سینما > گزارش

هفت گرایش قابل ملاحظه در جشنواره ساندَنس ۲۰۱۵

Sundance 1

هفت گرایش قابل ملاحظه در جشنواره ساندَنس ۲۰۱۵Reviewed by مدیر سایت on Feb 16Rating:

شاید به الگوسازی یا حتی الگوبافی متهم شویم اما در جریان برگزاری جشنواره فیلم ساندَنس در سال ۲۰۱۵ شاهد جهت‌گیری‌ها و گرایشهای بسیاری در آثار ارائه‌­شده بودیم. منظور از گرایش، جهت‌گیری یا روند غالب در جشنواره‌های سینمایی چیست؟ خوب، باید در نظر داشته باشیم آثار سینمایی قرار نیست تنها توسط گروه کوچک و منتخبی از خود فیلم‌سازان و دست‌اندرکاران سینمایی مورد بررسی قرار گیرند، فیلم‌سازهایی که بر مبنای ملاک‌ها و جهت‌گیری‌های مشخصی چنین آثاری را برای نمایش در جشنواره برمی‌گزینند. چنین آثاری با طیف گسترده‌تری از مخاطبان در سطح جامعه نیز سر و کار دارند. از این جنبه، گرایش و جهت‌گیری آثار سینمایی می‌تواند بی‌اهمیت و در عین حال، قابل تامل و توجه باشد. با در نظر گرفتن شرایط و روح حاکم بر زمانه، بررسی برخی از این گرایش‌ها و جهت‌گیری‌ها ارزشمند خواهد بود، این که آیا آثار سینمایی نت‌های مشخصی می‌نوازند یا آن که تشابه و هماهنگی بین آنها تصادفی است.

با حضور کیتی والش، رودریگو پرز و مؤلفانی مانند درو تیلِر، اُلی لیتلتون، کوین جِیگرناوت، نیک گروزدانوویچ، کیت اربلَند و جِنی میلر، ما بیش از ۵۰ فیلم را در جشنواره سال ۲۰۱۵ ساندَنس دیدیم. نتیجه آن که الگوهایی از دل این آثار برای ما ظاهر می‌شوند و حتی ممکن است نکات مشترک و مفاهیمی غیر عادی در مجموعه آثار امسال به چشم آیند. قضاوت با خودتان است. در ادامه برخی گرایش‌هایی را که در جشنواره سال ۲۰۱۵ یافته‌ایم، بررسی می‌کنیم.

 

Sundance. 2

 

اوج گرفتن فیلم‌های کمدی‌ با مضمون «خوره‌های» سیاه‌پوست

در این جشنواره شاهد بالا گرفتن پدیده کوچک اما جالب کمدی‌های شلوغ و پر سر و صدای آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار(سیاه‌پوستان)بودیم. کانی وِست (خواننده رپ)، اورکل (شخصیت کمدی، (Urkel و دانِلد گلاور (کمدین و خواننده) باید از این موضوع، خوشحال و مفتخر باشند. تیپِ «خوره سیاه‌پوست»[۱] دست‌کم در سه اثر به نمایش درآمده در ساندَنس دیده می‌شود. نخست، فیلم پخمه را در این جمع می‌بینیم که بیش از سایر آثار، درباره پدیده شلوغ‌بازی سیاهان است. فیلم ماجرای سه بی‌خانمان را در اینگل‌وود کالیفرنیا روایت می‌کند که ذهن‌شان به شدت درگیر موزیک هیپ‌هاپ و مد دهه ۱۹۹۰ است (در واقع، در این فیلم مرتبط با فرهنگ عامیانه، حتی به هنرمندهایی مانند کانی وِست و دانِلد گلاور نیز اشاره می‌شود). همچنین شاهد فیلم رفقا بودیم، فیلمی با مضمون دوستی‌های پیچیده که شخصیت اصلی آن، لویی جانسون با هنرنمایی جرج سمپِل، فردی ابله و بی‌قید (تنه‌لش) نشان داده می‌شود. سومین فیلم این مجموعه که در حد دو فیلم قبلی شلوغ نیست اما شاید بهترین اثر در این بین باشد، من و ارل و دختر در حال مرگ نام دارد، فیلمی با محوریت شخصیتی موسوم به اِرل که فردی مضحک، طرفدار سینما و کم‌حرف است و دل‌بستگی بسیاری به ورنر هرتسوگ (کارگردان سرشناس آلمانی) دارد. او با کمک دوستش گِرِگ، فیلم‌های کوتاهی با هدف تمجید و ادای دین به کارگردانان خلاق و فیلم‌سازان خارجی (شامل فلینی، کوبریک، برگمان و غیره) می‌سازد. می‌توانید این گرایش به کمدی‌های خاص سیاهان را غیر عادی و عجیب توصیف کنید یا هر چیز دیگری که دل‌تان می‌خواهد، اما این روند جدید به هیچ رو قالبی و کلیشه‌ای نیست.

