تجسمی > گزارش،نقد

بینال-اکسپو؛ آینه تمام قد ایران

DSC_0692

«اختصاصی انگار»

درباره‌ی حضورهنری ایران دربینال ونیز واکسپوی میلان

 

ایتالیا امسال محل برگزاری مهم ترین اتفاقات حوزه هنر ،معماری و فرهگ بود. یکی دوسالانه ونیز که مهم ترین گردهمایی هنری دنیاست و دیگری اکسپو که هر چند سال یک بار برگزار می شود و امسال همزمان با دوسالانه ونیز در میلان، در محوطه ای عظیم و طراحی شده برای این منظور بر پا شد.

دوسالانه ونیز محل گردهمایی کشورهای مختلف دنیاست،که در پاویون های خود به معرفی هنر کشور خود می پردازند، گاه هنر معاصر و گاه هنرمندان کلاسیک و بسته به ایده و سیاست هر ساله ی هر کشور ، مخاطبین منتظر اتفاقات بدیع و خلاقانه‌اند تا هم با پیشرفت‌های هنری هر کشور مواجه شوند و ،هم با پیشینه ی فرهنگی و هنری هر کدام.

و اکسپو، نمایشگاه عظیم، بسیاری عظیمی است که کشورهای مختلف در آن به نمایش داشته ها و پیشرفت های فرهنگی، اقتصادی ، هنری و حتی علمی خود می پردازند. ویژگی اصلی اکسپو جنبه‌ی معماری آن است. هر کشور هر دوره می بایست ساختمانی ویژه برای خود طراحی کند و در محوطه اکسپو برگزار کند. کشور های مختلف معمولا بهترین معماران و طراحان خود را برای این کار برمیگزینند. می شود گفت اکسپو در کنار بعد فرهنگی و اجتماعی اش،  بزرگترین مسابقه معماری دنیاست به نوعی.

به عنوان کارشناس معماری و کارشناس ارشد هنرهای زیبا، از هر دو اتفاق بازدید کردم،که بواسطه حضور مهم و  پررنگ ایران در هر دوی این اتفاق ها در دو گزارش، یکی تصویری یکی تحلیلی، به توصیف و تحلیل چگونگی حضور ایران در این میدان جهانی خواهم پرداخت.

حضوری که با توجه به شرایط ایران در منطقه و جهان هم از لحاظ هنری، هم از لحاظ سیاسی برای این بسیار بسیار مهم تلقی می‌شود، و امیدوارم با نقدها و تحلیل‌های موثر، زمینه حضور با کیفیت‌تر و  باشکوه‌تر برای کشورمان در دوره‌ای آینده فراهم شود.

 

 

-گزارش مکتوب بینال-اکسپو 

-گزارش تصویری اکسپو:

پاویون ایران

پاویون دیگر کشور ها

-گزارش تصویری بینال:

پاویون ایران

پاویون دیگر کشورها

—————————————
*بینال-اکسپو؛ آینه تمام قد ایران
پیش فرض‌ها را کنار بگذاریم، از پشت لنز نقد هنری کنار بیاییم، از کتابفروشی های لوکس و گالری‌های نو بیرون بزنیم و توی فروشگاه محصولات هنری برج میلاد و اداره‌ی فرهنگ و ارشاد بوشهر یا نمایشگاه صنایع دستی قم بایستیم روراست شویم با خودمان و هنر ایران و جهان، و اعتراف کنیم. این ایران است.
بگذارید بگوییم نیامده ایم “وضع هنر روز”ایران نشان بدهیم. آمده‌ایم “روز ایران” را نشان بدهیم. آن وقت باید ایستاد و هوشمندی کیوریتور و اسپانسر و موزه و وزارت را تشویق کرد و دید انتخاب کننده و طراح به بهترین شکل همه چیز را کنار هم چیده است. طراحی صحنه ای بی نقص، با تکنیک آینه کاری. آینه ای تمام قد مقابل واقعیت مان.

اگر مخاطب هنر؛ ایران، شرایط ایران و هنرمندانش را نشناسد، قطعاً از از مجموعه آثار نمایندگان ایران در بینال لذت خواهد برد، جوان تا پیر، انتخاب کننده آنقدر با دست باز گزیده است که هر سلیقه ای را پوشش می‌دهد (جز اپوزسیونِ اپوزسیون پسند) و حقیقتاً هیچ نسل و سبکی (قابل تأیید وزارت ارشاد) را نادیده نگرفته است و فارغ از شکوه‌های همیشگی هنرمندان انتخاب نشده یا منتقدان همیشه منتقد، انصافاً – بدون توجه به کانتکست و ظرف و فرم ارائه – مجموعه ای آبرومند از ماحصلِ بی خطرِ احتمالاً بیست و خرده ای ساله‌ی اخیر هنر مدرن ایران را نشان می‌دهد. همانطور که بسیاری پاویون‌ها بدون تم خاص مجموعه ای از آثار هنرمندان کشورشان را به نمایش گذاشته‌اند، چه بسا ایران بهتر، پربار تر.
اما به هیچ وجه در مورد آثار، یا شیوه انتخاب تک تک آثار نمی‌نویسم (که اگر می‌خواستم بنویسم خلاصه‌اش امتیاز مثبتی بود به شیوه انتخاب حداقل به عنوان اولین دوره حضور رسمی در این ابعاد). آنچه در ادامه می‌آید شرحی است بر شیوه‌ی اجرا، نوع چینش و کلیتی که مخاطب از کانسپت “حضور” ایران در ایتالیا برداشت می‌کند. مقایسه جزئیات در بینال ونیز و اکسپوی میلان و تحلیل چرایی و چگونگی این “حضور” در چند بند نامرتبط.

