهرهای مدرن شده‌اند. اما در کلان‌شهرها، هر قدمی که برمی‌دارید، منجر به نوعی تنشِ اجتماعی می‌شود، و این مشکلات به خاطرِ تفاوت‌های فرهنگی هستند. به عنوانِ یک شنونده‌ی موسیقی، به نظرم می‌آید که دنیای موسیقیِ کلاسیک تلاش می‌کند این مشکلات را نادیده بگیرد. هنرمندانِ زیادی نیستند که مانندِ شما جسارتِ بیانِ دیدگاه‌هایشان را داشته باشند-آن‌طور که مثلاً در اجرای مرثیه برای اکراینِ ایگُر لُبُدا این کار را کردید. چرا موسیقی‌دان‌ها از جهانِ اطرافشان می‌گریزند؟

لیسا باتیاشویلی: فکر می‌کنم اگر گذشته‌ی زندگیِ من هم متفاوت بود، شاید به شکلی دیگر به این وضعیت واکنش نشان می‌دادم. اما من در گرجستانی بزرگ شدم که در زمانِ کودکیِ من، دستخوشِ تحولاتِ عظیمِ سیاسی شد. بعد، در دوازده سالگی به اروپا آمدم و با دموکراسی، حقوقِ شهروندی، آزادی و یک فرهنگِ عظیم روبرو شدم، و فهمیدم چه راهِ درازی پیشِ روی کشوری مانندِ کشورِ من است. در همان زمان، درگیرِ تفاوت‌های ذهنیتِ گرجستانی و ذهنیتِ آلمانی هم بودم. به همین دلیل، همیشه مشغولِ تلاش برای درکِ همه‌ی این‌ها و تلاش برای یافتنِ هویتِ خودم در میانِ اروپای مرکزی و مرزِ اروپا و آسیا بودم. حالا که تاریخ به شکلی دیگر در حالِ تکرار است، و خاطراتِ من از زمانِ شوروی به واسطه‌ی رفتارهای امروزِ دولتِ روسیه با کشورهای دیگرِ منطقه بیدار شده‌اند، نمی‌توانم واکنش نشان ندهم.

فیلیپ لِخ: یک بار در یک مصاحبه گفته بودید: «فرهنگ قدرتِ زیادی دارد. می‌توانید تاثیرِ مثبت یا منفی روی جهان بگذارید.» در نظرِ شما، ارکستری مانندِ آی، کالچر، چگونه قدرتی در خود دارد؟

لیسا باتیاشویلی: این ارکستر، بسیار مهم و پیشروست. قدرت‌های جهانی یک بارِ دیگر ثابت کرده‌اند که علاقه‌ای به برقراریِ ارتباط با کشورهای دیگری که باید به سمتِ جلو گام بردارند، ندارند. دانشجویانِ موسیقیِ کشورهایی که در این ارکستر مشارکت دارند، معمولاً شانسِ فعالیت در اروپا و در بهترین تالارهای کنسرتِ جهان را ندارند. من معتقدم که این ارکستر تأثیری قدرتمند بر گسترشِ جوامعِ موسیقی و آینده‌ی این کشورها خواهد داشت.

فیلیپ لِخ: شما موسیقی‌های گرجستانیِ زیادی اجرا می‌کنید. در این موسیقی چه چیزِ خاص یا یکتایی می‌بینید؟

لیسا باتیاشویلی: موسیقیِ گرجستان قسمتی از زندگیِ گرجستانی‌ست، و در درونِ من ارتباطی عمیق با دورانِ کودکی‌ام دارد. به همین دلیل آن را اجرا می‌کنم. دوست دارم مردمِ سراسرِ جهان آن را بشنوند، و بفهمند که چقدر ناب، اصیل، خاص و انسانی‌ست.

فیلیپ لِخ: زمانی که برای این گفت‌وگو آماده می‌شدم، کنجکاو بودم که ببینم درباره‌ی موسیقی‌هایی که اجرا خواهید کرد چه خواهید گفت. می‌توانید کمی از مینیاتورهای سولکان سینتسادز برایمان بگویید؟

لیسا باتیاشویلی: من فکر می‌کنم این مینیاتورها، که چندان هم اجرا نمی‌شوند، نمونه‌ی بسیار خوبی از موسیقی و سبکِ زندگیِ گرجستانی‌ست که پیش‌تر گفتم. و دوست دارم این را بگویم که هر چند ویلن کنسرتوی شماره‌ی یکِ پرُکُفیف برای شنوندگانِ موسیقی شناخته شده است، اما با این رپرتوار، آی، کالچر فرهنگِ شرقِ اروپا را معرفی می‌کند. همه‌ی ما تاریخِ خودمان را داریم، و همه‌ی ارکسترها معمولاً دوست دارند بتهُون و برامس اجرا کنند، اما این پروژه داستانِ خودش را تعریف می‌کند و این شگفت‌انگیز است. ویلنِ کنسرتوی یکِ پرُکُفیف یکی از محبوب‌ترین آثارِ تمامِ رپرتوارِ ویلن برای من است. اثری شگفت‌انگیز، حقیقی، جادویی و نمایشی که رویایی‌ترین و رنگارنگ‌ترین بخشِ قرنِ بیستم را برایمان آشکار می‌کند.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.