ادبیات > گفت‌و‌گو

گفت و گوی انگار با لاتیشیا نانکت مدرس و پژوهشگر ادبیات معاصر فارسی

IMG_1195

گفت و گوی انگار با لاتیشیا نانکت مدرس و پژوهشگر ادبیات معاصر فارسیReviewed by ادبیات انگار on Nov 9Rating: 5.0گفت و گوی انگار با لاتیشیا نانکت مدرس و پژوهشگر ادبیات معاصر فارسی

قصههای ایرانی پیچیده و چن لایه هستند

 

لاتیشیا نانکت مدرس و محقق دانشکده هنر و رسانه در دانشگاه نیو ساوت ولز سیدنی است. پیش از آمدن به استرالیا، تحصیلات و تحقیقات خود را از سرزمین مادری خود فرانسه آغاز، و سپس در انگلستان، آمریکا و ایران ادامه داد. نانکت که زبان فارسی را در ایران فرا گرفته و سالها است در حوزه ادبیات معاصر فارسی پژوهش میکند، برای به انجام رساندن و پیشبرد تحقیق خود، گاهی به ایران سفر میکند.

او دکتری خود را در رشته ادبیات خاورمیانه و مطالعات فرهنگیاز دانشگاه لندن گرفت. پژوهش دکتری وی در کتابیبا عنوان تصویرسازی ادبی و فرهنگی بین فرانسه و ایران از زمان انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است. نانکت که برنده دو بورسیه تحقیقی ارزشمند از دانشگاه هاروارد و دانشگاه نیو ساوت ولز است، پروژه تحقیقی جدیدش را در ادامه پروژههای قبلی به بررسی چرخه ادبیات فارسی در جهان اختصاص داده است.

 

  • در بیشتر موارد، توجه پژوهشگران غربی به آثار ادبی فارسی به نیت شناخت ویژگیهای فرهنگ، مردم شناسی و اجتماعی جامعه ایران بوده و آثار ادبی به عنوان سندی از زندگی دیروز یا امروز ایرانیان بررسی شده. رویکرد شما چیست؟

به نظر من ادبیات فارسی از نظر زیباشناسی مهم است و چیزهای زیادی برای عرضه نه فقط به پژوهشگران حوزه ایرانشناسی و یا مطالعات خاور میانه که به طور کلی به پژوهشگران حوزه ادبیات دارد.  البته مردم شناسان و متخصصان علوم سیاسی هم ممکن است ادبیات ایران را از منظر حوزه تخصصی شان دنبال کنند. اما من ادبیات ایران را به مثابه بازتابی از جامعه ای که این ادبیات در آن متولد می شود، دنبال نمی کنم. همینطور در مورد ادبیات فرانسه، آلمانی و یا هر ادبیات دیگری نیز چنین چیزی را مد نظر ندارم. به نظر من ادبیات ایران می بایست فی نفسه و به خودی خود مورد مطالعه و پژوهش قرار بگیرد. با توجه به این نکته، توجه و تمرکز من روی فرایند تولید ادبیات است و در این مورد تحقیق می کنم؛ اینکه چگونه نویسندگان چگونه با ناشران تعامل می کنند، چگونه آثارشان را منتشر می کنند و اینکه در نهایت سرنوشت یک کتاب منتشر شده به کجا می انجامد. برای من بنیان ادبیات و امور مرتبط با آن مهم هستند؛ چیزهایی مثل جنبه های آموزشی و آکادمیک آن، جوایز ادبی و اموری از این دست. من همچنین در مورد ادبیات و ابعاد اجتماعی آن تحقیق می کنم و در تلاش هستم  که میان جنبه های زبیاشناسانه متون با نحوه تولید، انتشار و دریافت آنها از سوی مخاطب در یک برهه خاص از تاریخ ادبیات ایران ارتباط ایجاد کنم. به نظر من این دو رویکرد مکمل هم هستند. از این منظر، زیباشناسی لازم است که با چارچوب اجتماعی وسیعتری پیوند داده شود.

 

  • به عنوان یک مخاطب چه نکته مضمونی یا ساختاری در آثار ادبی ایرانی برای شما قابل توجه یا غیرمنتظره بود؟

در مورد ساختار باید بگویم که من اغلب داستانهای ایرانی اعم از رمان و داستان کوتاه را در مقایسه با نمونه های غربی، پیچیده و چندلایه می یابم. البته می دانم که این یک کلی گویی بزرگ است. با اینحال این تفاوتی است که با خواندن داستانهای فرانسوی و انگلیسی و داستانهای ایرانی احساس می کنم. به نظر می رسد روایت در آثار نویسندگان ایرانی در دل خود چندین و چند لایه دارد. از نظر مضمون، گاه درونمایه هایی در این داستانها وجود دارد که از سوی تاریخ دیکته می شوند که نمونه آن در ادبیات دیگری وجود ندارد. مثلا درونمایه جنگ- که برآمده از جنگ ایران و عراق است- بیشتر در ادبیات ایران نمود دارد تا در ادبیات دیگر کشورها. به نظر من شهر و مضامینی مرتبط با آن از جمله درونمایه های محبوب نویسندگان ایرانی است. نوشتن درباره تهران نمونه ای از این تلاشهاست.

