موسیقی > گزارش

«آینه‌دار» جشنواره‌ای مستقل وُ محترم

image3

«آینه‌دار» جشنواره‌ای مستقل وُ محترمReviewed by مانیِ جعفرزاده on Jul 31Rating: 5.0«آینه‌دار» جشنواره‌ای مستقل وُ محترمبا برگزار شدنِ سه‌باره‌یِ جشنواره‌یِ موسیقیِ «آینه‌دار» حالا کم- کم داریم باور می‌کُنیم که این جشنواره شکلی رسمی یافته وَ مصمّم است که به راه خود ادامه دهد. جشنواره‌یِ آینه‌دار از چند منظر، جشنواره‌یِ بسیار مهمی‌ست. نخست آن‌که یحتمل حالا دیگر تنها همایشِ فرهنگی‌ست که با نگاهی سیستماتیک توجه به موسیقی نواحی را دستورِ کارِ خود قرار داده است. دوّم آن‌که پیوستگی وَ برگزاریِ منظم‌اش طِی سه سالِ گذشته این شائبه را که موضوعی‌ست دل‌خوش‌کُنک وُ دورهمی‌ای‌ست از سَرِ شکم‌سیری منتفی کرده است وَ سوّم آن‌که نخستین جشنواره‌یِ جدّی موسیقیِ ایران است که بدون کمکِ مستقیمِ دولتی وَ مشخّصن با سرمایه‌یِ بخشِ خصوصی به حیات‌اش ادامه داده وَ می‌دهد.

با برگزار شدنِ سه‌باره‌یِ جشنواره‌یِ موسیقیِ «آینه‌دار» حالا کم- کم داریم باور می‌کُنیم که این جشنواره شکلی رسمی یافته وَ مصمّم است که به راه خود ادامه دهد.
جشنواره‌یِ آینه‌دار از چند منظر، جشنواره‌یِ بسیار مهمی‌ست. نخست آن‌که یحتمل حالا دیگر تنها همایشِ فرهنگی‌ست که با نگاهی سیستماتیک توجه به موسیقی نواحی را دستورِ کارِ خود قرار داده است. دوّم آن‌که پیوستگی وَ برگزاریِ منظم‌اش طِی سه سالِ گذشته این شائبه را که موضوعی‌ست دل‌خوش‌کُنک وُ دورهمی‌ای‌ست از سَرِ شکم‌سیری منتفی کرده است وَ سوّم آن‌که نخستین جشنواره‌یِ جدّی موسیقیِ ایران است که بدون کمکِ مستقیمِ دولتی وَ مشخّصن با سرمایه‌یِ بخشِ خصوصی به حیات‌اش ادامه داده وَ می‌دهد.

چندی‌ست که دیگرهمه دریافته‌ایم نه فقط موسیقی که فرهنگِ کلّیِ مناطقِ مختلفِ ایران رو به زوال است. جامعه‌یِ روستاییِ کشور با سرعتی ترس‌ناک رو به کاهش است وَ از شهری شدنِ این سرزمین ظاهرن گزیر وُ گریزی نیست. در این شهری شدن بخشِ وسیعی از فرهنگِ روستایی با تغییرِ اقلیم وُ زادبوم، خاستگاهِ اصلیِ خود را تَرک می‌کُند وَ با مهاجرتِ ناگزیرش در اقلیمِ تازه امکانِ حیاتِ طبیعیِ خود را از دست می‌دهد، چُنان‌که هر پدیدارِ طبیعیِ دیگری در آن هنگام که اقلیمِ اصلی‌اش جا-به-جا شده باشد، به همین روز خواهد اُفتاد.

