نمایش > مقاله

برشت و بنیامین پشت میکروفون: رویکرد زیبایی‌شناسی به تئاتر رادیویی (بخش نخست)

IMG_0200

برشت و بنیامین پشت میکروفون: رویکرد زیبایی‌شناسی به تئاتر رادیویی (بخش نخست)Reviewed by فیلیپ بودواَن | سپیده شکری پوری on Dec 21Rating: 5.0

(مجله‌ی تئاتر/شمارۀ ۱۹۹، مارچ ۲۰۱۱)

فیلیپ بودواَن[۱]

«آن‌کس که چیزی برای گفتن دارد و شنونده‌ای پیدا نمی‌کند بسیار متأثر می‌شود، اما تأثربرانگیز‌تر زمانی است که شنوندگان، فردی را که چیزی برای گفتن داشته باشد، نیابند.» بر مبنای این نقد برشت از رادیو است که والتر بنیامین مابین سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۳۳ دیدگاهش را در خصوص این رسانه گسترش داد، دیدگاهی که در آن رادیو صحنه‌ی عرضِ اندامِ توامانِ تولیدکنندگان و شنوندگان است که یکی به گوش فرادادن و دیگری به ارائه کردن ملزم می‌شود. رادیو، صحنه‌ی تئاترِ نامرئی و ناطق است، که بیش از هرچیز فضایِ آزاد تجربه‌ورزی و گفتارِ انتقادی را فراهم می‌سازد. بنابراین هرچند نمایش‌نامه‌های رادیویی برشت و بنیامین نویدبخش شکل نوینی از دراماتورژی بودند، اما در وهله‌ی نخست جایگاه مناسبی برای دعوت به شورش محسوب می‌شدند، به عبارتی، تئاتر به مثابه عنصری برای سرنگونی. بدین منظور، میکروفون کاربردی‌ترین وسیله بود، چراکه رادیو که تا آن زمان تنها «ابزار ساده‌ی توزیع» به حساب می‌آمد به «ابزار حقیقی ارتباط» بدل گردید. برشت و بنیامین: دو متفکر رادیویی، دو فعال در حوزه‌ی رادیو که به فاصله‌ی چند روز از یکدیگر ارزش آن را کشف کردند. در واقع، اگر سال ۱۹۲۷ فرصتی بود تا برشت اولین اقتباس رادیویی‌اش را از نمایش‌نامه‌ی آدم آدم است عملی سازد، برای بنیامین نیز زمان مناسبی بود تا در برنامه‌ای با عنوان «شاعران جوان روس» به روی آنتن رود. یکی مرد تئاتر و دیگری فیلسوفی که می‌کوشیدند به مشکلات مطرح شده توسط رسانه‌ای ناطق و نوظهور پاسخ دهند.

هدف ما در این تحقیق بیش از آن‌که بازسازی گفت‌وگوی محتمل میان برشت و بنیامین در خصوص رادیو باشد، شناسایی گفت‌وگوی احتمالات است. احتمال گفتاری رادیویی، احتمال ارتباطی تجدید‌یافته میان تولیدکننده و شنونده. اما لازم است در ابتدا ویژگی‌های تئاتر رادیویی بررسی شوند. برشت و بنامین کوشیدند چه نیاتی را از خلال نمایش‌نامه‌های رادیویی‌شان به واقعیت بدل سازند؟ دراماتورژی رادیویی چگونه می‌اندیشد؟ این‌ها‌ سوالاتی است که سعی خواهد شد با بهره‌گیری از نظریات و تجربیات عملی برشت و بنیامین پاسخی به آن‌ها داده شود.

 