 

Mississippi Grind

 

کمدی‌ها و فیلم‌های مربوط به دوره بلوغ نوجوانان که به شدت نیازمند بازنگری و اصلاح‌اند

کارگردان‌ها معمولا از جشنواره‌های سینمایی به عنوان محملی برای نمایش آزمایشی و امتحانی آثار خود و دریافت بازخورد و نقاط قوت و ضعف آنها بهره می‌گیرند، البته این موضوع در ساندَنس ۲۰۱۵ به شکلی آشکارتر از همیشه خود را نشان داد. در جشنواره امسال، شاهد فیلم‌هایی بودیم که بیش از حد طولانی نشان می‌دادند یا روی استقبال و ذائقه تماشاگران بیش از حد حساب کرده بودند. فیلم‌ها و کمدی‌های مربوط به دوره بلوغ و گذار سنی از کودکی به بزرگ‌سالی، به ندرت بیش از ۹۵ دقیقه به طول می‌انجامند. با این که برای هر قاعده‌ای استثنایی نیز هست، هیچ یک از فیلم‌های مورد اشاره در ساندَنس ۲۰۱۵ جزو موارد استثنایی نبودند. کمدی هیپ‌هاپ پخمه فیلمی سرگرم‌کننده و پرشور محسوب می‌شود، هرچند برای پنج دقیقه، نه به مدت دو ساعت و نتیجه کار، طولانی به نظر رسیدن فیلم است. ما به این اثر نمره B+ می‌دهیم، هرچند در مقاطعی از فیلم، می‌توان به آن نمره A- داد. در عین حال، نمی‌توان به کسانی که معتقدند نیمه دوم فیلم، روند کندی دارد و اثر را از سرزندگی و انرژی‌اش می‌اندازد، خرده گرفت. این نکته در مورد سایر فیلم‌ها نیز صدق می‌کند: فیلم‌هایی که محکم و پرقدرت شروع می‌کنند، اما نمی‌دانند چه زمانی باید پایان یابند. حتی فیلم تحسین‌شده من و ارل و دختر در حال مرگ می‌تواند در دو یا سه مقطع پایان یابد و در واقع می‌بایست ده دقیقه پیش از پایان خود، تمام می‌شد. خوش‌بختانه، فیلم خوشایند تماشاگر واقع می‌شود، اما بازنگری و اصلاح ساختار چنین آثاری به بهبود کیفیت آنها کمک می‌کند. فیلم بسیار تحسین‌شده خاطرات یک دختر نوجوان نیز از چنین مشکلی رنج می‌برد و نیمه دوم تیره‌تر و کند فیلم، به کلی از جذابیت‌های خوشایند شروع آن بی‌بهره است. حتی آثار درام نیز چنین مشکلی­ دارند: فیلم با دقت بررسی‌شده دردسر می‌سی‌سی‌پی داستانی است درباره بخت و اقبال و تقدیر اما در نظر گرفتن چهار پایان برای فیلم (بله، اشتباه نمی‌کنید، چهار پایان) بیش از حد تحمل مخاطب است. ظاهرا برخی کارگردان‌ها نمی‌دانند چه زمانی باید بساط خود را از مقابل چشم تماشاگر جمع کنند. به باور ما، بسیاری از فیلم‌های پخش‌شده در جشنواره امسال ساندَنس– تحسین‌شده یا نشده – بیش از همیشه با این مشکل بزرگ دست به گریبانند.

