سینما > نقد

به‌نام پدر – تحلیل فیلم انیمیشن کوتاه «پدر» ساخته سانتیاگو گراسو

Featured Video Play Icon

به‌نام پدر - تحلیل فیلم انیمیشن کوتاه «پدر» ساخته سانتیاگو گراسوReviewed by علی م. علی‌زاده on Oct 23Rating: 5.0به‌نام پدربه‌نام پدر - تحلیل فیلم انیمیشن کوتاه «پدر» ساخته سانتیگو گراسو

آن‌چنان که از نشانه‌های به‌کار رفته در این فیلم انیمیشن کوتاه برمی‌آید موضوع اصلی مرتبط است با دوران پس از اختناق و حکومت نظامیان در آرژانتین، یعنی سال ۱۹۸۳ که در این سال به‌نوعی، دموکراسی در آرژانتین برقرار شد. بحثی که در اینجا مطرح خواهد شد معطوف به این نکته است که ‌چنین مضمونی، دورۀ زمانی بعد از اختناق و حکومت نظامیان در آرژانتین، چگونه در ساختار انیمیشن پدر شکل گرفته و این اثر را ساخته است، چگونه این فیلم با استفاده از دوربین، روایت، میزان‌سن، شخصیت (پدر و دختر) و اشیائی چون ساعت پاندول‌دار و صدایِ روی صحنه، تِم و در نهایت محتوای خود را شکل داده است.

شخصیت اصلیِ انیمیشن (که حضورش قابل مشاهده است)، زنی است که پدریِ نظامی دارد و یا به‌عبارت دقیق‌تر داشته است. در صحنه‌های ابتدایی، از عکس‌های آویخته‌شده بر دیوار و مدال‌های روی میز می‌توان پی برد که در این خانه، پدر، نظامی بوده است. در دقیقۀ ۱:۰۵ صحنه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد این پدر نظامی، دختری هم دارد. در این صحنه، قاب عکسی از پدر و دختر خردسالش بر دیوار مشخص است. درست در همین لحظه، زن از مقابل این عکس می‌گذرد و عکسِ صورتش دقیقاً بر همین قاب عکسِ پدر و دختر خردسالش می‌افتد، این امر، یعنی پیوند و یکی‌شدن بازتابِ صورت زن با عکسِ روی دیوار، بیانگر آن است که این زن، همان دخترِ مردِ نظامی است.

در این انیمیشن یازده دقیقه‌ای، نسبت به کل روندی که در طول آن وجود دارد، لحظه‌ای غیرعادی (دقیقۀ ۸:۳۰) وجود دارد که در آن لحظه حرکت دوربین به‌شکلی است که گویی به‌ناگاه از زن جدا و کَنده می‌شود. ازآنجاکه این لحظه‌ای غیرعادی در این انیمیشن محسوب می‌شود لازم است که آن را تبیین کنیم. این صحنه و لحظه، غیرعادی‌بودنش نسبت به کل انیمیشن، اهمیت به‌سزایی دارد، چراکه با توجه به شکل غریب حرکت دوربین در این صحنه و تفسیری که از این حرکت غریبِ دوربین (نسبت به حرکت دوربین در کل انیمیشن) می‌توان به‌دست داد، این امکان بوجود می‌آید که بتوان کُل انیمیشن را در پرتو این لحظه و حرکتِ غریب دوربین در آن خوانش کرد. پیش از تبیین این لحظۀ غریب لازم است تا در ابتدا نقش دوربین و روایت بررسی شود. سپس ارتباط بین پدر و ساعت پاندول‌دار و تاثیرشان بر زن سنجیده شود تا در نهایت با توجه به ارتباط بین این عناصر، کُل انیمیشن در با توجه به آن لحظۀ غریب تبیین شود.

 

