نمایش > گزارش

ناگهان «ناگهان هذا حبیب الله…»

۱

ناگهان «ناگهان هذا حبیب الله...»Reviewed by حسین ذوقی on Nov 25Rating: 5.0ناگهان «ناگهان هذا حبیب الله...»ناگهان «ناگهان هذا حبیب الله...»

خبر کوتاه بود و پر هیاهو. اینکه نمایشنامه‌ای از عباس نعلبندیان نمایشنامه‌نویس مهم اما مغضوبِ دوران ما اجرا خواهد شد٬ توجه هر کسی را که به تئا‌تر نزدیکی دارد جلب می‌کند. سال‌هاست که به دلایلی نعلبندیان٬ نامش و آثارش در میان نام‌های ممنوعه جای گرفته است. هیچکدام از نمایشنامه‌های نعلبندیان٬ در سالن‌های رسمی تئا‌تر کشور اجرا نمی‌شود. هیچ کتابی از او دوباره منتشر نشده است٬ در هیچ دانشگاهی نمایشنامه‌های او تدریس نمی‌شود٬ این ممنوعیتِ تام و تمام حتی باعث شده که بیشمار تئاتری حتی نمایشنامه‌های او را، که یکی از مهم‌ترین نمایشنامه نویسان تاریخ تئا‌تر ایران است، نخوانده باشند. خیلی‌ها نعلبندیان را به عنوان نمایشنامه‌نویسی ممنوع شده از هر چیز می‌شناسند، آنکه نامش را نبرید و از او چیزی نگویید.

چند سالی هست که مرکز هنرهای نمایشی در ایام و مناسبات مذهبی و سیاسی٬ برنامه‌هایی نمایشی را برای مخاطبان در نظر می‌گیرد. معمولا در این ایام٬ به دلیل عزاداری‌ها و برنامه‌های مذهبی٬ برنامه‌های فرهنگی تعطیلاتی چند روزه دارند. در این سال‌ها با ابتکار مدیران فرهنگی در این روزهای به‌خصوص٬ برنامه‌های فرهتگی مذهبی در سالن‌های تئا‌تر کشور اجرا می‌شود. نمایش‌هایی که مستقیما به وقایع مذهبی می‌پردازند. نمونه اینکه چند سالی‌ست که در ایام ماه محرم و روزهای عزاداری شهادت امام حسین (ع) در تئا‌تر شهر تعزیه اجرا می‌شود. امسال هم بر همین منوال٬ چنین برنامه‌هایی ترتیب داده شده بود. چند نمایشنامه‌خوانی در برنامه گنجانده شده بود. که ناگهان خبر آمد که نمایشنامه‌خوانی «ناگهان هذا حبیب الله…» هم جزو همین اجراهای مناسبتی‌ست. اما پس از شب نخست، این اجرا توقیف شد.

ناگهان «ناگهان هذا حبیب الله...»

این توقیف چند نکته مهم داشت؛ اول اینکه مشخص شد هم‌چنان نام نعلبندیان در لیست ممنوعه‌ها قرار دارد. اما نکته مهم‌تر اینکه کارگردان این نمایشنامه‌خوانی رضا دادویی، مدیر نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی بود٬ کسی که به قول خبرگزاری فارس «مسئول نظارت بر عدم اجرا» است.

در سی سال اخیر تقریبا هیچکدام از نمایشنامه‌های عباس نعلبندیان٬ به جز همین «ناگهان هذا حبیب الله…» فرصتی برای اجرا نداشته‌اند. «ناگهان…» اما اقبالش بلند‌تر از مابقی نمایشنامه‌ها بود. اولین بار در جشنواره نمایشنامه‌خوانی تئا‌تر شهر در سال هشتاد و دو این نمایشنامه به کارگردانی محمد می‌رعلی‌اکبری در کافه تریای سالن اصلی تئاترشهر اجرا شد. بهنام تشکر و هومن حاجی عبداللهی از نقش خوانان آن اجر بودند. همین اجرا به عنوان یکی از آثار برگزیده این جشنواره در جشنواره تئا‌تر فجر‌‌‌ همان سال٬ در بخش نمایشنامه خوانی اجرا شد.