 

Sundance 3

 

فیلم‌هایی که می‌توانند در اسکار نیز حاضر باشند

ساندَنس و اسکار دو روی یک سکه‌اند. گرچه فیلم‌های به نمایش درآمده در پارک سیتی (محل برگزاری جشنواره ساندَنس) و آثار مورد بررسی اسکار در یک کلام، چندان دخلی به هم ندارند. در این حال، دو فیلم ضربه شلاق و پسربچگی هر دو از آثار به نمایش درآمده در ساندَنس سال گذشته‌ـ نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم امسال نیز شده‌اند (جی کی سیمونز، بازیگر Whiplash امید نخست کسب اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل است). «پسربچگی» نیز از شانس بالایی برای بردن جوایز اسکار در ۶ رشته‌ای که نامزد شده، برخوردار است که از جمله آنها می‌توان به نامزدی ریچارد لینکلیتر برای کسب اسکار بهترین کارگردان سال اشاره کرد. حیوانات وحشی‌های جنوبی از آثار به نمایش درآمده در ساندَنس ۲۰۱۲ نیز نامزد دریافت چهار اسکار (شامل بهترین فیلم و بهترین کارگردانی) شد، در حالی که فیلمPrecious (از آثار ساندَنس ۲۰۰۹) در ۶ رشته (شامل بهترین فیلم و بهترین کارگردان) نامزد اسکار شد و در نهایت دو اسکار بازیگر زن مکمل و فیلم‌نامه اقتباسی را از آن خود کرد. از این رو، یورش سال‌های اخیر آثار جشنواره ساندَنس به سوی جوایز اسکار، مشهود است. اما آیا این روند ادامه خواهد یافت؟ به دلایل پیچیده بسیاری، پاسخ دادن به این پرسش دشوار است. هرچند بحث‌های بسیاری در این باره در جشنواره ساندَنس مطرح بوده است. پیش از این نام جیسن سیگل، بازیگر فیلم پایان گشت زدن به عنوان شانس نامزدی اسکار بهترین بازیگر مرد مطرح بود و از ساوریس رانن نیز به عنوان نامزد احتمالی اسکار بهترین یازیگر زن به خاطر بازی در فیلم بروکلین نام برده می‌شد. زمزمه‌هایی نیز شنیده می‌شد مبنی بر این که نقش‌آفرینی بلایث دانر در فیلم تو را در رویاهایم خواهم دید می‌تواند برای دریافت اسکار مطرح شود. دانر در این اثر سینمایی، جنبه‌های جدیدی را از خودش در نقش یک زن پیر که سرانجام از تجارب جدید خود در زندگی درس می‌گیرد، به نمایش گذاشته است. بازی تکان‌دهنده سارا سیلورمن در نقش یک زن خانه‌دار معتاد به مخدر در فیلم من متقابلا روی خوش نشان می‌دهم بر کل فیلم سایه انداخته است و در صورت زمان‌بندی مناسب برای اکران فیلم می‌توانست از بخت بالایی برای نامزدی اسکار برخوردار باشد. اما آیا برای پیش کشیدن این بحث کمی زود نیست؟ آیا نباید صبر کرد تا این فیلم‌ها خود را در بوته امتحان اکران عمومی و ذائقه مخاطبان سینما نشان دهند؟

 

ارزش‌های خانوادگی

تعداد آثاری در جشنواره امسال که به موضوعاتی مانند بارداری، تلاش برای بارداری یا پیامدهای زندگی خانوادگی می‌پردازند، بیشتر از حد معمول بود، فیلم‌هایی که داستان‌های‌شان طیف گسترده‌ای را از موضوعات خانوادگی در بر می‌گیرد. در ده هزار قدیس و غیر منتظره، دختران نوجوانی که به شکلی غیر منتظره باردار شده‌اند، هر لحظه فکر سقط جنین را در سر می‌پرورانند و در نهایت با استقلال رای، تصمیم خود را می‌گیرند. زن مسن‌تر در غیر منتظره، گرچه از بارداری‌اش غافل‌گیر شده است، هیچ‌گاه فکری جز ازدواج و به دنیا آوردن فرزندش در سر نمی‌پروراند. در بچه منحرف اثر سباستین سیلوا، خانواده‌های متفاوتی مورد بررسی قرار می‌گیرند: یک زوج هم‌جنس‌خواه قصد به فرزندی پذیرفتن کودکی را دارند و در همین حال، روند لقاح مصنوعی تبدیل به یکی از پی‌رنگ‌های فرعی سرگرم‌کننده داستان می‌شود. با این حال، ایده بارداری به سرعت گره کور فیلم را کورتر می‌کند. همچنین باید فیلم مادربزرگ با حضور لیلی تاملین را دید. گفته می‌شود همانند فیلم محبوب ساندَنس امسال یعنی کودک ساده، این فیلم نیز پیامی در حمایت از آزادی سقط جنین دارد. این که شما ترکیب ساده و اصیلی را از درام و احساسات در یک داستان بگنجانید، رویه‌ای آشکار و معمول است، اما ما هنوز نمی‌دانیم چرا کودکان در صدر اولویت­ فیلم‌های جشنواره امسال و شاید فیلم‌سازان و حتی دست‌اندرکاران جشنواره قرار داشتند. با این حال، این مضمون نیز مانند بسیاری از فیلم‌های جشنواره امسال درباره ازدواج بود. فیلم‌های مربوط به کودکان بیش از آثار مرتبط با بحث ازدواج به رویکردهای غیر سنتی گرایش داشتند.

