نمایش > مقاله

تئاتر گریلا

1

تئاتر گریلاReviewed by علی قلی پور on Feb 9Rating:

مقدمه

رنی دیویس و یا آر. جی. دیویس بنیانگذار “مایم تروپ سانفرانسیسکو” (San Francisco Mime Troupe) بود. این گروه تئاتری در دهه شصت با هجویه‌های سیاسی و نمایش‌های پرسروصدا در پارک‌های عمومی شهر مشهور شد. آن‌ها به دلیل استفاده از کمدیا دل‌آرته در اجرا و پرداختن به موضوعاتی که در آمریکای دهه شصت تابو محسوب می‌شد، در آغاز کارشان بسیار مورد توجه قرار گرفتند. دیویس به عنوان یکی از بنیانگذاران آن، در سال ۱۹۶۵ نخستین اجرایشان را در یکی از پارک‌های سانفرانسیسکو کارگردانی کرد. روشن است که در فضای دهه شصت مضمون اجراهای گروهی که این‌چنین ناگهانی به پارک‌ها می‌آید، چیزی جز اعتراض به جنگ ویتنام نباشد. گروه آن‌ها پس از اجرای چند نمایش و تعقیب­وگریز با پلیس از هم پاشید، ولی در دهه هفتاد اعضای آن دوباره گرد هم جمع شدند، اما در این زمان دیویس دیگر با آن‌ها نبود. اما شیوه‌ای که او برای تئاتر گریلا باقی گذاشت برای همیشه در مایم تروپ به کار گرفته شد. آن‌چه می‌خوانید مانیفستی است که دیویس برای تئاتر گریلا نوشت و سال ۱۹۶۶ در مجله “دراما ریویو” به سردبیری ریچارد شکنر منتشر شد.

«هنر تقریباً همیشه سخاوتمند و بی‌آزار است و جز توهم در جستجوی هیچ‌چیزِ دیگری نیست. هنر هرگز جسارت حمله به قلمرو واقعیت را ندارد، مگر از سوی کسانی که شیفته‌وار با آن درگیرند.»[2] 

فروید با این حرفِ خود تئاتر در آمریکا را تعریف می‌کند. ارنستو چه‌گوارا نیز به ما می‌آموزد که در چنین وضعیتی چه باید کرد:

«چریکِ جنگجو کاملاً نیازمند کمک اطرافیان خود است… درست از آغاز نبرد، هدف او انهدام وضعیتی ناعادلانه است، از این‌رو، این هدفِ کم و بیش پنهان، چیزِ جدیدی را جایگزین چیزی کهنه می‌کند.»[3]

جامعۀ ما -یعنی ایالات متحده آمریکا – سرشار از حس پوچی و ناخرسندی؛ پریشان از ارزش‌های کم‌مایه و فاقد معنای انسانیت است. ماشین‌ها بر ما حکم می‌رانند و مردن با بمب‌باران هواپیماهای بی-52، ساده‌تر از خفه‌کردن یک ویت‌کنگ است. هیچ‌کس عذاب‌وجدان ندارد، حتی آن احمقِ مفلوکی که بمب‌باران می‌کند. تئاتر محدود به نمایش اجراگری‌ست که گویی سر تا پایش را در گونی پنهان کرده‌اند، او یک شخصیت نمونه است، کسی که سازِ خود را برای فرمان‌بردن کوک می‌کند.

همۀ سوداگران از “خدمت به مشتری” حرف می‌زنند، اما کاملاً به این موضوع واقف‌اند که سود بادآورده، نیروی محرک آن‌هاست. هنگامی که صحبت از تلاش فوری برای رسیدنِ به صلح در میان است، بمب‌باران‌ها هم شدت می‌گیرد. وقتی که هنر و فرهنگ تنقلات هستند، تلویزیون هم ذهن را پوچ می‌کند.

ستاره‌های تلویزیون و سینما، جلوه‌های ویژۀ فنی، تجهیزات و میل به بسته‌بندی‌های ساده، همگی موانعی برای تحقق مفاهیمِ “اجراگر به مثابۀ خالق” در “هنر به مثابۀ تئاتر” هستند.