اواخر دهه هشتاد نیز مجددا این نمایشنامه روی صحنه رفت. این بار البته اجرایی صحنه‌ای را شاهد بودیم؛ سه شب اجرا در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران. این اجرا٬ پایان نامه دانشجویی محمد ایمانی فولادی بود. طبیعتا این اجرا خبرساز نشد٬ کارگردانش مدیر نظارت ارزشیابی نبود و در سالی که این نمایشنامه اجرا می‌شد٬ خبری از سایت‌های خبری دلواپس نبود که این روز‌ها به دنبال شکستن رکورد توقیف اجرا با گزارش‌ها و خبر‌هایشان هستند. آن روز‌ها همه دنبال ماجرای جذابتری بودند. اجرای نمایشنامه‌خوانی محمد می‌رعلی اکبری هم در سال‌های آخر ریاست جمهوری محمد خاتمی روی صحنه رفت. کلاً آن سال‌ها هم حال تئا‌تر بهتر بود هم حال همه٬ دلواپس‌ها هم در تدارک سال‌های بعدی بودند.

اما محرم امسال٬ داستان گونه‌ای دیگر رقم خورد٬ بازی جور دیگری بود. رضا دادویی٬ مدیر جوان نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی٬ که پیش‌تر چندین نمایشنامه را ترجمه کرده بود و در ناجی هنر مشغول به کار بوده است٬ اقدامی متفاوت از مدیران پیشین خود کرد. او خواست کاری متفاوت کند: تعریفی جدید از برنامه کاری پست دولتی خود ارائه دهد و به قول خودش «فرصتی است که متوجه شویم برخی اسامی که سالهاست بی‌دلیل و بی‌هیچ توجیه و منطقی امکان اجرا نداشته‌اند می‌توانند به صحنه بازگردند». و حالا این فرصت مجددا پیش آمده که همه بدانیم که هنوز هم بی‌هیچ توجیه و دلیل و منطقی اسم‌هایی هستند که فرصت روی صحنه آمدن را ندارند. بدون شک این مورد از دستاوردهای مدیر نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی‌ست.

ناگهان «ناگهان هذا حبیب الله...»

«ناگهان هذا حبیب الله…» قرار بود تنها دو شب با حضور چهره‌های شناخته شده تئا‌تر روی صحنه برود. البته بعد از توقیف دادویی کارگردان گفت که این نمایشنامه بازنویسی (یا ممیزی) شده است. البته دادویی در مصاحبه‌های پس از توقیف اجرایش هم گفته است که می‌خواهد متن نوشته شده برای اجرا را در اختیار رسانه‌ها قرار دهد تا تغییرات آن را نشان دهد. او گفته حاضر است در هر دادگاهی از این اقدامش دفاع کند.

اما چرا «ناگهان هذا حبیب الله…» که توسط مدیر نظارت و ارزشیابی برای اجرا آماده شده بود از اجرا بازماند؟ مگر نه اینکه مدیر نظارت و ارزشیابی خودش بر نوع و میزان ممیزی در تئا‌تر ایران آگاه است؟ و آیا می‌توان نمایشی را پیش از اجرا و آگاهی از آنچه نمایش داده خواهد شد توقیف کرد؟