دوربین و روایت در پیوند با زن، ساعت و پدر

دوربین و روایت در این انیمیشن تقریباً در تمامی صحنه‌ها متعلق به زن هستند، به این معنا که صحنه‌ها بر اساس ذهنیت زن ‌پیش می‌روند و آنچه دیده می‌شود روایت زن از اتفاقات است. این روند در کل انیمیشن به‌جز چند صحنۀ پایانی ادامه دارد. صحنه‌هایی که زن به اتاق پدر می‌رود، در سه مرتبه اول، روایت، ازآنجاکه متعلق به زن است، به‌شکلی پیش می‌رود که گویی پدر در اتاق خودش است و زن هربار برایش چیزهایی مانند دارو، کیک و … می‌برد. در واقع این پیوند روایت و زن تا اواخر فیلم هم حفظ می‌شود، یعنی روایت به ما می‌گوید که پدری در این خانه حضور دارد و یا در حیاط پشتی خانه پرندگانی در حال احتضار هستند که به شیشۀ پنجره می‌خوردند و در حیاط می‌افتند. روایت در این انیمیشن تا اواخر (دقیقۀ ۸:۳۰) همراه با زن است اما از این زمان به بعد، روایت دیگر در پیوند با زن نیست، یعنی آنچه که زن می‌بیند و تصور می‌کند را نشان نمی‌دهد بلکه دنیای به‌اصطلاح واقعی‌ای که غیر از توهمات و تصورات زن است را نقل می‌کند. دنیایی که در آن دیگر پدر و پرنده‌های درحال احتضارِ افتاده در حیاطِ پشتی وجود ندارند.

ارتباط نزدیک و معناداری بین زنگِ ساعت پاندول‌دار و پدر وجود دارد. زن، تنها هنگامی به اتاق پدر می‌رود که زنگ ساعت پاندول‌دار به صدا درمی‌آید. در چهار جا صدای زنگ ساعت پاندول‌دار شنیده می‌شود. در سه مرتبۀ نخست، پیش از هر سه صدای ِزنگ ساعت، زن مشغول کاری است. در مرتبۀ اول می‌خواهد کیکی را بخورد که ساعت زنگ می‌زند. در مرتبۀ دوم گلی سرخ را می‌خواهد بو کند. در مرتبۀ سوم مشغول گوش‌دادن به صدای رادیو است که زنی دارد از جنایت‌های انجام‌گرفته توسط نظامیان سخن می‌گوید. زن هنگامی وارد اتاق پدر می‌شود که ساعت زنگ بزند. ساعت و زنگ ساعت گویی برای زن دروازۀ ورود به اتاق پدر است. زمانی و آن لحظه‌ای که ساعت هم زنگ می‌زند قابل توجه است. به این معنا که در هر سه مرتبۀ اولی که ساعت زنگ می‌زند، زن مشغول انجام کاری خاص است. ساعت هرجا که زن نزدیک می‌شود به شیئی که دوست دارد یا می‌تواند از آن لذت ببرد یا این‌که آن شی‌ء (رادیو و صدای زنی که از دادخواهی برای پسرانشان می‌گوید) می‌تواند حقیقتی را فاش کند، درست در همان لحظه زنگ می‌زند و زن را از ادامۀ کارش باز می‌دارد.

در آخرین‌بار، یعنی مرتبۀ چهارم، پیش از زنگ‌زدن ساعت اتفاقی می‌افتد. ساعت از کار می‌افتد. هنگامی‌که زن روی صندلی راک (ننویی) نشسته و به‌آرامی تاب می‌خورد، هم‌زمان با صدای صندلی، صدای تیک‌تیک ساعت هم به‌گوش می‌رسد که بعد از ایستادن ساعت، زن هم حرکت خود روی صندلی را متوقف می‌کند و به‌سوی ساعت می‌رود. ساعت را کوک می‌کند سپس به‌آهستگی چند قدمی را رو به عقب گام برمی‌دارد و مقابل ساعت می‌ایستد. در همین نقطه است که آن حرکت غریب دوربین (نسبت به کل انیمیشن) انجام می‌گیرد. دوربینی که گویی به‌ناگاه از زن جدا و کَنده می‌شود. و این نقطه‌ای است که بعد از آن دوربین می‌تواند چیزی غیر از آنچه را که زن می‌بیند نشان دهد. دوربین از زیر لوای بارِ زمانی که توسط ساعت پاندول‌دار نمایندگی می‌شود بیرون می‌آید. در واقع حرکت غیرعادی دوربین در این صحنه را هم، می‌توان این‌گونه خوانش کرد: پس از ازکارافتادن ساعت برای لحظاتی کوتاه، دوربین هم به‌ناگاه و در حرکتی که گویی فرار می‌کند از زیر سلطۀ ساعت، خود را از زن و ساعت جدا می‌کند. در واقع ساعت و زن همچنان باهم و زن متاثر از ساعت است اما دوربین و به تبع آن، روایت، خود را از از زن و ساعت جدا کرده‌اند.