آنچه امروز ما در پاویون‌های ایران در ونیز و میلان می‌بینیم چکیده ای از وضع فرهنگ و سیاست و اقتصاد ماست.
خودمان را جای مخاطب خارجی یا ایرانی بگذاریم (نه لزوماً منتقد یا متخصص هنر)، چه فرقی دارد کدام سازمان پشت ماجراست، کدام اسپانسر یا کیوریتور چطور انتخاب شده و کدام حزب سیاسی از ماحصل خرسند تر است. آن‌ها خروجی را می‌بینند. اما این خروجی آیا مطابق خواسته مجریان و سفارش دهندگان است؟

سیاست:
پایون ایران در بینال ونیز (و نیز اکسپوی میلان) جمهوری است. خیابان جمهوری. موتور سواری در خیابان جمهوری.
هنر ایران از زیر پل حافظ موتور گرفته است که زودتر برسد. به کجایش را نمی‌دانیم، اما موتوری انداخته توی خطِ ویژه برعکس باقی ماشین‌ها می‌تازد. از «علاء الدین» بدشکل زپرتی گرفته تا «چارسو» ی لوکس استاندارد. از لابلای برقی فروشی‌های نو و دست دوم ویراژ می‌دهد، برندهای بزرگ و دستفروش ها را رد می‌کند، آل ای دی‌های عظیم روی نماهای آجری دود گرفته، ویترین‌های رنگارنگ طبقه پایین میراث فرهنگی که حالا شده انبار شارژر و قاب موبایل. و به انسانیت هم بهای ویژه ای می‌دهد، گرسنه‌تان شد پیراشکی خسروی و نوستالژی خاک شیر و ساندویچ فلافل هم هست.
راننده موتور برای خودش گاز می‌دهد که کاپی را بگیرد بالای سر که من زودتر رسیدم. حالا چه فرقی می‌کند مسافر سالم برسد یا نه؛ موتوری کیست، موتور کجاست. فامیل وزیر است یا هنردوست متمول؛ پول را می‌گیرد کیفش را می‌کند و مسافر بعدی.
بازی بازی؛ گازش را گرفته از بین تاریخ و تکنولوژی می‌تازد به مقصدی که بعداً معلوم می‌شود. اگر برسد.
همانقدر با صفا و استرس آور.
با صفا برای مخاطب غیرمتخصص خارجی که با غرفه‌ها و لباس‌های محلی عکس بگیرد و طبق الگوی مظلوم نمایانه همیشگی ایران (خاصه با کیوریتور های خارجی) در برابر جهان “اوه چه کیوت” بگوید و استرس آور برای یک ایرانی که با گروهی آرتیست و منتقد آمریکایی رفته ونیز که اگر وقت شد پز هنر معاصر کشورش را هم بدهد.
(هر چند به خاطر فاصله زیاد از مرکز بینال تنهایی رفته باشد.)
گرچه انصافاً این بار برخلاف بسیاری پاویون‌ها مخصوصاً عراق و کشورهای افریقایی خبری ازنمایش فقر و جنگ و یا پُزِ کوروش و تاریخ دو هزار و پانصد ساله نیست. همان بارقه‌ی امیدی که هم از ونیز هم از میلان ته دل آدم می‌ماند، همین که داریم وارد بازی روز می‌شویم که خوب است. و امیدوارکننده به دوره‌های بعد.
امیدواری ارزشمندی که نشان می‌دهد کم کم ایران و مسئولین فرهنگی و هنری فهمیده‌اند باید وارد مناسبات جهانی شوند. انزوا و فخر فروشی تمدن‌های پیشین کافی است، کم کم باید نشان دادن در پنجاه سال اخیر چه کرده‌ایم. برای آینده چه برنامه ای داریم.
به هر حال ایران مثل اغلب نمایشگاه‌ها با سیاست یا بی سیاست حضور شلوغی دارد.
در بینال ونیز مجموعه دار چمدان اسباب بازی‌هایش را باز کرده و ریخته روی زمین و بازی بزرگی شروع کرده (اولین تصویر در بدو ورود شتری در چمدان و هیچ طلایی جلویش. انتخابی دقیق. خلاصه هنر مدرن ایران)

ورودی پاویون ایران در ونیز

ورودی پاویون ایران در ونیز

و در اکسپومیلان سفره ای پهن شده، پر از غذاهای رنگارنگ، از انجیر خشک گرفته تا زرشک پلو با مرغ. ( تم امسال اکسپو “تغذیه‌ی سیاره، و انرژی برای زندگی ” بوده است. ایران کلمه‌ی “غذا ” را پررنگ کرده و روی غذاهای ایرانی کار کرده.)