میکروفون برشت: خلبان و امواج رادیویی

برای درک بهتر شروط اصلی نظریه‌ی برشت در باب رادیو و نیز ارتباط آن با نظریات بنیامین، لازم است در ابتدا نمایش‌نامه‌های آموزشی برشت که از سال ۱۹۲۹، هم‌زمان با فعالیت‌های متناوب بنیامین در رادیو، به روی صحنه آمدند بررسی شوند. به عقیده‌ی برشت این نمایش‌نامه‌های آموزشی بیش از هرچیز پاسخ‌گوی نیازهای سیاسی‌ هستند: «تغییر جهان، چراکه بدان نیازمند است». هدف این نمایش‌نامه‌ها ارایه‌ی نمایش به معنای واقعی کلمه نبود، بل‌که بیشتر تعلیم و آموزش بازیگر، ایجاد دلهره نسبت به جهانی که در آن زندگی می‌کند و به دنبالش تغییر شرایط، مد نظر بودند. این‌جاست که اهمیتِ سیاسی تئاتر اپیک (روائی) نمایان می‌شود. تئاتری که گونه‌ای از‌ نقد اجتماعی و سیاسی است و بیش از آن‌که احساسات را شامل شود، تعقل را درگیر خود می‌سازد. در مقابل تئاتر دراماتیک ارسطویی، برشت از تئاتر اپیک سخن می‌گوید، تئاتری که بشر را در بطن تاریخ قرار داده و هر نوع مشارکت احساسی تماشاگر در سرنوشت پرسوناژ را منکر می‌شود، پرسوناژی که تنها بواسطه‌ی نویسنده تجسم عینی یافته است. بر همین اساس می‌توان گفت تئاتر اپیک بر پایه‌ی مردم‌شناسی بنیان یافته است: برشت می‌گوید طبیعتِ بشر قابل‌تغییر است، تنها کافی است حوادث تاریخی را با منشی جستجوگرانه هم‌چون دانشمندان مورد کنکاش قرار دهیم، سپس علل و تناقضات را یافته و تغییرات ممکن در آن‌ها را فراهم سازیم.

در میان نمایش‌نامه‌های آموزشی برشت، یکی از آن‌ها منحصرا رادیویی است: پرواز لیندبرگ‌ها[۲]. این نمایش‌نامه نه تنها اولین نمایش‌نامه‌ی آموزشی برشت محسوب می‌شود، بل‌که اولین و تنها نمایش رادیویی او نیز هست. برشت در مجموعه‌ی رساله‌ها این اثر را این‌گونه معرفی می‌کند:

این نمایش‌نامه‌ی آموزشی-رادیویی برای دانش‌آموزان نگاشته می‌شود […] از طرف دیگر کوششی است در کاربرد بدیع شرایط تولید رادیویی: هدف آن بود که شعر به ماده‌ی اجرایِ آموزشی بدل گردد.

در حقیقت پرواز لیندبرگ‌ها نمایش‌نامه‌ایست دو بعدی، آفرینشی است تئاتری برای دو صحنه‌ی کاملا متفاوت: صحنه‌ی نامرئی رادیو، با صدا و آوا، که در ۲۶ جولای ۱۹۲۹ به آنتن رفت و دیگری صحنه‌ی نمایش فستیوال بادن-بادن[۳] که یک روز بعد، ۲۷ جولای، در خلال روزهای موسیقی و در چارچوب برنامه‌ای که به آثار نویِ رادیویی می‌پرداخت، برای نخستین بار به اجرای عمومی رفت.

به راستی چه پرسشی در این نمایش‌نامه مطرح گردیده؟ پرواز لیندبرگ‌ها روایت دلاوری‌های شجاعانه و فنیِ خلبان چارلز لیندبرگ[۴] است که روزهای ۲۰ و ۲۱ می‌۱۹۲۷ از فراز اقیانوس اطلس عبور می‌کند. در حقیقت کامیابی لیندبرگ در تسلط بر طبیعت نویدبخش شکل‌گیری جامعه‌ای نوین است. این نمایش‌نامه، هم‌چنین، گفت‌وگویی است میان خلبان و امواج بی‌پیکر، با سازندگان هواپیما، کسانی که قاره‌ی آمریکا، شهر نیویورک و قاره‌ی اروپا را شکل بخشیدند، کسانی که موتور هواپیما، خواب لیندبرگ و یا حتا آب و هوای نامساعدی که خلبان با آن دست و پنجه نرم می‌کند را سبب گشته‌اند.