انگیزه‌ها، آرمان‌ها و روالِ کار تئاتر آمریکا باید متناسب با این موارد بازسازی شود:

  • آموختن
  • حرکت‌ به سوی تغییر
  • ارایۀ نمونه‌ای از تغییر

برای آموختن باید چیزهایی بلد بود. ضرورتاً در حرکت به سوی تغییر ذکر این نکته ضروری است که “سیستم” آمریکا، فرسایشی، سرکوبگر و نازیباشناسانه است.

رستۀ تئاتر چریکی باید به عنوان یک گروه، تغییر را نشان دهد. بنیان گروه، مناسبات جمعی و هویت واحدِ هستۀ آن‌ها باید تابع اصول اخلاقی باشد. معمولاً موجودیت جمعیِ چنین گروه‌هایی فاقد اصول اخلاقی است. آن‌ها باید از پهنۀ وحشیگری‌ها دور باشند. نباید میان رفتار عمومی و خصوصی آن‌ها هیچ تفاوتی مشاهده شود. هر کاری که در حوزۀ خصوصی می‌کنید و یا نمی‌کنید، در حوزۀ عمومی هم می‌کنید و یا نمی‌کنید. من باید به همۀ آن‌هایی که طرفدارِ هنرِ عاری از موضوعات اجتماعی هستند، بگویم که هی داداش! خَفـِ….[4] تئاتر موجودیتی اجتماعی است. تئاتر توانایی تسکینِ اذهان و ریشه‌کنی گناه را داشته و می‌تواند پذیرفتنِ جامعۀ بزرگ و سبکِ زندگیِ آمریکائی را به همه بیاموزد (درست مثلِ فیلم‌ها)؛ و یا تئاتر می‌تواند موجب تغییر در جامعه و نیز اهل سیاست باشد. تلاش‌های پیشین گروه‌ها برای اجرای تئاتری با رویکرد اجتماعی از دهۀ سی تا کنون بی‌نتیجه بوده، به استثنای گروه “لیوینگ تئاتر”، “اکتورز ورک‌شاپ” (در دهۀ 50 و در زمان فورد)، آف‌برادوی در دهۀ پنجاه، تئاتر جون ‌لیتل‌وود، راجر پلنچون، برلینر آنسامبل. اما وجه تمایز این تئاترها چیست؟ مضمون، سبک، تأثیرات و پیامدهای بیرونی آن‌ها.

اگر محتوا بی‌واسطه و بلافاصله منتقل شود، هنر مانند روزنامه‌های امروز، کیفیتِ خبری پیدا می‌کند و فردا به سطل آشغال می‌افتد. اگر محتوای غیرمستقیم، نمادین و همراه با دلالت‌های آکادمیک باشد، مردم از دیدنِ آن سرباز می‌زنند، زیرا تلویزیون و مشاغلِ ابلهانه ذهن آن‌ها را حقیر کرده است.

«حماقت چنان کالائی لوکسی است که فقط تجارت استطاعت خرید آن را دارد».

تئاتر اجتماعی، تجارتِ پرخطری با این پیش‌فرض‌ است: مشکلاتِ فرم و محتوا، هم به لحاظ زیباشناسانه و هم به لحاظ سیاسی حل شده‌اند. ممکن است که تئاتر موفقی را به دلیل بی‌حرمتی‌ها، ابتذال، و یا حتی راه­رفتن روی چمن توقیف کنند. آن‌ وقت شما چه کار می‌کنید؟ مشت‌ها را در هوا می‌چرخانید، هر جا که بخواهید بازی می‌کنید، به “اتحادیه آزادی‌های مدنی” می‌پیوندید، و وقتی به لحاظ تعداد بیشتر از حریف باشید خود را برای اعتصاب آماده کرده و سریع دست به کار می‌شوید؟، نه! هرگز با دشمن شاخ به شاخ نشوید. اول موضوع نبرد را انتخاب کنید تا مجبور نشوید سرِ موضوعات اَلَکی بجنگید. هدفِ تئاترِ گریلا دوستی میان مردم است.