 

ژئو پولتیک- بازی قدرت:

پاویون ایران در ونیز قدرتمند است و مستقل. آمده است که حرف بزند. بگوید «ما هم بازی.»

 

مجموعه دار ایرانی به نمایندگی از موزه هنرهای معاصر ایران ادعا دارد. اسم بزرگی انتخاب کرده. دارد فریاد می زند. این بازی بزرگ است. و از طرف دیگر آن لبخند همیشگی مسئولین موقع سخنرانی را دارد: «(شاید برای شما جدی باشد اما) این یک بازی است».

و بعد کشورهای منطقه را جمع کرده است. قدرت پنهان و پیدای ایران در منطقه به رخ کشیده می‌شود. «این ماییم که با بزرگواری از هند و عراق و آذربایجان هم آرتیست می‌آوریم.»(هم عراق هم آذربایجان پاویون‌های مستقلی دارند. عراق محقر تر آذربایجان با شکوه تر) شاید کیوریتور به این مسائل فکر نکرده و برایش این همه نشانه بی اهمیت بوده وهر چه توی چمدانش داشته رو کرده؛ شاید هم کرده. که ای کاش کرده باشد تا باز هم شانسی (بخوانید هیاتی) همه چیز جور نشده باشد.
بازی بزرگ وسوسه برانگیز است.
اما این بازی بزرگ دور است. دامنش را جمع کرده، رفته در حاشیه، ظرفش را سوا کرده گفته بیایید بازدید.
اغلب کشورهای اصطلاحاً جهان اول همگی ساختمان‌های ثابت دارند در «جاردینی» و «آرسناله» و کشورهای دیگر موقت می‌آیند و می‌روند. علیرغم بسیاری نقدهای تند و تیز، خیلی صحیح نیست که فقط ایران از مرکزیت دور افتاده. بیست و هشت کشور دیگر خارج از این دو مرکز پاویون دارند. خیلی‌هایشان محقرند و بعضی‌ها قابل قبول (در مقایسه با کشورهای اصلی). اما دسترسی به پاویون ایران و دو سه کشور دیگر مثل لیتوانی و ایسلند کمی دشوار تر است. باز هم خیلی‌ها از روی بدبینی نوشته‌اند بدترین جا. این هم درست نیست. موقعیت پاویون ایران اتفاقاً برای کسی که در بخش جزیره ونیز سکونت ندارد راحت تر است، هم به ایتسگاه قطار نزدیک است هم اتوبوس‌هایی که از فرودگاه و بخش مسکونی ونیز (مستره) می‌آیند. در واقع در بخش تجاری تر و توریستی تر ونیز قرار دارد. اما خب باز هم تنهاست.
و حقیقت این است توریست یا نزدیک به مرکز بینال ساکن شده یا سعی می‌کند وقتش را در همان حوالی بگذارند. برای همین همراهان من ترجیح دادند از نقطه‌های نزدیک تر به هم در نقشه بازدید کنند، و اگر وقت شد، شاید قبل از سوار شدن به قطار برای ترک ونیز به ایران هم سری بزنند.

انتخاب آگاهانه یا اتفاقی محل پاویون آینه‌ی انزوای این سالهای ایران در خاورمیانه شلوغ و جذاب است. اما دور افتاده از مارکت. حالا مارکت هنر، حالا مارکت توریسم.
این است که به سادگی پاویون ایران را خلوت می‌کند. هم اندازه‌ی مونته نگرو که پنجاه مترهم نبود ولی نزدیک تر به مرکزیت بینال. یا قبرس. باید دید آیا این برای کیوریتورها و مجریان مهم بوده یا نه؟ قرار بوده فقط پاویونی داشته باشیم، یا پاویونی داشته باشیم که دیده شود. (پاویونی که خوب دیده شود به کنار)
چه کسی از غرور بدش می‌آید، اما شرایط سیاسی ایران برای آشتی دوباره با جهان ایجاب نمی‌کند که این نماینده کم کم یخش باز شود و برود توی جع خودمانی تر شود؟

پاویون ایران در اکسپوی میلان، اما جایگاهی منطقی دارد. در کنار دیگر کشورها نمایش می‌دهد. به خودش پرداخته، قصد ندارد خودنمایی کند، نه ارتفاع زیادی دارد نه قایم شده، کمی خودش را عقب کشیده و سعی کرده کم کم وارد بازی شود.