به همین معنا، می‌توان کل انیمیشن را با توجه به این حرکت غریب دوربین (نسبت به کل انیمیشن) خوانش کرد: انیمیشن در ابتدا پیوندی بین زن و ساعت پاندول‌دار برقرار می‌کند، حرکات زن و نسبت زن با پدرش بر اساس زنگ ساعت است که شکل می‌گیرند. هرگاه که صدای زنگ ساعت به‌گوش می‌رسد، زن از هر کاری که دارد دست می‌کشد، درحالی‌که دست راست خود را روی مچ دست چپش می‌گذارد، حالت و ژستی که حاکی از تسلیم‌بودن محض او است، برای رسیدگی به امور به پدر راهی می‌شود.

موضوع دیگر پیوندی است که دوربین و روایت با زنِ متاثر از زنگِ ساعت دارند. همان‌گونه که اشاره شد تا اواخر انیمیشن دوربین و روایت متعلق به زن هستند و تصوّرات او را به نمایش می‌گذارند. در واقع از این منظر انیمیشن دو قسمت است، قسمت ابتدایی و طولانی‌تر آنجایی است که با واقعیتی آمیخته با تصوّرات زن مواجهیم. قسمت انتهایی و کوتاه‌تر، واقعیت فارغ از تصوّرات زن به نمایش درمی‌آید. و نقطه‌ای که این دو قسمت را از هم جدا و در عین حال به هم متصل می‌کند، همان حرکت غریب دوربین (نسبت به کل انیمیشن) در دقیقۀ ۸:۳۰ است:

در سطح ظاهری و آنچه که دیده می‌شود در این دقیقه از انیمیشن، دوربین، و به تبع آن روایت، با حرکتی ناگهانی و رو به عقب، خودشان را از زن جدا می‌کنند. با توجه به اتفاقاتی که بعد از این می‌افتد و مشخص می‌شود که حضور فیزیکی پدر و پرندگان درحال احتضار، از تصوّرات زن بوده‌اند، این حرکت به‌اصطلاح غریب دوربین، در سطحی ضمنی و به‌شکلی نمادین دلالت بر همان جدا‌شدن دوربین و روایت از تصوّرات بعضاً غیر واقعی زن دارند و این‌که از این به بعد دوربین و روایت، واقعیتی را که کمتر متاثر از تصوّرات زن است به نمایش می‌گذارند.

نکته‌ای که اهمیت به‌سزایی دارد چرایی طولانی‌تر‌بودن بخش ابتدایی نسبت به بخش انتهایی است. در بخش ابتدایی حرکات تسلیم‌گونۀ زن و کُند‌بودنی که در به نمایش گذاشتن این حرکات وجود دارد همگی بر اهمیت این بخش ابتدایی تأکید می‌کنند. واقعیت آمیخته با تصوّرات (بخش ابتدایی) بسیار طولانی‌تر است از بخش دوم که شامل واقعیت است جدای از تصوّرات و توهمات، و این طولانی‌تر‌بودن دلالت بر این امر دارد که گرچه پدر (پدری که یک نظامی بوده است) دیگر حضور فیزیکی ندارد منتها تاثیر اعمال و خشونت‌های او در مقام یک نظامی (در دوران پیش از سال ۱۹۸۳) آنچنان عمیق و نازدودنی است که زن هم‌چنان متاثر از آن دوران و خشونت‌های آن دوران است. این تاثیر قدرتمند بر زن، که منجر به از هم‌پاشیدگی روانی او شده است، حاکی از عمق اختناق و خشونتی است که در دوران پیش از سال ۱۹۸۳ حاکم بوده است. این‌که یکی از عوامل این خشونت و اختناق، یکی از نزدیک‌ترین افراد به این زن یعنی پدر او بوده است، تأثیر و ازهم‌پاشیدگی روانی را دوچندان می‌کند.

در واقع در اینجا سازندۀ انیمیشن برای این‌که دوران اختناق و حکومت نظامی پیش از سال ۱۹۸۳ را به‌تصویر بکشد، اولاً به‌سراغ خود این حکومت نظامی و سال‌های حاکمیتش (پیش از ۱۹۸۳) نرفته است و ثانیاً این خشونت را به‌شکلی مستقیم به نمایش نگذاشته است بلکه در زمانی پس از حکومت نظامیان است به تأثیر آن دوران بر زندگی یک فرد پرداخته است، فردی که پدرش یکی از نظامیان و عاملان خشونت بوده است. سازندۀ انیمیشن برای تاثیرگذاری بیشتر در نشان‌دادن آن دوران سیاه، آن دوران را مستقیماً به نمایش نمی‌گذارد بلکه به تاثیر آن دوران بر دوره‌ای دیگر دارد می‌پردازد.