یک گروه تئاتر رادیکال باید بیشتر از تئاتر تجاری دیده شود، این گروه باید قوۀ تخیل مردم را آماده کند تا فقدان تبلیغات سنگین و تجهیزات تئاتر تجاری در تئاترشان جبران شود. نیروی تعصب، ماهرانه و هوشمندانه در کنترل آن‌هاست. در وضعِ موجود ما، پارانویایی عملی و قابل اجرا است. اجرا قابلیت بسیار دارد، تماشاگران بدون هیچ ‌نوع مهارتی، مشتاق و مایل به مشارکت [در اجرا] هستند، اما نه به دلایل دوستانه. با این حال مهر و محبت‌ها بسیار است.

مسألۀ اصلی در این‌جا جلب نظر تماشاگر به نوعی از تئاتر است، تئاتری که عادت به موردِ توجه ‌قرار گرفتن داشته و فرم‌هایی را کشف می‌کند که بارِ اعتراض “مؤثر” و مواجهۀ اجتماعی را بر دوش می‌کشد، بدونِ این‌که تئاتر مورد نظر را با سمبولیسمِ ناتورالیستی، پاپ آرت و یا هپنینگ‌های شیک خلط کند.

این نوع تئاتر بینشِ مخصوص به خود را دارد و شبیه به نقاش و یا داستان‌نویسِ یکّه و تنهائی نیست که سال‌ها برای رفعِ ممنوعیت آثارش تقلا کرده و مصیبت می‌کشد تا سرانجام به زور خود را به سوژۀ مجلۀ لایف تبدیل کند و به اوج موفقیت شغلی و موفقیت تجاری برسد. اما این ادامه دارد، من تاکید می‌کنم اجرای نمایش‌های اخلاقی که با ریاکاری در جامعه مقابله می‌کنند، ادامه دارد.

بگذارید روشن‌تر توضیح بدهم. این نوع تئاتر برای نقد، مجادله و درکِ موضوعات و مشکلات جامعه مناسب است، وقتی که شما نقشِ مؤثری ندارید، وقتی‌که شما موضوعات را تفسیر نمی‌کنید، مانند کسی هستید که برای توضیح یک قتل در مقابل پلیس محلی و یا بازپرس ایستاده‌اید و ماجرای قتل را توضیح می‌دهد. اظهار نظرِ ما در جامعه بوسیلۀ “هنر” و یا “فاصلۀ زیباشناسانه” آشفته نمی‌شود.

بهتر این است که دانشگاه‌ها نمونه‌هائی از تئاترِ اجتماعی متعهد داشته باشند. امروز حتی تئاتر آکادمیک هم پیرو الگویی‌ست که بوسیلۀ گروه‌هایِ تئاتر محلی شکل گرفته، اما تئاترهایی که کم‌خطر و کمتر تجربی هستند. تئاترهای محلی شهرت خود را از رپرتوارها می‌گیرند، هر اتفاق و مسئولیتی بسته به جنب‌و‌جوش آزادانۀ نهادهای مستقلی است که کمترین امکانات مالی را برای آزمایشِ مسائلِ پیچیده در اختیار دارند. آیا تماشاگران تجاری هرگز یاد می‌گیرند که نمی‌توان این تئاتر را خرید، و آیا کسانی که در حرفۀ نمایش هستند روزی این تئاتر را خواهند فروخت؟ تعهد ما گردِ هم آوردنِ تماشاگران است تا آن‌ها را برای مقابله و از کوره به‌درکردن ترغیب کنیم، و بعد آن‌ها را به حالت اولشان بازگردانیم.

توضیح: ما از آمریکا و وضعیتِ تئاتری آن حرف می‌زنیم. من به خودم اجازه نمی‌دهم احکامِ زیباشناسانۀ جهانی صادر کنم. مفهوم دیالوگ و تئاتر در این کشور متفاوت است. زیباشناسی ما – به­وسیلۀ آن‌چه امکان انجام آن را در شرایط کنونی داریم- تعدیل می‌شود.