 

نقشه پایون های بینال ونیز

 

 

تعامل:

پاویون های ایران جمهوری است. آمده است محض رضای مردم. هم میخواهد الیت را راضی نگه دارد هم سلیقه سلیقه توده ی مردم است. سلیقه ی نماینده مجلس انتخاب شده توسط توده ی مردم.اراده بر دومی پررنگ تر است ( برای همین مسابقه معماری برگزار می کند برای طراحی اکسپو، بعد کار را واگذار می‌کند به کسی که خودش تصمیم می‌گیرد و بعد ماجراهای عجیب و غریب پشت پرده انتخاب ها و قردادها .که تعجب بر انگیز است و اینکه چرا مسکوت ماند جای سوال دارد ).

حضور ایران همانند جریان اجتماعی و سیاسی و فرهنگی چند صدایی است و البته بی تکلیف. هم نمایش سنتی شمالی هم دلش نمی آید از ال ای دی های ضد ضربه روی کف بگذرد.هم آقای نماینده  وزیر را باید راضی کند هم خانم خبرنگار فرنگی. «جمهوری پاویون هنری ایران». حالا آن پس و پشت ها کسی سود هم کرد، کرد. سفره ای است که فولد شده.( اشاره به کانسپت سازه ی پاویون ایران در اکسپوی میلان با تم غذا)

DSC_0343

ورودی پاویون ایران در میلان

 

(این سیاست دوگانه لزوماً بد نیست، اتفاقاً چه بهتر که همه قشری راضی شود. هر سلیقه ای پوشش داده شود. این خطوط صرفاً یک شرح تجربه است. )

این را در برخورد مسئولین هر دو پاویون می‌شود دید. گرم و صمیمی. می‌خواهند در همان نگاه اول دست مردم را بگیرند و مستقیم شکوه تخت جمشید تا ارتفاع برج میلاد را معرفی کنند.
در بینال تعامل به کمترین میزان در حد خوشامد گرم در ابتدای ورودی می‌رسد و هیچ اثری آنچنان وارد تعامل با مخاطب نمی‌شود. قرار هم نیست بشود. اما کاتالوگ کاملی در دسترس نیست. استیمنت نمایشگاه بیش از حد کلی است و چیزی به مخاطب اضافه نمی‌کند.
(تمام سعی‌ام را کردم از بنر اصلی پاویون که در کنار مسیر اصلی رودخانه نصب شده است به عنوان مهم‌ترین عامل دعوتکنندگی بگذرم. احتمالاً باد و باران به این روز درش آورده. اما اتفاق افتاده بود و وقتی به مسئولین تذکر دادم گفتند می دانیم، گفته‌ایم درست کنند. به هر حال معرفی بدی است، و یادآوری خوبی.)

بنر پایون ایران در ونیز

بنر پایون ایران در ونیز

در اکسپو، در اغلب پاویون‌ها مسئولین با لباس‌ها متحد الشکل همراه مخاطب هستند او را راهنمایی می‌کنند و اطلاعات در اختیارش می‌گذارند. در پایون ایران تعدادی مرد کت شلوار پوش هستند که از دور نگاه می‌کنند و به نظر می‌آیند آمده‌اند نظارت، و چند خانم جوان که برخوردشان گرم است اما برنامه ای مدون برای هدایت و تعامل با مخاطب نیست. یا حداقل در دوبار بازدید ما اتفاق برنامه ریزی شده ای به نظر نیامد. در طبقه زیرین فروشگاه و رستوران هم دقیقاً ماکتی از غرفه‌های برج میلاد دیده شود همان تیپ‌ها همان تزئینات. برای مخاطب ایرانی هیچ جذابیتی ندارد اما مخاطب خارجی احتمالاً خوشش بیاید. ساده و خنثی.
خود معماری پاویون بدون توجه به نوک تیز و عجیب ستون‌ها و اجرای بی دقت و سردستی؛ در ایده جذاب است. نقدهای زیادی به آن وارد است اما حداقل امسال توسط تیم معماری طراحی شده.

فروشگاه محصولات فرهنگی و غذا - طبقه زیرین پاویون ایران- اکسپوی میلان

فروشگاه محصولات فرهنگی و غذا – طبقه زیرین پاویون ایران- اکسپوی میلان

معماری در راستای دعوت کنندگی خودش را از بدو ورودی عقب کشیده. (پاویون ژاپن آلمان هم خودشان را از راهروی اصلی اکسپو عقب کشیده‌اند، و با باغچه‌هایی مسیری ورودی را طولانی کرده‌اند. با مقدمه چینی سعی در طولانی کردن تعامل اولیه و کم کم ارتبط با مخاطب را دارند) بقیه معرفی بر عهده استند های غذا و ظروف است و نمایشگرهای عظیم داخل غرفه و یک اسیتج موسیقی زنده در انتهای غرفه و بعد از پشت که به رستوران نیمه سنتی نیمه مدرن زیر باز می‌گردیم.

