تجسمی > یادداشت

کمدی رنج

خمیازه، دینا شوتس ۲۰۱۲

خمیازه، دینا شوتس ۲۰۱۲

کمدی رنجReviewed by مهسا فرهادی کیا on Nov 21Rating: 5.0کمدی رنج

 

پیانو در باران عنوان مجموعه‌ای از آثار دینا شوتس هنرمند پست مدرن آمریکایی است. دوپهلویی غالب در آثار شوتس در این مجموعه کدگذاری دوگانه‌ای از رنج و تلخی را در کنار طنز و هزل به نمایش می‌گذارد. او این بار دست به واسازی و بازی با مفهوم جا افتاده رنج می‌زند. در این مجموعه رقت بار‌ترین وضعیت‌های انسانی هم چون تزریق مخدری بر بدن و یا کشتی شکستگی از طریق پیکره‌هایی شدیداً خامدستانه و ضمخت در کنار رنگ‌های شاد و سبک که نقاشی‌های کودکان و آثار هنرمندان نیو را تداعی می‌کنند، بازنمایی می‌شود و از سویی دیگر باز مخاطب را با تداعی‌هایی تراژیک از اعمالی پیش پا افتاده و حتی بیولوژیک مانند خمیازه مواجه می‌کند. شوتس در این مجموعه به واسازی جا افتاده‌ترین کلان روایت‌های انسانی دست می‌زند.

 

ساختن کشتی در حال کشتی رانی، دینا شوتس ۲۰۱۲

ساختن کشتی در حال کشتی رانی، دینا شوتس ۲۰۱۲

 

در این مجموعه عنصر غافلگیری اکثر آثار را همراهی می‌کند. بازی با مفاهیم رایج و واژگون سازی معنایی آن به شک‌های خوشایندی از جنس تردیدی بر روایت‌هایی کلان می‌انجامد. در اثری با عنوان «ساختن کشتی در حال کشتی رانی» با انسان‌های چنان لا ابالی و سرگرم مواجهیم که کوچک‌ترین نشانه‌ای از کشتی سوارانی در حال غرق شدن در آن‌ها به چشم نمی‌خورد. سرنشینان کشتی گویی غرق در بزمی شبانه‌اند یکی مشغول حمام آفتاب و دیگری غرق در باده گساری، در گوشه و کنار چند سرنشین دریازده محتویات معده خود را با خونسرد‌ترین فرم ممکن به حالت فواره‌ای از دهانشان به بیرون می‌ریزند. درگیری شوتس با مرز‌ها و محتویات بدن مانند مجموعه‌های قدیمی‌تر او همچون عطسه (۲۰۰۱) و یا خودخورندگان (۲۰۰۴) اینجا نیز در قالب‌های تازه‌ای مانند استفراغ و خمیازه خودنمایی می‌کند. تنها فعالیت دو مرد در اوج ترکیب بندی و بالای صحنه در حال تنظیم بادبان‌ها یادآور صحنه‌ای آشنا از کشتی شکستگیست یعنی «تخته پاره مدوسا». شوتس در این اثر دست به واژگون سازی تراژدی می‌زند یکی از تراژیک‌ترین شاهکارهای عصر رمانتیک اینجا وضعیتی طنزآلود به خودگرفته. او دست به افشای دو پهلویی و نسبیت، از طریق برجسته سازی نیمه‌های دیده نشده و پنهان می‌زند. در اثری دیگر با عنوان «گوش بر آتش» با هنرمند دست به ترفند مشابهی می‌زند: چهره بی‌تفاوت مردی با نگاه خیره به دوردست که گوشش در حال سوختن است و مشعلی در دست دارد، بیشتر شبیه هنرپیشگان پانتومیم است تا یادآور رنجی ونگوگ گونه. او می‌سوزد ولی نه تنها بدون احساس درد بلکه حتی برعکس با ته مایه‌ای خشنودی و رضایت.

 

خمیازه، دینا شوتس ۲۰۱۲

خمیازه، دینا شوتس ۲۰۱۲

 

در مجموعه خمیازه‌ها که مجموعاً شامل ۵ اثر است، اما هنرمند وضعیتی کاملاً برعکس را به تصویر می‌کشد. این بار به جای عطسه با چهره‌های زنانی مواجهیم که در حال خمیازه کشیدن گویی به شیون بر مرثیه‌ای مشغولند. گرایش‌های اکسپرسیونیستی هنرمند در فرم‌های اغراق آمیز این چهره‌ها به وضوح مشهود است. دهان‌هایی بیش از حد گشوده، چشم‌ها در اغلب موارد به حالت غمگینانه‌ای بسته و دست‌ها بر دهان مانند دهانه غاری فرود آمده است. عمل ساده و بیولوژیک خمیازه توسط شوتس به صحنه‌ای تراژیک بدل شده. اکسپرسیونیسم این بار نه برای بیان رنج‌ها و تلخی‌های زندگی بشر بلکه در خدمت عامیانه‌ترین و روزمره‌ترین رویداد‌ها واقع شده و بدین ترتیب آیرونی موفقی را به وجود آورده است. شوتس اینجا نیز به افشای روی دیگر واقعیت می‌پردازد و به این ترتیب با غافلگیر کردن مخاطب، امکان نگاه از زاویه‌ای دیگرگونه را به او یادآور می‌شود، این برخورد پیوند عمیقی با نسبی نگری پست مدرن فراهم می‌کند نسبیتی که جز در نتیجه شک در باورهای عام نبود.

دینا شوتس در سال ۱۹۷۶ در لیوانیا متولد شد. او در نیویورک کار و زندگی می‌کند. دوران نوجوانی او در اطراف دیترویت و در کنار مادر نقاشش سپری شد. او این فرصت را پیدا کرد تا از آثار اکسپرسیونیست‌های مشهور که در موسسه هنرهای دیترویت به نمایش در می‌آمد دیدن کند. علیرغم بهره گیری از برخی میثاق‌ها ی اکسپرسیونیسم و یا سورئالیسم، هنر او نماینده فراروی از چارچوب‌های سبکی متعین است هرچند همجواری آیرونیک هوشمندانه طنز و درد، زیبایی و خامدستی او را به یکی از هنرمندان موفق پست مدرنیست بدل کرده است.

 

دینا شوتس

دینا شوتس

 

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.