آیا ما باید از تئاتر اپیک برشت استفاده کنیم؟ یا تئاتر تجربی آرتو؟

تئاتر اپیک دست‌چینی از اکسپرسیونیسم آلمانِ پیش از هیتلر و موجودیتی تاریخی­ست که درخورِ دوران خود بود. اجرای تئاترِ اپیکِ تاریخی در آمریکایِ اشباع‌شده از صدای دوگانه، سینما اسکوپ و روزنامه‌ها نیاز به کمک‌گرفتن از خودِ برشت دارد. حتی آرتو هم در آمریکا تبدیل به بهانه‌ای برای ساختن درام روانشناختی سانتی­مانتال و کلاف سردرگمی از بداهه‌پردازی فوری، خلاقیت فوری و قهوۀ فوریِ نسبتاً بی‌مایه‌ای شده است.

آیا ما باید آرتو را دور بریزیم و برشت را حفظ کنیم؟

برای نابودی توهمات شیوۀ زندگی آمریکائی یا منجلاب ایده‌آل‌های مبلغان مسیحی که جز ضرر سودی ندارند، هر چیز مفید است. پس باید از هر دو استفاده کرد! اما نباید این نکته را فراموش کنیم که آن‌ها منابعی اروپائی هستند و ما در حال مقابله با آمریکا هستیم، بنابراین شاید بیسبال بهترین منبع الهام باشد.

2

کتاب راهنما

برای اجرا و تمرین خود، جایی با اجاره بهای کم پیدا کنید. انبار علوفه، گاراژ، کلیسای متروکه، انباری. اگر کارگردان [به عنوان نگهبان] در این مکان‌ها بخوابد، اجاره کمتر هم می‌شود.

کار را با مردم شروع کنید نه با بازیگران. اجراگرانی پیدا کنید که ویژگی‌های هیجان‌انگیز و منحصر به فردی برای قدم نهادن روی صحنه داشته باشند. موضوعی متناسبِ اجراگرانتان انتخاب کنید. اجازه دهید که اجراگران موضوع را به شکلی که خودشان می‌خواهند درآورند. ذهن‌ها و شخصیت‌های بزرگتر را آزاد بگذارید.

کمدیا دل آرته در این کار بسیار مفید است. زیرا که فرمی عمومی و متنوع دارد و می‌توان فضای آن را با صحنه‌آرایی و پردۀ پس‌زمینه، و نیز با استفاده از ماسک، موسیقی، شوخی‌های بصریِ خاصِ آن بازسازی کرد. برای اجرا در مکان‌های سرپوشیده از نورِ درخشان استفاده کنید، برای اجرا در فضاهای خارجی نیازی به نورپردازی نیست. برای اجرا در فضای باز، مکانی صمیمی و پوشیده از چمنی را در پارک انتخاب کنید، و یا جای دیگری که معمولاً مردم دور هم جمع می‌شوند. اجرا بعدازظهرِ روز شنبه یا یکشنبه باشد. جایی بروید که مردم هم باشند، مانند گوشه و کنار خیابان، زمین‌های بازی و یا پارک‌ها. صحنه‌ای 12 × 15 فوتی بسازید که قابلیت نقل و انتقال داشته باشد، صحنه هشت قسمت داشته باشد و پردۀ پس‌زمینۀ آن با طنابی به پایه‌های تیرکی بسته شود. همۀ تجهیزات شما باید قابل حمل باشد و برای انتقال با کامیون، فقط 4/3 مساحت کامیون را اشغال کند. صحنه را طوری طراحی کنید که آفتاب به صورت بازیگران بتابد و نه تماشاگران. نمایش با موسیقی آغاز شود. برای گرم‌کردن بدن بازی و نرمش کنید، آواز بخوانید. برای جلب نظر تماشاگر دور تا دور محل نمایش خود رژه بروید. با شیپور، طبل، فلوت ریکُردِر و دایره زنگی آهنگ‌های محلی بنوازید. برای اجرای نمایشی شبیه به کمدیا دل‌آرته، کاراکترها ماسک می‌زنند؛ پس برای این‌که تماشاگران صدای آن‌ها را به خوبی بشنود، بازیگران باید طوری صحبت کنند که صدایشان تا 50 فوت آن‌طرف‌تر هم برود.