ورودی پاویون ایران- اکسپوی میلان

ورودی پاویون ایران- اکسپوی میلان

ورودی پاویون آلمان- اکسپوی میلان

ورودی پاویون آلمان- اکسپوی میلان

ورودی پاویون انگلستان - اکسپوی میلان

ورودی پاویون انگلستان – اکسپوی میلان

آلبوم تصویری اکسپو {لینک به گزارش تصویری پاویون ایران در اکسپو}

در اکسپو قرار است حرف اول را معماری بزند و سناریوی فضا و تکنولوژی؛ اما انگار مدیا و معماری کاملاً موفق نبوده باشند؛ هر چند ساعت یک بار روبروی پاویون ایران نمایش خیابانی و موسیقی محلی اجرامی شود. یکی از تناقضات مفهومی طراحی پاویون اینجاست، اگر بنا بوده مخاطب خود به داخل چایون بیاید چه نیازی به بیرون آوردن گروه نمایشی است. سه نفر اجراگر و سه نفر نوازنده در بخشی از راهروی اصلی بساز می‌کنند (که احتمالاً قانونی نیست چون مانع عبور و مرور می‌شوند) نمایشی محلی با موزیک و رقص و آواز محلی برگزار می‌کنند و با تعامل با مخاطب سعی در تشویق او به بازدید از غرفه دارند مخاطب هم اغلب می‌ایستد و عکس می‌گیرد و لذت می‌برد. در پایان یکی از مسئولین غرفه به تماشاچیان پرچم ایران می‌دهد.
جمعیت پراکنده می‌شود. بعضی به غرفه می‌آیند و بعضی می‌روند. طراحان پاویون و مدیران غرفه باید به این سؤال جواب بدهند آیا این اتفاق الحاقی ناشی از ضعف طراحی برای دعوت کنندگی مخاطب به داخل پاویون نیست؟ آیا نیازی به اضافه خواهی از فضای هزار متری نمایشگاه است؟

نمایش خیابانی مقابل پاویون ایران - اکسپوی میلان

نمایش خیابانی مقابل پاویون ایران – اکسپوی میلان

به هر حال تلاش ایران برای تعامل با مخاطب خارجی قابل تقدیر است. اما تمرکز نکردن روی رسانه‌های درست و جزئیات لازم مصداق با دست پس زدن با پا پیش کشیدن است. عین به عین تمثالی از سیاست خارجی ما.
ای کاش مسئولین فرهنگی و هنری ما بپذیرند اینکه بعد از نمایش خیابانی به مردم پرچم ایران بدهند ما را وارد بازی “بزرگ‌تری” که در جریان است نمی‌کند. رک باشیم؛ ایران برای تعامل با جهان نیاز دارد تلاش بیشتری بکند، سر زدن به پایون های همسایه کوچک‌ترین وظیفه مجریان و مسئولین و طراحان این ایونت مهم ملی است در راستای تحقق امید «ان شالله سالهای بعد»
محض اطلاع، تعامل در پاویون حیرت انگیز و ساده برزیل اتفاق می‌افتد که با سطحی معلق هم بازی می‌کند هم تمام انرژی و شادی ای که مد نظر طراح و مسئولین برزیل بوده است را منتقل می‌کند. از هیچ تکنولوژی تحریم شده و گرانقیمتی هم استفاده نکرده‌اند. طناب است و پیچ و مهره و تیرآهن.

پاویون برزیل- اکسپوی میلان

پاویون برزیل- اکسپوی میلان

DSC_0144

پاویون برزیل- اکسپوی میلان

تکنولوژی:
همانطور که گفته شد کشورها در بینال و مخصوصاً اکسپو سعی می‌کنند تا جایی که می‌توانند پیشرفت‌هایشان را نمایش بدهند (با تکیه بر میراثشان) چه در هنر چه در تکنولوژی.
در پاویون ونیز، آنچنان خبری از تکنولوژی نیست. نه در بستر اجرا نه در آثار. جز یکی دو اثر که از یک آرمیچر ساده یا آل ای دی کوچک استفاده کرده‌اند، اوج استفاده از تکنولوژی همان ویدیو پروجکتور معمولی و یا تلویزیون‌های عمودی است بی هیچ خلاقیتی در پوشش آرم تلویزیون یا استفاده از نرم افزار پروجکشن یا آل ای دی‌های مخصوص نمایش ویدیو در نمایشگاه‌ها. حوصله ای برای پوشاندن سیم‌ها نیست. همین است که هست و پیروی از ایده‌ی ” اکسپوز” “کول تره”. تنبلی همیشگی ما ایرانیان در تمیز کاری و ارائه نهایی.
(که خب با توجه به نسبت هنرمندان ایرانی که در حوزه دیجیتال آرت و هنر و تکنولوژی کار می‌کنند، نمونه‌ی دروغینی هم نیست)

