تجسمی > مقاله

در سر آغاز. بخش نخست

۰۱

در سر آغاز. بخش نخستReviewed by علیرضا امیرحاجبی on Nov 12Rating: 5.0در سر آغاز. بخش نخستنقطه عطف تحولات جهانی در حوزه هنر را می‌توان در سال‌های دهه پنجاه و سپس شصت میلادی جستجو کرد. هر چند بسیاری بر این عقده هستند که مدرنیسم اروپایی به طور مبهم از گوستاو کربه نقاش فرانسوی و سپس امپرسیونیسم آغاز شده است اما الگوهای ارزشی تا بعد از جنگ جهانی دوم همچنان ثابت مانده بود.

هنر مفهومی در پاسخ و امتداد جریاناتی ایجاد شد و شکل گرفت که بیش از آنکه برآمده از هنر باشند ریشه‌هایی اجتماعی داشتند. به نظر می‌رسد هنر مفهومی بیش از هر جا، در ایده و اعمال گروهی هنرمند آغاز شده و رشد کرده باشد که کار خود را با انتشار نشریه‌ی هنر و زبان آغاز کردند.

گروه چهار نفره هنر زبان متشکل از تری اتکینسون، دیوید بین برج، مایکل بالدوین، هارولد هورل همکاری های خود را جهت نقد فرمالیسم رایج در دهه شصت میلادی، به شکلی رسمی از ۱۹۶۹ آغاز کردند و پس از آن هنرمندان دیگری نیز به آنها پیوستند. آنان پیشگامان جنبشی بودند که به هنر مفهومی معروف شد. هنری که بیش خلق اثر یا شئ هنری با ایده ها و خلق ایده در ذهن در گیر بود.گروه هنر زبان نظریات خود را به سرعت عملی و ارائه می دادند و فاصله آنچنانی بین این ایده ها و ارائه آنان در نمایشگاه هایشان وجود نداشت.برای این گروه و تعدادی دیگر از هنرمندان پدیده و رسانه زبان بسیار حائز اهمیت بود که این اولویت و اهمیت را می توان در آثار و نوشته های آنان مشاهده کرد. نکته دیگر توجه بیش از اندازه گروه هنر زبان به فلسفه و مباحثی بود که بر اساس آن می توانستند به نقد عملکرد هنر و اندیشه های مدرنیستی بپردازند. نقد مصرف گرایی و نیز انواع شئ گرایی در هنر معاصر از اهداف اصلی بنیان گزاران نهضت مفهومی قلمداد می شود. نقدی که تمایلات خود به ایده های نیمه مارکسیستی و سوسیالیستی را به هیچ‌وجه پنهان نمی کرد.این نهضت درست در زمانی با به عرصه گذاشت که بحران‌های اجتماعی و فرهنگی اروپا و آمریکا را در بر گرفته بود. همگان با طرح پرسش‌هایی بی پاسخ به دنبال راه حلی برای آن می‌گشتند. از بحران هویتی گرفته تا مواجه با نژاد پرستی و تبعیضات جنسیتی. در دو مقاله و یک مصاحبه که به مرور در انگار منتشر می‌شود؛ می‌توان به شکلی گزیده‌ ایده‌های زیباشناختی و فرهنگی، سیاسی این گروه هنر زبان را مشاهد کرد.

به عنوانِ مقدمه باید یادآوری کرد که:

نقطه عطف تحولات جهانی در حوزه هنر را می‌توان در سال‌های دهه پنجاه و سپس شصت میلادی جستجو کرد. هر چند بسیاری بر این عقده هستند که مدرنیسم اروپایی به طور مبهم از گوستاو کربه نقاش فرانسوی و سپس امپرسیونیسم آغاز شده است اما الگوهای ارزشی تا بعد از جنگ جهانی دوم همچنان ثابت مانده بود. تغییرات از آن زمان آغاز شد که نهادهای هنری یعنی موزه‌ها و گالری‌ها تبدیل به نقطه‌هایی جهت حمله گروهی از هنرمندان قرار گرفتند. از سویی دیگر کالازدگی، مصرف گرایی پس از جنگ که دستاوردی کاملا اقتصادی بود به حوزه هنر نیز کشیده شد و همین امر باعث شد تا هنرمندان نسبت به این وضعیت از خود واکنش نشان دهند. پرسش اصلی گروهی از هنرمندان این بود: «آیا هنر مصادقی کالایی است؟ آیا اثر هنری صرفا باید مانند شیء بی‌جان قابل خرید و فروش باشد و وارد بازار مصرفی شود؟» این پرسش‌هایی بنیادین بود که بطور غیر محسوس از طرف برخی محافل فلسفی اروپا نیز به اشکال مختلف حمایت و تغذیه می‌شد.

