نمایش > یادداشت

روح اشیاء، کالبد اجرا

۱

روح اشیاء، کالبد اجراReviewed by جواد حسنجانی on Oct 11Rating: 5.0روح اشیاء، کالبد اجرا

یادداشتی برای راهنمای تاریخی وسایل صحنه

پیش از آن که به کتاب‌های ترجمه بپردازیم می‌بایست از چرایی ترجمه آن‌ها پرسش نماییم. نظاره‌گران ترجمه در زبان فارسی در جایگاه منتقدان ترجمه بیش از هر چیزی توجه خود را مصروف تطابق لغوی و مهارت‌های فنی مترجم در دوران اخیر نموده‌اند. منتقدان همانند پاسبانان شبگرد، مترجم را در پیچ کوچه‌ها و ابتدای گذرگاه‌ها یعنی میان سطرها و واژه‌ها به دام می‌اندازند و به استنتاخ آن می‌پردازند. غالب پرسش‌های منتقدان بیش از آن که بر خرد نقاد یعنی موضع‌گیری تاریخی و فرهنگی تکیه داشته باشد سرشار از کنایه‌هایی نخوت‌آلود است و بر داوری‌های اخلاقی مبتنی می‌گردد. در این جا پاسبان بیش از حاکم قانون هیبت یک انسان دگرآزارخواه را پیدا می‌کند که خرده‌گیری ها و نگاه تسخرزن او برای جمعیت گردآمده پیرامون وی و رهگذر محکوم، جذاب است. در نقدهای این چنینیِ ترجمه، پرسش‌های بنیادی‌تر از ترجمه به فراموشی سپرده می‌شود، جایگاه ترجمه مشخص نمی‌گردد. این که چرا این متن؟ یا این که چه چیز باعث ترجمه آن در این زمان شده؟ ترجمه‌های دیگر چه کرده بودند وترجمه حاضر چه کار کرده است؟

 

۲

 

مقدمه مترجم کتاب «راهنمای تاریخی وسایل صحنه» مسیر رسیدن به پاسخ مذکور را تسهیل می‌کند. چرا که در قطعه‌ایی می‌خوانیم: «فضاهای غالب فیلم‌ها و سریال‌های تاریخی ما را معجونی از اکسسوارهای عجیب و غریب تشکیل می‌دهد.تقریبا هیچ چیز سر جای خودش نیست و اگر هست در کمال ناشیگری اجرا شده است». مقدمه از تشخیص معضله‌ایی سخن به میان می‌آورد که مشاهدات مترجم به آن می‌پردازد و تشخیص را از توجیه برخوردار می‌کند. این امکان هست که برخی انگیزه‌های ترجمه برای مخاطب روشن شود. در این نقطه است که ترجمه را مترادف با «تفسیر» می‌یابیم. مفسران مسلمان قرون اولیه هجری موقعیت خود را در هنگام ترجمه متون مقدس همچون مفسر می‌دیدند و بر این جایگاه تاکید داشتند.

راهنمای تاریخی وسایل صحنه در زمینه‌ای صورت می‌گیرد که اجراهای تئاتر ایران در یک دهه اخیر، حتی در پر رونق‌ترین وضعیت اقتصادی از اهمیت دادن به اشیا به عنوان وسایل صحنه فارغ شده‌اند همان طور که برای ایجاد دیگر جلوه‌های جوهری تئاتر دچار ضعف هستند. موقعیتی که در آن تنها چهره بازیگر و نه حتی تمامی کالبدش، کلمات خارج شده از دهان شخصیت‌ها و نه حتی دیالوگشان اهمیت پیدا کرده. در یک لفاظی سرگیجه‌آور حتی آن جا که کارگردان نمایشی تاریخی به صحنه آورده اشیا کمرنگ هستند یا فاقد پرداخت. سبک مبلمان یا پوشش شوالیه بیش از برخورداری از روحیه‌ایی زمانمند و آن که به چیزی اشاره نماید به شکل خارق‌العاده‌ایی جلوه‌های مصنوعی می‌یابد یا با عدم تناسب درشتی‌اش را بر چهره اجرا نمودار می‌نماید و سپس هارمونی صحنه را از بین می‌برد. مشعل‌هایی که در فضای یک کاخ عثمانی لکه‌هایی از انیمیشن‌های والت دیزنی را به صحنه احضار می‌کنند. کتاب به شکل ضمنی این آشفتگی در طراحی صحنه را مورد پرسش قرار می‌دهد و از روح موثر اشیا بر کالبد اجرا دفاع می‌کند. درج اندازه دقیق و رنگ در بخش‌های تصویری کتاب؛ دقتی را به نمایش می‌گذارد که تنها پژوهشی سترگ و مسئولانه از عهده آن برمی‌آید.