Sundance (5)

جیمز فرانکو (و بسیاری دیگر) همه جا هستند

بازیگران بسیاری در جشنواره امسال با فیلم‌های متعددی حاضر بودند، از جیمز فرانکو و ساوریس رانن گرفته تا کریستن ویگ، کوبی اسمولدرز، تای شِریدان و تامِس مان، لوگان میلر و سینتیا نیکسن و بسیاری از این چهره‌ها حضور پررنگی در ساندَنس ۲۰۱۵ داشتند. جیمز فرانکو با دو نقش‌آفرینی بسیار متفاوت و در عین حال درخشان از دو چهره واقعی، حضوری ستاره‌وار در جشنواره داشت. نخستین نقش او کریستین لانگو، جنایت‌کار سرشناس و دومین نقش، مایکل گلاتز، فعال هم‌جنس‌خواه بود که در نهایت سبک زندگی‌اش را محکوم می‌کند و تبدیل به انسانی عادی می‌شود. این احساس در مخاطب جشنواره امسال بود که فرانکو همه جا هست (و احتمالا خود او نیز همین را می‌خواسته). مشکل جیمز فرانکو و سرعت برق‌آسای تولیدات او این است شما دیگر توجهی به شخصیت‌هایی که وی نقش آنان را ایفا می‌کند ندارید و در عین حال، تمرکزتان را روی خود فرانکو نیز از دست می‌دهید. مرد حسابی! یک خرده به خودت استراحت بده! (و بله، او در یوسمیتی هم بازی کرده که برای نخستین بار در جشنواره فیلم اسلم‌دنس، خواهرخواندهساندَنس به نمایش درآمد). تای شریدان هم در دو فیلم آخرین روزها در صحرا و آزمایش زندان استنفورد بازی می‌کند، و در همین حال، سینتیا نیکسن با نقش‌آفرینی در دو اثر جیمز وات و استکهلم، پنسیلوانیا حضور پررنگی در ساندَنس دارد. به این جمع بازیگران پرکار، باید کوبی اسمولدرز را هم افزود که با نقش‌آفرینی قدرت‌مندانه‌اش در دو فیلم نتایج و غیر منتظره ما را شگفت‌زده می‌کند. شاید این پرکاری بازیگران در مقایسه با جذابیت بازی در آثار مستقلی که برای نخستین بار در جشنواره ساندَنس در پارک سیتی یوتا به نمایش گذاشته می‌شوند، چندان بد هم نباشد. در هر حال، این روند مبارکی است.

 

Sundance 6

 

قلیان‌کشی[۲]

ممکن است دو فیلم را پشت سر هم و بلافاصله ببینید و با ابراز تعجب بگویید: «عجب! توی این فیلم هم دائماً قلیان می‌کشیدند». شخصیت پدر در «ده هزار قدیس» با بازی ایتِن هاوک دائماً در حال دود گرفتن از قلیان است. همچنین صحنه بسیار جالبی در فیلم یک‌شبه هست، جایی که الکس و امیلی چندین پک از قلیان کورت می‌گیرند که روحیه آنان را آماده شیطنت‌های عصر می‌کند. جِیک جانسن در در جست‌وجوی آتش دائماً با کاغذ ماری جوانا ور می‌رود.

