ویژه >

مقدمه

default-image

مقدمهReviewed by مدیر سایت on Mar 16Rating:

گزارش دبیر ویژه‌نامه رگبارهای بهاری انگار

خوش‌آمد به نویسنده‌های نو

امیرحسین خورشیدفر

اگر پیش‌خبرها و آگهی‌های مجله اینترنتی انگار را برای مجموعه پیش‌ُرو دیده‌باشید استعاره رگبارهای بهاری را دیگر خوب می‌شناسید. احتمالاً در مواجهه اول، بداهت ایده چشمتان را گرفت مگر از طول و تفصیل بعدی آن، چلاندن جان استعاره اولیه برای خوشمزگی ثانویه و ثالثیه الی آخر زده شده باشید که کار به توصیه همراه‌ داشتن عینک مطالعه به عوض چتر و بارانی رسید. بله، این جز اشکالات ما مردم است که یک چیز خوب را هم تا گندش درنیاید ول نمی‌کنیم. همزمان می‌شود گفت که در بسیار از موارد بی‌دقتی و سهل‌انگاری عمومی مسبب آن است که به اصطلاح از کاری خسته می‌شویم بدون آنکه در مفهوم واقعی آن محقق شود.

حالا گفتن ندارد که رگبارهای بهاری که کوتاه‌اند و باعث انقلاب و تحول در وضع و حال هوا می‌شوند کمابیش به قصه کوتاه در تعبیر آلن پویی آن که در یک نشست خوانده می‌شود و وحدت اثر دارد شبیه است و اگر به نظرتان نیست دیگر من برآن تاکیدی ندارم.

قصه کوتاه در همه جهان (منظورم کشورهای غربی است که از هر نظر مایه عبرت و مرکز فساد و در عین‌حال الگو هستند) در مجله‌ها جزو بخش‌های اصلی و همیشگی است. حال‌آنکه اینجا اگر یک نویسنده قصه کوتاه نوشته‌باشد باید این در و آن در بزند و هزارتا لیچار بشنود (این دیگر مبالغه است) تا یک جای مناسب و خالی مثلاً در حد دو صفحه در دو سه مجله به او اختصاص دهند. و اگر مثل من تمایلی نداشته‌باشد قصه‌اش در مجله‌ای که با رانت شهردای چاپ می‌شود و محدودیت‌های غیرعادی و عکس‌های رنگی قشنگ قشنگ دارد چاپ نشود آنوقت تقریباً سراغ مجلاتی برود که از هر حیث ملال آور و غلط هستند و قید خوانده شدن از همان بدو امر در آن‌ها زده شده. شگفت‌آور آنکه سردبیران محترم مجلات فارسی با دبدبه و کبکبه و قمپز هنوز که هنوز است نمی‌دانند که قصه کوتاه جزو صفحات پرخواننده مجله است. البته عدم آشنایی به زبان خارجه هم براین ناآگهی دامن می‌زند. مثلاً سالهاست که ایشان به یک نسخه از مجله تایم دسترسی پیدا کرده و صفحات را از روی آن طراحی کرده‌اند اما به این مسله دقت نکرده‌اند که محتوای مطالب هفته نام تایم با مطالب ایشان خیلی متفاوت است و اگر این را بدانند لابد گناه کبیره است بپذیرند که ایشان به ضرس قاطع فاقد هرنوع صلاحیت برای انتخاب و تأیید قصه هستند. کمااینکه یکی از ایشان قیصر را شاعر بهتری از شاملو می‌دانست که موید مطالعه وسیع کتب درسی به عنوان یگانه منبع ادبی در سالهای جوانی است. البته از برکردن دروس خوب است و برمنکرش لعنت. حتی در آن مجله شیک و تر و تمیز شهرداری هم بیشتر قصه بد می‌خوانیم تا قصه خوب. اما اگر روند انتشار قصه‌های کوتاه در مجلات به همان شکلی که در همه دنیا هست اینجا هم رواج داشت آنوقت همه ما از شر مجموعه قصه‌ها بسیار ضعیفی که برای تک داستان خوبش باید کلاهمان را هوا بیاندازند راحت می‌شدیم چون ناشران هم معیاری دستشان می‌آمد.

در این مجموعه به جز مترجمان و نویسندگان حرفه‌ای که به مجموعه انگار افتخار دادند امکان آن را داشتیم که چندین نویسنده و مترجم تازه را نیز معرفی کنیم. ۶ قصه نویسندگان تازه از چیزی در حدد ۸۰ قصه ارسالی انتخاب شد. در حدودی که عطار را مجال گفتن است بگویم که من و سه چهار نویسنده بزرگوار و شناخته شده‌ای که برای انتخاب قصه‌های این مجموعه یاری‌مان کردند فکر می‌کنیم به گواه همین تک قصه‌ها تازه‌واردان از امروز به بعد سبب‌ساز لذت‌های بزرگ برای خوانندکان قصه فارسی خواهند بود.

به نویسندگان و خوانندگان رگبارهای بهاری قول می‌دهیم که قصه‌های بعدی را بسیار زودتر از فرارسیدن اسفندماه نود و چهار در انگار بخوانند.

 

 

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.