 

  • در ایران سانسور و حساسیت های دولتی را یک سد بزرگ برای آفرینش آثار ادبی می دانند. شما این تاثیر را چگونه دیدید؟

موضوع سانسور به عنوان یک بنیان برای من جذاب است. برای من جالب است که بدانم تاثیر سانسور بر پروسه تولید ادبیات در ایران چگونه است. اگر کتابی برای من جذاب باشد، می بایست در مورد اینکه چگونه از مجاری سانسور گذشته است یا اینکه آیا مجوزش در یک برهه خاص لغو شده یا نه و مسائلی از این دست تحقیق کنم. با اینحال، در این مورد، نویسندگان و پژوهشگران ایرانی که از نزدیک با چنین مسائلی دست و پنجه نرم می کنند،  درک به مراتب عمیق تری از من دارند.

 

  • آکادمی ادبی در ایران تاثیر چندانی در ادبیات مدرن فارسی نداشته و ندارد. آیا تعامل و ارتباطی بین شما و دیگر مخققان خارجی این حوزه با دانشگران ایرانی وجود دارد. 

تعامل میان پژوهشگران خارجی و ایرانی می تواند سخت باشد اما اصلا غیر ممکن نیست. به عنوان مثال من و همکارانی از کشورهای غربی تعامل و بحث های منظمی با پژوهشگران ایرانی حوزه ادبیات داریم. اتفاقا من نسبت به گسترش چنین تعاملی در ایران امروز خیلی امیدوار هستم. امروزه شاهد هستیم که دانشگاههای ایران درهای خود را گشوده اند و دانشگاههای غربی نیز از تعامل و گفتگو با ایران بیش از پیش استقبال می کنند.

 

  • زنان سهم بزرگی از ادبیات دو دهه اخیر فارسی را به خود اختصاص داده اند. آیا می توان امیدوار بود که غربی ها باز هم بر مبنای انگیزه های غیرادبی  به این آثار توجه کنند.

  دیدن اینهمه آثار منتشر شده توسط زنان فوق العاده است. این واقعیت که بسیاری از نویسندگان امروز زن هستند دلیل خوبی می تواند باشد برای اینکه چرا خارجی ها علاقمند به بیشتر خواندن ادبیات ایران هستند. در حقیقت این امر پیش داوریها مبنی بر عزلت نشینی و انزوای زنان در جامعه را به چالش می کشد. علی رغم این البته نباید فراموش کرد که کماکان ادبیات در سیطره مردان است. این درست است که تعداد بسیار زیادی از کتابهای پرفروش توسط نویسندگان زن نوشته شده است اما در پس زمینه، آنجا که زمان نمایش آثار می رسد باز همچنان غلبه با مردان است.

حضور زنان در عرصه ادبیات همچنین باعث می شود ناشران بین المللی اشتیاق بیشتری برای انتشار آثار زنان ایرانی نشان بدهند چرا که ارزش بازاری مضاعفی برای آنها در پی خواهد داشت که بگویند: «ببینید، کتابی از ایران آمده و توسط یک زن نوشته شده.» وقتی شما میزان اقبال کتابهای ایرانی منتشر شده در کشورهای انگلیسی زبان را نیز بررسی می کنید باز این موضوع برجسته می شود. از این رو هم هست که کامنتها و نظرات خوانندگان و منتقدان معطوف به جنبه های زنانه کتاب است، حتی اگر درونمایه اثر ارتباط مستقیمی به مضامین مربوط به زنان نداشته باشد. به نظر من در حال حاضر هر چیزی که بتواند توجهات را به جانب ادبیات ایران جلب کند، خوب و مثبت است.

  • در مورد کتاب تصویرسازی ادبی و فرهنگی بین فرانسه و ایران از زمان انقلاب اسلامی ممکن است توضیحی بفرمایید.  

 

این کتاب راجع به ارتباط فرهنگی طولانی مدت بین ایران و فرانسه و علاقمندیها و تمایلات مشترکشان است. برای فهم این نکته که دو کشور ایران و فرانسه چه تصور و درکی از یکدیگر دارند و چگونه کلیشه ها را بازسازی و جرح و تعدیل می کنند، این پژو هش به بررسی تصویری می پردازد که از فرانسه در متون ادبی معاصر ایران وجود دارد و همچنین به عکس، تصویر ایران در متون ادبی معاصر فرانسه را تحلیل و بررسی میکند. این تحقیق بر پایه مطالعه شمار بسیاری از متون و همچنین در نظر گرفتن و بررسی موقعیت و فضایی که این متون در آن شکل گرفته اند از جمله جامعه ایرانیان در فرانسه به ثمر رسیده است.

 

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.