image2

پرسش این است که در چُنین موقعیّتی چه باید کَرد؟ لابد راهِ حلِّ مضحکِ تبلیغاتِ سال‌هایِ دهه‌یِ شصت را در ایران به یاد دارید؟ صدا وُ سیمایی که دو کانال بیش‌تر نداشت یک‌سر می‌کوشید روستائیان را متقاعد کُنَد که شهر جایِ خیلی خیلی بدی‌ست که در آن هوا خوب نیست وَ دودِ ماشین‌ها راهِ نَفَس را بسته است. خُب البتّه روستایی‌ای هم که نان برای معیشت نداشت صابونِ آلودگیِ هوا را بر تن می‌مالید وُ کاشانه‌یِ فکسنی را در روستا رها می‌کَرد وَ به شهر می‌آمد وُ هنوز هم دارد می‌آید وُ باکی هم ندارد از این که در این تغییر اقلیم چیزی یا چیزهایی از دست برود. از آن زمان تا به حال یک نکته قطعی شده است وَ آن این که آن‌چه مانده، ماندنی نیست. چون وابسته است به حیاتِ انسان‌های معدودی که همه بی‌ استثناء کهن‌سال وُ پیرند وَ نسلِ پس از خودشان نسبت به میراثِ فرهنگی‌شان چندان اعتناء ندارد وُ لاجرم با درگذشت‌ِ این انسان‌های معدود این میراثِ فرهنگی منقطع خواهد شد. در این موقعیّت پیش‌نهادِ جشنواره‌یِ آینه‌دار روشن است وُ کاربُردی: بدیهی‌ست هیچ‌کس را نمی‌توان با توسّلِ به زور واداشت که در اقلیمی خشک وُ بی‌نان بمانَد وُ از میراثِ موسیقاییِ نیاکان‌اش پاسداری کَنَد فلذا راهِ حل تنها در ثبتِ آن‌چه مانده خلاصه می‌شود. ثبتی کامل وُ بی‌ نقص تا اسبابِ مطالعه‌یِ هر پژوهنده‌ای را به درستی فراهم آورد وَ امکانِ گشودنِ درِ فهم وُ درک این موسیقی را فراهم بکُند برای کسی یا جمعی وُ جماعتی در بَعد.

image1

آینه‌دار تا به امروز سه دوره برگزاری را پشتِ سر گذاشته است: دوره‌یِ نخستین به‌سال ۱۳۹۲ در خانه‌یِ هنرمندانِ ایران با محوریّت موسیقیِ شرقِ ایران که کم‌ترین فایده‌اش میزبانیِ اُستادانِ بزرگی چون نورمحمّدِ دُرپور، ذوالفقار عسگریان وَ لعل بخش پیک تواند بود که مدّتی کوتاه پس از برگزاریِ فستیوال درگذشتند. دوره‌یِ دوّم  در خرداد ۱۳۹۴ که در تالار رودکی برگزار شد وَ افتخارِ بزرگِ میزبانی یافت برایِ کسانی چون ماما کاظمیه [ماما زارِ بزرگ خوزستان] وَ گروه حیدر نوایی وَ هم‌چُنین یحتمل آخرین اجرای رجب بدریمون استاد نیِ جُفتیِ بوشهر وَسرانجام سومین دوره که به تیرماه ۱۳۹۵ موکول شد وَ به موسیقیِ ایلات وُ عشایر رشته‌کوهِ زاگرس پرداخت. در این دوره اُستادانی چون  امرالله وُ داریوشِ خوش‌نواز وَ هم‌چُنین فیض الله عارفی در کنارِ بسیاری دیگر مهمانِ آینه‌دار بودند وُ این آینه را زنگار زدودند.
این متمرکز بودنِ هر دوره‌ی فستیوال بر موضوعی وُ موضِعی از موسیقیِ نواحیِ ایران بسیار کارآمد بوده وَ مخاطبان را هربار در هرسال وارد می‌کُند به کلاسی مشخّص وُ برنامه‌دار تا اسبابِ درک وُ فهمِ موسیقی هر اقلیمِ موردِ بحث  به درستی میسّر شده باشد. بر خلاف بسیاری از جشنواره‌های موسیقیِ نواحی که هربار از چند نقطه، چند هنرمند گرد می‌آورند با جهان‌ها وُ اقلیم‌هایی متفاوت که معمولن جُز سرگردانیِ علمیِ مخاطب ثمری به بر نمی‌نشانَد.
در پایان امّا این نکته گفتنی‌ست: دولتی نبودنِ فستیوال وَ حضورِ بخشِ خصوصی به عنوانِ حامیِ این جشنواره نکته‌یِ درخوری‌ست. این‌که بخش خصوصی به این نتیجه رسیده باشد که باید برای ثبتِ موسیقیِ نواحی مختلفِ ایران تلاش کَرد همان تلنگری‌ست که روزنِ امید می‌گشاید بر گشایش فهمِ عمومی بر حفظ میراثِ کهنِ آبا وُاجدادی. اگر آینه‌دار هیچ نداشته باشد وُ تنها همین یک دستآورد را داشته باشد برای آبرو وُ احترام‌اش بسنده خواهد بود.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.