 

۰۱

اما چه چیز می‌توانست در مقابله با شئ وارگی اثر هنری قرار بگیرد یا بهتر بگوییم راه حل نهایی برای این گروه از هنرمندان چه بود؟ گروهی که به تدریج خود را به ایده‌ها نزدیک می‌کردند و از اشیاء دوری می‌جستند. راه حل آنان بازنگری و بازتولید ارزش‌های «زبان» در بستر هنرهای تجسمی بود.

زبانی که تا آن زمان صرفا رابطه ایی نظری و انتقادی با هنر داشت ناگهان خود به ماده اولیه خلق آثار هنری شده بود. درست در‌‌ همان دوره بود که فیلسوفان ساختارگرای فرانسوی بر اهمیت زبان در شکل گیری سامانه ذهنی، اندیشه، فرهنگ و تمدن تاکید کرده و همه چیز را وابسته به زبان دانستند..

با ورود زبان به عرصه هنر توسط اولین هنرمندان مفهوم گرا، جامعه و منتقدان با شکلی جدید از اثر هنری مواجه شدند. این مواجه به دلیل ناآشنایی با واکنش‌هایی همراه بود اما به تدریج هنر تازه از راه رسیده مفهومی مورد پذیرش قرار گرفت. زبان در شکلی بی‌پیرایه و ساده بر روی بوم‌ها، دیوار‌ها و حتی کف گالری‌ها نقشی جدید را ایفا می‌کرد و اینچنین زبان رسانه برای انتقال ایده و زیبایی شد. گروه پیشروی «هنر زبان» نخستین گام‌ها را در این زمینه برداشت و پس از آن بود که سایر هنرمندان بخصوص گروهی از هنرمندان مینی مالیست آمریکایی نیز به این جریان پیوستند. ایده‌ها مرکز هنر مفهومی قرار گرفتند و زبان نیز بستری برای بیان ایده‌ها شد. تحول در هنرهای مفهومی به همین جا ختم نشد و عناصر دیگری مانند فضا نیز در این حوزه نقش مهمی را بر عهده گرفتند. این تحولی گستره در برابر هنر شئ واره بود و نیزتبدیل به نوعی مواجه مستقیم با نهضت فرمالیسم و اکسپرسیونیسم انتزاعی آمریکایی شد. فرمالیسمی که الگویی بی‌رقیب برای بسیاری از هنرمندان در سراسر جهان شده بود. تمایلات ابتدایی هنرمندان مفهوم گرا به نظریات مارکسیسم این دشمنی را تا حدود زیادی تشدید می‌کرد.

هنر مفهومی در ابتدا نسبت به موقعیت انسان و جامعه مدرن موضعی انتقادی داشت اما این موضع گیری همیشگی و پایدار نبود و به تریج دچار استحاله شد این دگرگونی تا به امروز ادامه دارد.

در مجموعه مقالات پیش رو سعی بر آن بوده تا با جمع آوری و ترجمه مهم‌ترین متون در زمینه هنرهای مفهومی که توسط هنرمندان پیشگام این حوزه تالیف شده ایستگاه جدیدی در بررسی و آشنایی با این شکل از هنر احداث شده و در پی آن برخی از کمبود نظری در این زمینه را جبران کند.

متون این مجموعه از دو کتاب

۱- conceptual art: A Critical Anthology

Edited by Alexander Alberro and Blake Stimson

The MIT Press. Cambridge, Massachusetts. London, England. 1999

 

۲- RECORDING CONCEPTUAL ART: Early Interviews

Edited by Alexander Alberro and Patricia Norvell

University of California Press. London, England. 2001

انتخاب و به فارسی ترجمه شده است.

ادامه دارد

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.