تکنولوژی در پاویون ایران- اکسپوی میلان

تکنولوژی در پاویون ایران- اکسپوی میلان

اما در اکسپو از صفحات آل ای دی عظیم استفاده شده. قطعاً مجری و وزیر و خانواده‌ی مسئولین که گویا به صورت هفتگی و دوره ای عوض می‌شوند و از ایران به قصد بازدید به میلان سفر می‌کنند از این حجم از نور و صدا مشعوف‌اند.
اما باز هم مصرف کننده ای بیش نیستیم بدون هیچ خلاقیتی. یک سری ویدیوی (خوش ساخت) درباره زعفران و کاریز ساخته شده و چند صفحه عظیم به هم وصل شده‌اند که همه چیز را با شکوه جلوه دهند. تکنیک پاویون کره وژاپن و اسپانیا در پروجکشن و حتی قطر در مجموعه اکسپوی میلان مثال زدنی است. اوج خلاقیت و به روز بودن.

 

پایوین کره- اکسپوی میلان

پایوین کره- اکسپوی میلان

پایوین کره- اکسپوی میلان

پایوین کره- اکسپوی میلان

پایوین کره- اکسپوی میلان

پایوین کره- اکسپوی میلان

DSC_0304

پاویون اسپانیا- اکسپوی میلان

پاویون اسپانیا- اکسپوی میلان

پاویون اسپانیا- اکسپوی میلان

البته از جوی‌های دیجیتالی کف غرفه نباید غافل ماند. خلاقانه و جذاب است. مخاطب هم می‌پسندد. اگر اجرای تمیز تر و مراقبت بیشتری داشت می‌توانست نظر کارشناسان معماری و منتقدان را هم جلب کند. اما ایده ای بوده که رها شده در بلاتکلیفی «بالاخره سنتی یا مدرن:.

پاویون ایران- اکسپوی میلان

پاویون ایران- اکسپوی میلان

بستر- ارائه:
«به ما در آرسنال فضای کوچک تری پیشنهاد شد، اما ما می‌خواستیم فضای بزرگ‌تری شایسته آثار ایرانی داشته باشیم. برای همین این سوله را انتخاب کردیم». این را یکی از دستیاران بنیاد فیض نیا حاضر در پاویون ونیز می‌گوید. مثل همیشه از تک و تا نمی‌افتیم. گرچه فضای سوله کشتی سازی بسیار بزرگ و جذاب است. (مانند آرسنال که ترکیبی چندین کارخانه و کارگاه کشتی سازی است). اما بیشتر کشورها آن را هر سال با توجه به تم آن سال بازسازی می‌کنند.
روراست باشیم اگر، ایده‌ی طراحی بستربا کلیت حفظ کردن کارگاه هر آن طور که هست، ایده بدی نیست. در خیلی از اتاق‌ها هم خوب در آمده. از قضا امسال چند کشور دیگر رویه ضد زیباسازی را پیش گرفته بودند. کانادا در جاردینی، دیوارهای اکسپوز یک سازه پیش ساخته را معماری خود کرده بود با تم ساختن یک مغازه قدیمی خاروبار فروشی و یا یونان دیوارهای پاویونش را بی رنگ کرده بود سقف و کف را خراشیده بود تاآن را تبدیل کند را به یک انبار کشتار حیوانات. (اتریش هم در حرکتی مشابه تمام تزئینات سقف و کف غرفه را با تخته‌های سیاه پوشاده بود، یا اسکاندیناوی که شیشه‌های ساختمانش را شکسته بود). شاید بشود گفت نوعی جنبش ضد اورنامنتتالیسم در بعضی از پاویون‌ها شایع بود. اما این اتفاق برای کشورهایی افتاده بود که سالیان سال سابقه حضور داشتند و ناگهان در یک خرق عادت خواسته بودند با چنین حرکتی حواس مخاطب را به چیز دیگری جلب کنند. اما برای ایران تازه وارد که قرار است بگوید دیگر ما هم جدی جدی بازی؛ واقعاً نیازی به این حرکت هست؟ گرچه در مصاحبه با مسئولین و راهنمایان پاویون همه اصرار دارند بگویند “اگر می‌خواستیم بازسازی کنیم برایمان هزینه ای نداشت، خودمان نخواستیم”. (که احتمالاً هم راست می گویند، حتماً بنیاد مورد نظر آنقدر ثروت دارد که بتواند این کار را بکند) اما به نظر می‌آید با توجه به موقعیت کلی ایران در منطقه خیلی جای خوبی برای ریسک «کول» به نظر آمدن میان سایر کشورها در شیوه ارائه نبود. گرچه حربه خوبی است برای اینکه سایر نقص‌ها را هم برد زیر سایه از قصد بود، خواسته بودیم همه چیز ناسفته باشد. (که اگر در ایران دانشگاه رفته باشیم و کار کرده باشیم. این آنارشی گری اجباری را خوب می‌شناسیم و قدر آب‌های ریخته‌ی نذر امام شده را نیز خوب می دانیم.)

