تجسمی > یادداشت

همان قصه‌ی همیشگی

۴

همان قصه‌ی همیشگیReviewed by صالح تسبیحی on Feb 8Rating:

درباره‌ی عکس‌های هوفر حقیقی در گالری مهروا

هواپیماهایی دور و پرنده‌هایی نزدیک در حال پرواز در افق‌های باز عکس‌های هوفر حقیقی دیده می‌شوند. آدم‌ها هم همه جا هستند؛ برخی تنها ایستاده و برخی کنار هم، دست در دست یکدیگر به مناظر دوردست نگاه می‌کنند. آن سوی دریا، شهری با ساختمان‌های بلند و در آسمان سیبی بر فراز ابر‌ها پیداست. این مجموعه عکس‌های فتومونتاژ هوفر حقیقی که «زمان لرزه» نام دارد، دارای روایتی تخیلی از حضور انسان در جهان واقع است که در آن، تقابل و همنشینی توأمان انسان و طبیعت کاملاً مشهود است. این آثار حاصل ترکیب و تلفیق عکس‌های طبیعت گردی‌های هنرمند با تصاویری از عناصر زندگی و حضور بشر روی کره‌ی زمین است؛ انسان در کنار شهر‌ها، مجسمه‌ها، مسجد و کلیسا و بناهای یادبود، کشتی‌ها، هواپیماهای جنگی و مسافری، سکوی پرتاب فضا پیما، تانک و امثال آن، همه و همه در نمای باز طبیعت به تصویر کشیده شده‌اند. چنین است که داستان عکس‌های هوفر حقیقی، از وقایع تاریخی سود جسته و روایتی تخیلی، فانتزی و سوررئال از حضور انسان در جهان ارائه می‌دهد.
هر اثر شامل چندین کادر پانورامیک افقی است که به صورت عمودی روی هم قرار گرفته‌اند. پلان بندی عمودی کادر‌ها که وقایع متفاوت از هم و متناظری بر یکدیگر را به تصویر کشیده، وجه روایی این عکس‌ها را تقویت می‌کند و بیننده را به خواندن داستان ترغیب می‌کند. سیاه و سفید بودن عکس‌ها هم یکدستی خاصی به مجموعه می‌دهد و هم نوستالژی خاطرات را زنده می‌کند. در اغلب آثار ترکیب و تلفیق و مونتاژ با مهارت و دقت بسیار صورت گرفته، به طوری که در نگاه اول فضای هر کدام از کادرهای پانورامیک طبیعی و عادی به نظر می‌رسد. اما با اندکی تأمل بیننده در می‌یابد که با فضایی بسیار تخیلی و فانتزی رو به رو ست. در اغلب موارد عناصر موجود در کادر به دقت انتخاب شده و کاملاً حساب شده در ترکیب بندی قرار گرفته و در کنار هم روایتی خواندنی ساخته‌اند. اما در اندک جاهایی هم چندان دلیل خاصی برای وجود بعضی عناصر دیده نمی‌شود و این امر نشان دهنده‌ی شیطنت و بازیگوشی هنرمند است که البته در مواردی که با طنز همرا شده، جالب توجه هم هست، مثلاً آنجا که در نمایی باز و وسیع، یک دوربین عکاسی روی سه پایه قرار دارد و فردی پشت آن قرار گرفته تا صحنه را ثبت کند. نیز در اندک مواردی که در فاصله‌ی مرز هر کادر پانورامیک با کادر دیگر، آسمان و دریا به جای یکدیگر می‌نشینند و افق در خود گم می‌شود. البته در اغلب آثار، مرز بین کادر‌ها مشخص است و آن تعلیق مورد نظر محقق نمی‌شود. اما به طور کلی این مجموعه آثار هوفر حقیقی، زیبایی جزئیات طبیعت و لحظات خاص زندگی انسان را با ابهت، قدرت و والایی جهانی که در آن زندگی می‌کنیم در هم می‌آمیزد؛ انسان که ناظر و واضع معیارهای جهان است در برابر عظمت طبیعت ایستاده و در حالی که راه لذت خویش را می‌جوید، به دیده‌ی احترام به دنیا می‌نگرد؛ نشئگی خیال بازگشت به طبیعت!
شاید این هم‌‌ همان همیشگی است؛ نوستالژی دور ماندگی انسان از خود، از طبیعت، از جهان و میل و آرزوی همیشگی به بازگشت به دامان طبیعت ـ زمین کهن. اما چندان هم این طور نیست. در این آثار زمین و زمان به هم ریخته، طبیعت آرمانی و رویایی رنگ عوض کرده و از ریخت افتاده است. انسان هم آنی نیست که بود. با توجه به آنچه در جهان انسانی امروز شاهد آن هستیم، آدم‌های آثار حقیقی، بسیار دروغین‌اند؛ شادمانی و شیفتگی و حیرت در برابر طبیعت، حالت عمده‌ی تقریباً تمام آدم‌های حاضر در کادر این عکس هاست؛ این زندگی نیست! این تنها حال و هوای سفر است؛ رفتن از شهر و مدتی خوش و خرم بودن در طبیعت. اما قصه به اینجا ختم نمی‌شود. تقریباً در تمام کادر‌ها عناصری از آنچه قرار بود نباشد هست؛ جنگ و درد و باورهایی که موجبات درد را فراهم می‌آورند. البته خوشبختانه فضای خیال انگیز و طنز و شیطنت موجود در تصاویر فرصت خیلی غصه خوردن به ما نمی‌دهد.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.