میزان‌سن

نوع میزان‌سنی که در این انیمیشن استفاده شده نیز حائز اهمیت و معناساز است. شکل طراحی موقعیت اتاق پدر (به‌عبارتی دقیق‌تر اتاق خواب پدر) و حیاط خلوت خانه (آنجاکه پرندگان در حال احتضار مشاهده می‌شوند) و نیز با توجه به رفت‌وآمدهای زن در بین این دو نقطه، این تصوّر را به‌وجود می‌آورد که گویی این دو مکان (اتاق پدر و حیاط خلوت خانه) روبرو و در مقابل هم هستند. علاوه‌بر این، از لحاظ کارکردی هر دوی این مکان‌ها قرینه‌ساز و مکمل یکدیگر هستند: هم در اتاق پدر، دختر چیزی را که نیست (یعنی پدر) می‌بیند و هم در حیاط پشتی، دختر چیزی را که دیگر نیست (پرندگان در حال احتضار) می‌بیند که این امر نوعی قرینه‌سازی است.

صدایِ روی صحنه در صحنۀ ابتدایی و انتهایی

‌از همان تیتراژ، در صحنۀ ابتدایی و نیز پیش از روشن‌شدن صحنه، صدای تیک‌تیک ساعت است که حاکم بر فضا است و به‌گوش می‌رسد. عنوان انیمیشن (پدر) نیز در کنار پاندولِ در حال حرکت ساعت نقش می‌بندد. که با توجه به کل انیمیشن و تاثیری که ساعت بر زن دارد، می‌توان استنباط کرد که ساعتِ پاندول‌دار تداعی‌کنندۀ پدر است، ساعتی که به‌طور منظم (به‌مانند نظم مستقر در نهاد نظامی) زنگ می‌زند و زمان را اعلام می‌کند. پیوندی که بین ساعت پاندول‌دار و زن وجود دارد نیز به همین معناست که ساعتی که تداعی‌کنندۀ پدر (بعد از عدم حضور فیزیکی پدر) در آن خانه است، هم‌چنان زن را تحت نفوذ و سیطرۀ خود دارد.

صحنۀ انتهایی انیمیشن در مقایسه با صحنۀ ابتدایی جالب توجه است. صحنۀ انتهایی، نمایی کلی از بالا و بیرون خانه است. مهم‌تر از خود این نما و صحنه، صدایِ روی آن است. در این صحنۀ انتهایی صدای خیابان و صدای افرادی که گویی مشغول گفتگو هستند (یا شاید حتی صدای کودکانی که مشغول بازی‌اند) به‌‌گوش می‌رسد. این صدا هرچه که باشد، نکته قابل توجه‌اش این است که نشانی از زندگی و زنده‌بودن انسان‌هایی مشغول گفتگو است، در مقایسه با صدایِ صحنۀ ابتدایی، که همان تیک‌تیک بی‌جان، منظم و یکنواخت ساعت پاندول‌دار بود.

در کُلِ انیمیشن نیز، صدایِ گفتگویِ روی صحنۀ انتهایی در مقایسه با سکوت و بی‌‌کلامی حاکم بر صحنه‌های قبلی بیانگر تفاوت محیط بیرون با محیط خانه‌ای‌ است که هم‌چنان متاثر از حضور غیر فیزیکی پدر و روان ازهم‌گسیختۀ زن است. همین امر، علاوه ‌بر صدا، دربارۀ تفاوت تصویر و نمای بیرونی، باز و روشنِ صحنۀ انتهایی با صحنه‌های تاریک، خفقان‌آور و بستۀ درون خانه صادق است.

 

پدر (PADRE)

کارگردان: سانتیاگو «بو» گراسو؛ فیلمنامه: سانتیاگو «بو» گراسو، پاتریسیو پلازا؛ فیلمبردار سرجیو پینِیرو؛ موسیقی: لوکاس نیکوتیان؛ تدوین: سانتیاگو «بو» گراسو، پاتریسیو پلازا؛ محصول مشترک آرژانتین- فرانسه (۲۰۱۳)

برنده جایزه بهترین فیلم انیمیشن در بخش مسابقه بین الملل سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران و جشنواره انیمپکت سئول (۲۰۱۳)

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.