پاویون اسکاندیناوی-جاردینی- بینال ونیز

پاویون اسکاندیناوی-جاردینی- بینال ونیز

 

DSC_0177

پاویون کانادا- بینال ونیز

پاویون ایران- بینال ونیز

پاویون ایران- بینال ونیز

باز هم باید گفت شکل کلی فضاسازی و خام و بی تزئین گذاشتن فضا ایده‌ی بدی نیست. اما ما در ارائه ضعیفیم.
گرافیست‌های خوبی داریم، طراحان قدری داریم اما هنوز انقدر حوصله نداریم که حتی اگر تم “همین جوری” انتخاب کردیم از یک طراح گرافیک دعوت کنیم برای نشانه‌ها.
نشانه‌های راهنمای پاویون بینال ونیز خجالت آور است. یعنی هر چقدر تلاش می‌کنیم بگوییم بخشی از کانتکست است، خواسته‌اند همه چیز دم دستی به نظر بیاید اما باز هم بد است. گرچه باز هم طبق تئوری قرار است همه چیز مثل خود ایران باشد، می‌شود گفت خب همین است دیگر!

عوان‌ها بیش از حد خلاصه‌اند، در چند نمونه عنوان‌ها به شکلی زننده دست نویس کنار اثر نصب شده‌اند. (احتمالاً تغییر جزئی و موقتی بوده، اما بعد از گذشت یک ماه از افتتاحیه پذیرفتنی نیست)

میزهای خوبی طراحی می‌کنیم اما هنوز اصرار داریم سفره را نماد غذا خوردن ایرانیان معرفی کنیم چون ریسکش کمتر است. کمی غذا روی فرش هم ریخت؛ می‌گوییم صفای بیشتری داشت عوضش.

در بینال بر اساس ایده‌ی تبدیل تهدید به فرصت. اول سوله ای خرابه را انتخاب کرده‌ایم که انتظارها به حداقل برسد بعد با یک کنفرانس خبری آنچنان تهدید را به فرصت تبدیل یافته جلوه می‌دهیم که اگر کسی هم خواست خرده بگیرد دلش نیاید. (نمونه‌اش نگارنده همین مطلب که هنوز دست و دلش به نقد کامل کوبنده نمی‌رود) کاری که هنرمندان ما بعد از جنگ خوب یاد گرفته‌اند و مجریان در زمینه‌های مختلف خوب بلدند. «ما جنگ زده‌ایم. تحریمیم. همین هم که داریم خدا را شکر.»
ای کاش در جلسه سیاست گذاری به مجریان بینال و اکسپو یادآور می‌شدند ما آن کشوری هستیم که ادعای پیشرفت در تکنولوژی و هسته ای شدن داریم. این تم خوب است اما با این اهداف تناقض دارد.
ادعای جهانی شدن داریم اما هنوز سازه معماری مان در اکسپو بعد ازگذشتن یک ماه از افتتاحیه کامل نشده و کارگران شب کار روی سازه و اتاق کنفرانس کار می‌کنند. و هنوز مدیریت پروژه ما آنقدر ضعیف است که اصلاً به میزان تقسیم برق طبقه دوم و اول فکر نکرده‌ایم. (در اکسپو میلان هر پاویون سهمیه مشخصی از برق دارد، فلذا در در طراحی و استفاده از تجهیزات می‌باید به شدت مدبرانه عمل کند. اما نمایشگرهای طبقه دوم پاوین اکسپو آنقدر مصرفشان بالاست که در طول نمایشگاه چند بار برق رستوران طبقه پایین قطع شده. مدیریت و نگهداری دو ضعف بزرگ معماری ایران.)
این‌ها ضعف‌های اجرایی ماست. گرچه غرفه عظیمی داریم و تاریخچه ای غنی، اما باید به مسئولین یادآوری کنیم اگر می‌خواهیم کامل باشیم این‌ها از چشم مخاطب و منتقد پنهان نمی‌ماند.

 

نشانه اتاق ویدیو- پاویون ایران- بینال ونیز

نشانه اتاق ویدیو- پاویون ایران- بینال ونیز

DSC_0634

 

DSC_0694   DSC_0352

نمونه‌های زیادی از نگهداری «بد» هم در ونیز هم در میلان موجودند. در سازه اکسپو، جزئیات ضعیف؛ نگهداری بد، و اجرای ناسفته مثل بسیاری معماری‌های داخل کشور مشهود است.