ماجرا از کجا شروع شد؟ خبر اجرا توسط روابط عمومی تئا‌تر شهر و مرکز هنرهای نمایشی منتشر شد٬‌‌‌ همان ابتدا خبرگزاری فارس گزارشی را با عنوان «اجرای نمایشنامه توهین آمیز به سالار شهیدان توسط مدیر مرکز هنرهای نمایشی» را بر خروجی خود قرار داد. در این گزارش به گفت‌و‌گوی دادویی با خبرگزاری ایسنا استناد شده است. دادویی در گفت‌و‌گو با ایسنا خلاصه‌ای از نمایشنامه نعلبندیان را گفته و اعلام کرد که تغییراتی را هم در نمایشنامه اعمال کرده است. اما گزارش‌نویس خبرگزاری فارس نگاه دادویی را ساده‌انگارانه، و نمایشنامه را دارای ارجاعاتی اروتیک و روشنفکرانه دانست و از همین منظر خلاصه داستان نمایشنامه را مجدداً بیان کرده است. همین گزارش تند خبرگزاری فارس باعث شد تا این اجرا دو ساعت پیش از زمان اجرایش توقیف شد.

ناگهان «ناگهان هذا حبیب الله...»

فارس فردایش گزارشی را با عنوان «در پی هشدار فارس اجرای «ناگهان هذا حبیب الله…» فعلا منتفی شد» را منتشر کرد. این گزارش گفت‌و‌گویی کوتاه و اختصاصی با دادویی را نیز شامل می‌شد. دادویی در گفت‌و‌گو با فارس اذعان کرده بود که «ناگهان هذا حبیب الله…» به آن صورتی که اصل آن نوشته شده است به هیچ عنوان امکان اجرا ندارد و او اقتباسی آزاد از این متن را می‌خواسته اجرا کند. ژاله صامتی بازیگر این نمایشنامه‌خوانی هم در گفت‌و‌گویی دیگر گفته بود که این نمایشنامه از بهترین متن‌هایی ست که تا به حال خوانده و به همه توصیه کرده که آن را بخوانند. با این حساب باید منتظر بود تا دادویی نسخه اصلاح‌شده و سالم‌سازی‌شده‌ی متن «ناگهان هذا حبیب الله…» را منتشر کند تا همه این نسخه را بخوانند.

در این می‌ان٬ انجمن تئا‌تر دفاع مقدس هم بیانیه‌ای را صادر کرد و در آن نگرانی این انجمن را ابراز کرد و اینکه چرا مدیر نظارت و ارزشیابی خود را در مقامی احساس کرده که می‌تواند چنین تابوهایی را بشکند و از این سد‌ها عبور کند. در آخر نیز از توقیف این اجرا ابراز خوشنودی کرده و اعلام کرد که این کمترین کاری بود که صورت گرفت. مسلما آن‌ها انتظاری بیش از این داشتند.

ناگهان «ناگهان هذا حبیب الله...»

توقیف اجرا مسلما با دستور نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی صورت نگرفته بود. دستور توقف اجرا از طرف مدیر مرکز هنرهای نمایشی و با هماهنگی قوه قضاییه بوده است. دادویی بعد از توقیف اجرایش و گفت‌و‌گوی توضیحی کوتاه با فارس٬ یادداشتی نوشت و در خبرگزاری‌ها منتشر شد. دادویی در این یادداشت از جزم‌اندیشان و کوته‌فکرانی گلایه کرده که دینداری لق‌لقه زبانشان است. او کماکان بر این حرف خود ماند که این نمایشنامه اشکالی برای اجرا ندارد. او این نامه را خطاب به خدای خود نوشت و با ارائه‌ی احادیث و آیاتی از قرآن، کوته‌فکری و جزم‌اندیشی را دلیل ایجاد چنین مشکلاتی دانست. او در پایان نامه‌اش از امید و روزنه‌های امید سخن گفت.

ماجرای نمایش «تانگوی تخم مرغ داغ» ٬ «شاخ نبات» این بار برای «ناگهان…» رخ داد. انگار وضعیت‌‌‌ همان شعر منتسب به برشت را برای ما تداعی می‌کند؛ به سراغ هر که رفتند هیچ نگفتیم٬ به سراغمان که آمدند کسی نمانده بود که چیزی بگوید.

ناگهان «ناگهان هذا حبیب الله...»

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.