وانگهی، در میان این شخصیت‌های متفاوت، جایگاه اصلی از آن رادیو است، آن هم به عنوان وسیله‌ای ارتباطی و رابط خلبان با زمین. جایگاهی که حتا در اجرای عمومی این نمایش‌نامه در بادن- بادن نیز از آنِ این رسانه‌ی شنیداری بود. در اجرای صحنه‌ای، تمامی شرایط به نفع تماشاگر و در راستای مشارکت وی در نمایش پی‌ریزی گشته بود، با ارائه‌ی راه‌کارهایی که از خلال آن نقش رادیو قابل فهم شود. برشت سعی بر آن داشت تا در بعد دیداری نشان دهد که «چگونه امکان مشارکت شنونده در هنر رادیویی میسر است»، مشارکتی که در فعالیت هنری او، جایگاهی بس اساسی دارد. بازیگران حاضر در این نمایش‌نامه (ارکستر، گروه کر، تک‌خوان) با پلاکارت‌هایی مشخص بودند: در یک طرف «رادیو»، در طرف دیگر «شنونده». شنونده (تماشاگر این نمایش) که نقش لیندبرگ نیز بر عهده‌ی وی بود، و با کاغذهایی بر دست در جلوی صحنه نشسته بود. او متن را خوانده بی‌آن‌که از نظر احساسی درگیر محتوای آن شود. این‌جاست که جذابیت آموزشی نمایش‌نامه‌ی رادیویی نمایان می‌شود: ارزش هنری بواسطه‌ی تعلیم شنونده است که معنا می‌یابد. گرچه شنونده، به طور عینی، صداهای رادیویی را می‌شنود، اما خود نیز می‌باید گویه‌های لیندبرگ را بر زبان آورد. صدای خلبان با امواج و به کمک تکثر آوایی منتشر می‌شود: دیگر تنها با تجربه‌ی یک خلبان مواجه نیستیم، بل‌که از این پس، تجربه‌ی جمعیِ لیندبرگ‌ها مطرح خواهد بود.

 

IMG_0193

 

به این ترتیب، در نمایش‌نامه‌ی پرواز لیندبرگ‌ها تغییر کاربردی رسانه‌ای نوپا به نام رادیو هدف مورد نظر بود. برای برشت آگاهی‌بخشی به شنونده از [طریق] سازوکار ابزاری چون رادیو اهمیتی بسزا داشت. و چنین آگاهی و فهمی بدون مشارکت موثر مردم قابل دریافت نخواهد بود، مردمی که باید با کاربرد همزمان رادیو، به شناخت آن نیز دست یابند. این نمایش‌نامه به گونه‌ایست که حداقل، افرادی که به آن‌ گوش می‌دهند، می‌توانند خود نیز در تجربه‌ی آن شرکت جویند. در کل، تجربه‌ایست بیناکنشی میان رادیو و مردم که شنونده را از شنونده‌ی منفعلِ برنامه‌های سرگرمی به شریکی فعال و مهم در فعالیت رادیویی بدل می‌سازد، شنونده‌ای که نویسنده، کلیدهایی رهایی از قیومت را به او نشان می‌دهد: «عمل کردن بهتر از احساس کردن است» آن‌گونه که این نوشته در منظره‌ی پسِ صحنه‌ی بادن- بادن نشان می‌داد. مداخله‌ای که ایجادکننده‌ی شرایط لازم برای تبدیل یک نهاد پخش‌کننده [رادیو] به دستگاه ناب ارتباطی است. از جنبه‌ی دیگر، پرواز لیندبرگ‌ها در نخستین اجرایش دو بعد متفاوت رادیو یا به طور کلی پیشرفت تکنولوژی را مد نظر داشت. پیشرفتی که هرچند امکان پرواز در آسمان‌ها را می‌دهد، اما محدودیت‌ها و شرایط خود را نیز داراست. مسئله‌ای که به راحتی در نمایش‌نامه‌ی آموزشی دیگری به نام اهمیت موافق بودن[۵] مشهود است، اثری که شاید روایت منفی پرواز لیندبرگ‌ها است و قهرمانش خلبانی فرانسوی است به نام چارلز نونژسر که در حین تلاش برای عبور از اقیانوس اطلس ناپدید می‌شود. در این‌جا به نظر، تجسم استعاری خطرات رادیو است که نمایان می‌شود. فنونِ رادیویی آن‌گونه که در نظامِ هواپیمایی بکار می‌رود، می‌تواند بشر را به ورطه‌ی نابودی کشاند. چنین فنونی هیچ‌گاه از دست ابزارگرایی قدرتِ سیاسی در امان نخواهد بود، خطری به غایت جدی که از سال ۱۹۳۳ و با تصرف رادیو توسط نازی‌ها به واقعیت بدل گردید.