 

DSC_0780 DSC_0771 DSC_0781

 

DSC_0507

بخش های ناقص پاویون ایران- اکسپوی میلان

بخش های ناقص پاویون ایران- اکسپوی میلان

بخش های ناقص پاویون ایران- اکسپوی میلان

 

 

فوتبال:
هنر ما عین فوتبال ما و فوتبال ما عین سیاست ماست.
ما مثل همیشه تا آخرین نفس دنبال دست‌های پشت پرده می‌گردیم،-خب چاره ای نداریم- دستشان را رو می‌کنیم و می‌رویم سراغ دست بعدی. از خریداران تیم‌ها گرفته تا برندگان حراج پایتخت، کیست‌اند، نسبشان از کجاست و چه ماشینی سوار می‌شوند. از ماجرای برنده شدن گروهی دانشجو در مسابقه معماری برای طراحی پاویون ایران در اکپسوی میلان و گرفتن پروژه از آآنها و سپردنش به اقوام وزیر گرفته تا کنتراتی سپردن سرویس تهیه غذا به برند معروف تهیه غذا. (ارجاع مجدد+جوابیه).  از شیوه انتخاب مجموعه دار و کیوریتور بینال گرفته، تا سابقه مشاورانش در برگزاری نمایشگاه. پیگری شایعه‌ها و واقعیت‌ها، حاشیه‌هایی تمام نشدنی است که پیگری اش باید بر عهده مراجع قانونی باشد ولی چون کسی اهمیت نمی‌دهد منتقدین هنری ما داوطلبانه به جای نقد محتوا و خروجی این پاویون‌ها مشغول کاراگاه بازی می‌شوند و موتور کیورتیور ها و اسپانسرها از این بلبشو استفاده می‌کند و می‌تازد و می‌تازاند. (اتفاقی که در جامعه هنری داخل هم می‌افتد و درگیری اصلی هنرمندان شده یافتن صاحب آن گالری و جستن سرنخ آن ایونت؛ همانطور که در فوتبال دنبال دزدها می‌گردند همان طور که در مجلس، همان طور که…). داستان قدیمی مشغول کردن مردم به خودشان و به حواشی و به فراموشی سپردن اصل.

پایان

مَخلص؛ پاویون ایران ماشین برقی تذهیب شده ای است که مثل پرچم ایران حین ورود حس افتخار و غرورت درت بر می انگیزد-جداً بر می‌انگیزد و زیباست- و حین خروج واقع بینت می‌کند. دیگر مثل قدیم خجالت نمی‌کشیم که پاویون نداریم. کماکان حسرت می‌خوریم از اینکه اگر به بخش خصوصی سپرده می‌شد چه می‌شد، و وقتی به بخش خصوصی سپرده می‌شد نهایتاً مشخص می‌شود باز هم ماجرایی پشت پرده بوده است. طبق عادت اما سقف انتظارتمان را می‌آوریم پایین، واقع بین شده و «امید به فردا» یمان را تقویت می‌کنیم. و ایمان می‌آوریم به آغاز فصل گرم در آستانه‌ی اتمام «برهه‌ی حساس کنونی».
تجربه شخصی در بازدید از پاویون‌های ایران، تماشای مسابقه تیم ملی فوتبال است در جام جهانی. ورود به پاویون فریاد گزارشگر است، و حین خروج نجوایش که «چیزی از ارزش‌های ما کم نشد».

در پایان باید گفت توفیری ندارد چند منتقد هنری از نتیجه راضی باشند، چند کیوریتور آثار را دیده باشند و چند مخاطب با غرفه عکس یادگاری انداخته باشند. مجموعه دار و مسئول مصاحبه‌های از پیش آماده شده ای دارند. حالا چه روز افتتاحیه چه یک ماه بعد از افتتاحیه. چه با مدرک و منبع، چه همین طوری:

” معاون امور نمایشگاهی شرکت سهامی نمایشگاه‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر طراحی قوی و منحصربه فرد غرفه ایران، گفت: پاویون ایرانی یکی از برترین‌های اکسپوی میلان شناخته شد. حضور ایران در میلان و موفقیت در جذب بازدیدکنندگان به اشکال مختلف قابل مشاهده است؛ از تعریف و تمجید گردشگران و رسانه‌های خارجی تا تمایل بازدیدکنندگان به گرفتن عکس‌های یادگاری در کنار غرفه ایران همگی شاهدی بر این مدعا است. تصریح کرد: سفره یکی از مهم‌ترین جلوه‌های فرهنگی مرتبط با غذا در نزد ایرانیان است که خاصیت دربرگیرندگی دارد و می‌تواند ظرفی باشد برای ظرف‌های دیگر؛ ”

خبرگزاری مهر-

لابد دیگر.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.