3

از خشکی و راحتی جایگاه تماشاگران اطمینان حاصل کنید. زمان نمایش را یک ساعت، با ریتمی تند در نظر بگیرد؛ اما حتماً آمادگی پیشامدهایی مانند ورود سگ‌ها، کودکان، صدای ناقوس را هم داشته باشید. در مواجه با این بدبیاری‌ها – مانند سروصداهای اتفاقی، سوتِ پلیسی که در تعقیب کسی می‌دود – بداهه‌پردازی کنید. متن نمایش‌تان بامزه و مطابقِ هدف‌تان باشد (مولیر بی‌نظیر است). از دیالوگ‌پردازی بی­جا پرهیز نمایید. متن‌های قدیمی را به زبان روز برگردانید و حدّ و حدود حرکات بازیگران را تعریف و مشخص کنید.

نمایشگران دوره‌گردِ قرون‌وسطا نیز فرم دیگری پیشنهاد می‌دهند، واضح‌ است که آن‌ها وسیلۀ خوبی برای بیان مشکلات مربوط به حقوق شهروندی هستند. کتاب‌های نمایشگران دوره‌گرد قرون وسطی را بخوانید و شوخی‌ها و موقعیت‌های طنز آن را برای نمایش‌های امروز بازنویسی کنید. سیاه‌کردن صورت هم کارکردی شبیه به ماسک دارد، برخی از نمونه‌های نمایشگران قرون‌وسطی نیز از ماسک استفاده می‌کردند. تلاش‌تان را صرفِ یافتنِ بازیگرانی کنید که توانایی نواختن موسیقی در اجرا را دارند.

اگر گروه بازیگران شما باهوش باشند، بازیگران آماتور هم قابل استفاده‌اند. تمرینات کوتاه اما پرانرژی باشند. حتی پس از اجرایِ افتتاحیه نمایش هم کار را بهتر کرده و عیب‌ها را برطرف کنید، طوری‌که واپسین اجراها از اولی‌ها بهتر شود.

شیوه‌های اجرای دیگری هم هست؛ مثلاً نمایش‌های اخلاقی، بورلسک، راک‌اند‌رول (قطعاً در راک‌اندرول هم چیزهایی برای تئاتر پیدا می‌شود). از تکنیک‌های رقصِ مدرن، وودویل و سیرک هم بهره بگیرید، زیرا همۀ این‌ رویدادهای تئاتری متکی به اجراگرانِ آن است. از یک نقاش بخواهید که پردۀ پس‌زمینه بکشد. از یک مجسمه‌ساز هم برای ساخت ستون‌های صحنه‌تان کمک بگیرید. برای لباس به فروشگاه‌های فروشِ لباس دست دوم بروید، تشکلی مثل “سپاه رستگاری” [تشکلی با هدف تبلیغ دین به تهیدستان] هم به فقرا کمک می‌کند. اگر شما به نوشته‌هائی برای اجرای خود نیاز دارید و یا به دنبال سوژۀ جدیدی می‌گردید، آثار نویسندگان، سخنوران سیاسی و شاعران را به عنوان مادۀ خام به کارگرفته و آن‌ها را برای گروه خود بازنویسی کنید.

وقتی همه چیز آماده شد، نمایش را برای دوستانتان اجرا کنید، از اجراها درس بگیرید و سپس آن‌ها را برای مردم پارک، سالن و یا هر مکان دیگر اجرا کنید. بدون صرفِ هیچ هزینه‌ای برای تبلیغات، تماشاگران را دورِ هم جمع کنید.