برشت برای شنیدن: تفکری تئاتری-رادیویی میان کنش متقابل و انهدام

پرواز لیندبرگ‌ها هم آغازگر شیوه‌ی نوینی در نمایش‌نامه‌نویسی بود و هم نقطه‌ی عطف نظریات برشت در سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۲٫ برشت نه تنها «مناظرات چالش‌برانگیز میان متخصصین» و نیز خلق آثار منحصرا رادیویی را توصیه می‌کرد، بل‌که حتا تجربه‌ورزی در زمینه‌ی «رمان‌های رادیویی» را نیز پیشنهاد می‌داد. او در نوشته‌ای به سال ۱۹۳۰ و با رجوع به موضوعات مورد علاقه‌اش، پیوند ناگسستی هنر و رادیو را در بطن «برنامه‌های آموزشی» در نظر داشت. با احتساب این اصل که «نباید با رادیو مأنوس شد، بل‌که آن را تغییر داد»، برشت وظیفه‌ی نمایش‌نامه‌های آموزشی رادیو را کمک به طغیان شنونده و تحقق تئاتری حقیقی در راستای انهدام می‌دانست. پیش از این نیز در سال ۱۹۲۷ برشت در یک فراخوان، خواهان استفاده‌ی رادیو به عنوان ابزاری برای دموکراسی بود. دیگر وقت آن است که به جای موسیقی ضبط‌شده و تفاسیرش، از نزدیک به حوادث واقعی دنیای سیاست توجه شود، تا پرسش‌های مردمی در برابر شهروندان به شور گذاشته شوند.

در سال ۱۹۳۲ برشت در «گفتمانی در باب عملکرد رادیو» نقدهای پیشین‌اش را با شدت بسیار تکرار کرد. در مقابلِ رادیو به عنوان یک ابزار ساده‌ی پخش و [نیز] «جانشین تئاتر، اپرا و کافه-کنسرت[۶]»، برشت یک «دستگاه ارتباطی» را قرار می‌دهد، دستگاهی که قابلیت برانگیختن مناظرات حقیقی، نشان دادن زندگی یک فرد، مباحث پارلمان یا حتا بالارفتن قیمت نان را داشته باشد. در مجموع نقد برشت، نقدی بود نیش‌دار به تولیدات رادیویی که تا آن زمان شکل گرفته بودند: در روزهای نخست، رادیو تنها تقلیدی ساده از تئاتر، کنسرت و همایش بود. بنابراین، شنونده خود را مقابل «فروشگاه صوتی بسیار بزرگی» می‌دید. اما از این پس، تولیدکنندگان ملزم می‌شدند شیوه‌های تولید را با بینش نوینِ نویسنده مطابقت دهند. ارتباطی حقیقی و متقابل میان نویسنده و شنونده که برشت می‌خواهد در اقتباس رادیویی‌اش از نمایش‌نامه‌ی اهمیت موافق بودن به تصویر کشد، نمایش‌نامه‌ای که در آن بنیان‌های تئاتر اپیک نیز قرار داده شده‌اند: چنین نمایش‌نامه‌ای تنها مردم را آموزش نمی‌دهد، بل‌که از ایشان مربی نیز می‌سازد. برشت متقاعد شده بود که «کاربرد نظریات دراماتورژی مدرن، یا همان دراماتورژی اپیک، نتایج درخشانی را در رادیو به بار خواهد داشت». با این وجود، برنامه‌ی سیاسی مد نظر او نیازمند از ریشه کندن بنیانِ اجتماعی رادیو و خروج آن از چنگال حاکمان بود، آن‌چه به عقیده‌ی وی با جامعه‌ی موجود ناسازگار می‌نمود.

به این ترتیب، علاقه‌ی برشت به شیوه‌های نوین تکنولوژی وی را به تأمل در شکل جدیدی از خلاقیت هنری رهنمون ساخت. در اواخر دهه‌ی بیست، برشت اندیشه و فعالیت هنری‌اش را بر روی [چگونگی] شرایط دریافت یک اثر رادیویی قرار داد. به عبارتی، تحت تاثیر تئاتر اپیک است که رادیو، آن‌گونه که برشت درباره‌اش می‌پنداشت، تغییر خواهد کرد و سپس، به نوبه‌ی خود کسانی را که به آن گوش می‌دهند یا در ساختن‌اش مشارکت کرده‌اند تغییر خواهد داد. اما آیا این موضوع شامل حال بنیامین نیز می‌شود؟ آیا او احکام برشت در باب رادیو را باور دارد؟ او به چه شیوه‌ای از رادیو استفاده می‌کرد؟ اگر بنیامین، به معنای واقعی کلمه، نظریه‌ای در خصوص رادیو ارائه نداده است، آن‌گاه چگونه میان دیدگاه او و برشت نمایز قائل شویم؟

(ادامه دارد)

 

[۱]– Philippe Baudouin (فیلسوف و نویسنده فرانسوی)

[۲]– Le voldes Lindbergh

[۳]– Baden- Baden

[۴]– Charles Lindbergh

[۵]– L’importance d’être d’accord

[۶]– Café- concert

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.