 

Sundance 7

 

فیلم‌هایی درباره عشق و ازدواج

به نظر می‌رسد پیچیدگی‌ها و مشکلات ازدواج دل‌مشغولی بسیاری از فیلم‌سازان حاضر در جشنواره امسال ساندَنس بوده است. جو سوانبرگ پیشتر در کریسمس مبارک به صورت غیر مستقیم به این موضوع پرداخته بود، فیلمی درباره زنی الکلی که ضمن اقامت موقت در خانه برادر و زن برادر خود، رابطه‌اش با برادر بزرگش پیچیده‌تر می‌شود. با این حال، فیلم در واقع درباره دشواری‌ها و گرفتاری‌های او با الکل است. سوانبرگ در فیلم جدیدش تحت عنوان در جست‌وجوی آتش توجه خود را معطوف به زوج و بچه فیلم قبلی‌اش یعنی کریسمس مبارک می‌کند. البته این خانواده‌ای به کلی نامتعارف است، هرچند به نظر می‌رسد سوانبرگ که فیلمش را به پل مازورسکی، تحلیلگر روابط خانوادگی در آثار سینمایی تقدیم کرده است، قصد داشته حرفش را در قالب داستان زندگی یک خانواده بیان کند. در جست‌وجوی آتش با وجود سرگرم‌کنندگی و تیزبینی و توجه مخاطبان سینما به آن، فیلم کاملی نیست. در عین حال، برای فردی بالای سی سال سن که به خاطر خانواده، بچه‌ها و زندگی‌اش، تاثیرگذاری خود را در دنیای اطرافش از دست داده و محافظه‌کار شده است، پیام این فیلم بازتاب پرطنینی دارد. فیلم یک‌شبه نیز مانند سایر آثار طرفدار و مبلغ ازدواج، دائماً بین ذهنیت اصلاح یا تقویت ازدواج تاب می‌خورد و در نهایت به ایده اصالت تک‌همسری می‌رسد. درام سارا سیلورمن تحت عنوان متقابلاً لبخند می‌زنم درباره ظلمت و درماندگی پنهان در دل روابط بین ساکنین حومه شهرهاست: تمام آن چه لینی (شخصیت اصلی) می‌خواهد و به آن اذعان دارد این است که همسر و مادر خوبی باشد. این در حالی است که توانایی‌های وی به عنوان یک انسان کارآمد و قابل، چندان کارگشا نیست. به نظر می‌رسد این فیلم نظام جامعه را هدف گرفته است اما در عین حال، نهاد جامعه را آن قدر ارزشمند می‌داند که برای حفظش تقلا شود. حتی فیلم من مایکل هستم درباره فعال هم‌جنس‌خواهی که با برگشتن از راهش تبدیل به کشیشی عاری از گرایشات خاص می‌شود، با سر باز زدن از موضع‌گیری در این‌باره، می‌تواند اثری درباره غیر عادی بودن ازدواج تلقی شود. علاوه بر اینها، کِرت کوبِین: مونتاژی از همه چیز هم می‌تواند به عنوان فیلمی متعصبانه با پیامی افراطی درباره ازدواج و کودکان در نظر گرفته شود.

آثار سینمایی درباره پدران و پسرها به هیچ رو منحصر به جشنواره خاصی نیستند و ساندَنس ۲۰۱۵ هم با نمایش دو فیلم آخرین روزها در صحرا و وسترن غرب بی‌روح از این قضیه مستثنا نبود. این آثار درباره خانواده‌هایی نامتعارف‌اند که فرزندخوانده دارند و به نوعی تسلیم قضا و قدر و شرایط شده‌اند. همچنین چند فیلم دیگر نیز به نمایش درآمدند که به ماهیت شوم و بدعاقبت دوستی بین یک فرد پیر و فردی جوان می‌پرداختند، مانند مورد شخصیت نوح باومباک در فیلم بانوی آمریکا و پایان گشت‌زدن که نشان می‌دادند تحرک و روابط درون خانواده‌ها تا چه حد قدرت‌مند است و همیشه می‌تواند بسته به خواسته و انگیزه افراد تغییر یابد. ما مطمئنیم آثار بیشتری در این حیطه‌ها ارائه شده‌اند، گرچه در این گزارش سعی داشتیم ماحصل ساندَنس ۲۰۱۵ را به صورت مختصر مورد بررسی قرار دهیم.

منبع: February 2, 2015 IndieWire,

 

[۱].Black Nerd

[۲].Bong Rips

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.