کار گروه‌ِ شما باید برای طیف گوناگونی از مخاطبان جذاب باشد. باید تعدادی برنامۀ بلندمدت داشته باشید. پس از این‌که گروه شکل گرفت و تماشاگران خود را پیدا کرد، نوبت برنامه‌ریزی برای اجرای نمایش‌های عامه‌پسند می‌رسد. پیشنهاد من این است که نمایشی کوتاه، با بازیگران اندک و تک‌پرده‌ای انتخاب کنید. می‌توان تجهیزات را با دزدی، التماس و قرض‌گرفتن فراهم کرد. فقط در صورت نیاز مبرم آن‌ها را اجاره کنید. سعی کنید جز مواد خامی که برای دو یا سه نمایش قابل استفاده هستند، هیچ چیز دیگری نخرید؛ مگر این‌که در ابداع یا ساخت آن تردید داشته باشید!

اخیراً “مایم تروپ” آیین‌نامه‌ای صادر کرده که طبق آن گروه‌هایِ خاصی که به پول نیاز دارند، به گرو‌هایی که توانائی کمک دارند، پیوند می‌دهد و از آن‌ها حمایت می‌کند. این گروه‌ها عبارتند از کمیتۀ ویتنام، مهدکودک‌ها و… . این گروه‌ها تماشاگرانی را برای تماشای اجرای شما گرد می‌آورند، گروه شما نیز اجاره‌ بهایِ مکان آن‌ها را می‌پردازد و یا سود حاصل از اجرا را بین خودتان تقسیم می‌کنید.

مشکلِ عمدۀ کارمزدگرفتن برای اجرا این است که یک جدول زمانی ثابت برای اجرا، باید کل هزینه‌های گروه را تامین کند. اما راه‌حل‌هایی هم برای این مشکل هست، مانند نمایش مجموعه فیلم، نمایش تک‌پرده‌ای، برنامه شعرخوانی، نمایش فیلم‌های زیرزمینی. نهادها مهمترین منبعِ حفظِ پول و انرژی هستند.

بقا و موفقیتِ توأمان، مخاطرات و مسئولیت‌های کارگردانان و تولیدکنندگان را افزایش می‌دهد. اگر گروه‌ها سبک خود را هر سال یکبار تغییر دهند، آن‌گاه می‌توانند بر بسیاری از مخمصه‌ها فائق آیند، با این تغییر، ذهن پاک شده و روح جلا می‌یابد.

به گیشه سودآور اعتراض کنید، البته اگر این کار را درست انجام دهید. اگر مخاطبان تئاتر شما مترقی باشند، می‌توان تئاتر معناداری ساخت، اما وقتی که تئاتری رادیکال داشته باشید، دیگر موفقیتی در کار نیست. شما باید همۀ روش‌ها و یا عظمت و قدرت نیروهای مخالفی که شما را سرکوب خواهند کرد، از بین ببرید. به لحاظ سیاسی هرگز خود را درگیر بگومگوی زیباشناسانه نکنید.

از “جهان تجارت” می‌توان بسته‌بندی، فروش و سرعت عمل آموخت. “جهان هنر” آفرینش را بلد است. از هر دو استفاده کنید!

این راهی کسالت‌بار و طاقت‌فرساست، اما مردم شما را یاری خواهند داد. زیرا هدف شما عادلانه و وسیلۀ شما مهیّج و سرشار از شور و شوق است. صدها تن امیدوار به انجام کاری هستند و کارشان دلیل زنده‌بودن‌شان است؛ و این‌ها کسی جز چریک‌ها[ی تئاتر] نیستند.

یادداشت‌ها

1-    تئاتر گریلا عنوانی است که پیتر بِرگ، نویسندۀ گروه تئاتر Mime Troupe برای نوعی خاصی از تئاتر برگزیده است.

2-       Sigmund Freud, New Introductory Lectures on Psychoanalysis (New York: W. W. Norton Co., Inc., 1993), p. 207.

3-       Che Guevara, Guerrilla Warfare (New York: Monthly Review Press, 1961), p. 43.

4-  نقطه‌چین‌ها از نویسنده است. یادداشت سردبیر انگلیسی.

این مقاله ترجمه‌ای‌ از مقاله زیر است

Davis, R. G. “Guerrilla Theatre.” The Tulane Drama Review, 1966: 130-136.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.