 

۳

 

اشاره‌ایی گذرا در اولین جمله مقدمه نویسنده کتاب حاوی اشاره‌ای‌ست که آن را در ساختار کتاب می‌یابیم؛ توجه به جزئیات و احترام نهادن به دخالت آن در کل. ساختار کتاب با ارائه نمایی از هر دوره تاریخی آغاز می‌شود و با پرداختن به بخش های متنوع مانند پوشاک و مبلمان ادامه پیدا می‌کند. در این نما افق‌های کلی ارائه می‌گردد و سپس در ادامه با اشاره به دگرگونی آن با اجزا پیوند می‌خورد. کتاب اولویت را به تحولات کلان می‌دهد و طنین آن را در مناسبات خرد پیگیری می‌کند. تا به این نقطه این امر برایمان موجه شده است که جزئیات مهم است و طراحی صحنه و وسایل گردآمده در آن تا به چه میزان در دیدن و داوری ما از یک تئاتر دخالت دارد. در این مجال باید دست به کار شویم به شواهد سر بزنیم در یک چنین ریزبینی بیش از صحنه‌های پرشکوه نمایش‌های شکسپیر و یا طراحی‌های ذره‌بینی اجراهای ایبسن کارهای بکت و هانتکه اهمیت خود را در معرض اعلان قرار می‌دهد. صحنه های خالی و فقیر این دو نمایشنامه‌نویس قرن بیستم بیش از هر چیز بر این امر اذعان دارد که اهمیت اشیا را دریافته‌اند و دلالت‌مندی آن را ها را در نظر داشته‌اند. غیبت یا به حداقل رسیدن وسایل صحنه در کارهای بکت زمانمندی اشیا و تعین آن ها را مدنظر داشته است. گریختن اجراهای بکت از چنین وسایلی؛ گریختن از زمان مشخص و تعین نیافتن در تمثیل‌هایی‌ست که همراه با اشیا به صحنه می‌آیند. حتی در آن نقطه که شخصیت مجبور به پوشیدن لباسی است یا همراه داشتن وسیله‌ایی، زنجیره ایی از اشیا نامتجانس را شاهد هستیم که بیش از روشن‌کردن زمان و موقعیت، بر گنگی آن می‌افزاید.

 

۴

 

کتاب گیل دیویس این لحن ضمنی را با خود دارد که تاریخ تئاتر تنها تئاتری زیبایی‌شناختی نیست و با سیری از آشنایی‌زدایی‌های فرمی و نوآوری‌های تجربی غنا نمی‌یابد. تاریخ تئاتر با فرهنگ گره خورده است، تحولات آن را به درون می‌کشد و هر جا که مجال یابد نیز فرهنگ را دگرگون می‌کند. کتاب مورد بحث ما در یک قرائت نامتعارف امکان آن را می یابد تا “تاریخ فرهنگی” محسوب شود. توضیحات و تصاویر کتاب تحولات را به نمایش درمی‌آورد. تحولات در حوزه سرگرمی و کارافزارهای انسانی مورد اشاره قرار می‌گیرد از همین رو تاریخ تحول رفتارها، عادت‌ها و ستیزهای انسان فراهم می‌آید، اما این بار اشیا هستند که فرهنگ را بازنمایی می‌کنند. از اقتصاد پر رونق دهه ۱۹۷۰ میلادی سخن به میان می‌آورند و لباس مردمان رومی قرون اولیه میلادی را نیز پیش می‌کشند. طلوع هر شی و افول آن دیگری از کنش‌های متمایز در این تاریخ پرده برمی‌دارد.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.