نمایش > گزارش

تئاتر هنوز جان دارد

اثر تمام اعظم هنرمند سوری

اثر تمام اعظم هنرمند سوری

تئاتر هنوز جان داردReviewed by محمد آزاد on Sep 20Rating:

تئاتر سوریه پس از خیزش مردم در سال 2011

صحبتم را با اشاره به یک اجرا آغاز می‌کنم: نمایشِ “خیمه‌ی ما”. همین‌طور که ما درباره دگرگونی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که جامعه مدرن ما را متاثر می‌کند صحبت می‌کنیم، تئاتر آماتور “المرج”، تئاتر اینتراکتیو “خیمه ما”‌ را برای چندمین بار در باشگاه هنری “بسمه و الزیتون” (لبخند و زیتون) به روی  صحنه می‌برد؛ باشگاهی واقع در کمپ شتیلا در حومه بیروت (شتیلا برای خاطره جمعی منطقه مکانی بسیار مهم است. این کمپ که در سال 1949 برای آوارگان فلسطینی برپا شد؛ در سپتامبر 1982 محل وقوع یکی از خونبارترین قتل‌عام‌های شهروندان فلسطینی در طول جنگ داخلی لبنان بود. امروز شمار آوارگان سوری در آن از فلسطینی‌ها پیشی گرفته است). رفعت الزاکوت، بازیگر و هنرپیشه سوری مقیم لبنان در صفحه فیس‌بوک خود نوشته است: «امروز “خیمه ما” ‌را تماشا کردم و شاهد قدرت تئاتر بودم؛ شاهد توانایی آن برای خلق میزان فراوان از انرژی خلاقه. امروز متاثر شدم. می‌خندیدم… مردمی را دیدم که نمی‌خواهند دست بردارند و تسلیم شوند. امید را دیدم… این کار دقیقا همان کاری است که باید انرژی‌مان را صرفش کنیم».

تئاتر سوریه هنوز جان دارد، هرچند فاجعه‌ای رخ داده است. مسلما تئاتر زنده است که در برابر همین فاجعه مقاومت کند. حتی بیشتر از این؛ احتمالا تئاتر سوریه – که در قرن نوزدهم به دست ابوخلیل الکبانی، پیشگام تئاتر عرب پایه‌گذاری شد –  نقطه عطفی هم در این روزگار ثبت خواهد کرد.

امروز سوری‌ها نمی‌توانند آزادانه در منطقه تردد کنند و با همان محدودیت‌هایی رودررو هستند که دو دیگر ملت آواره عرب:‌ فلسطینی‌ها و عراقی‌ها. امروز نمایش سوریه در بیروت و امان، لندن و پاریس و بروکسل و اردوگاه پناهندگان ترکیه نوشته می‌شود… همچنین در دمشق؛ در خاک سوریه.  از ابتدای سرکوب خیزش مردم سوریه در پانزدهم مارس 2011، شمار تبعیدگاهای داخل و خارج از کشور افزایش یافته است. هنرمندانی که ناچار در سوریه مانده‌اند، بیشتر در دمشق سکونت دارند، شهری که حداقل تا سه سال پیش، مرکز فرهنگی کشور بود. هنرمندانی نیز در مناطق آزاد (آزاد از کنترل رژیم) هستند که بیشتر قسمت‌های آن در دستان اسلامگرایان و بعضا تندروترین بنیادگراها قرار دارد.

انقلاب سوریه بدل به فاجعه‌ای سیاسی و انسانی شد. بدل به جنگ مذهبی انقلابی، متاثر از اسلام سیاسی، که توجه به خیزش‌های عربی را به خود اختصاص داد و در نتیجه تمرکز خواسته‌های حقیقی این جنبش‌ها را منحرف کرد. خواسته‌هایی چون:‌ آزادی فردی، دموکراسی، حاکمیت قانون و یافتن راه حل موثر و منصفانه برای توقف تحقیر نظام‌های ملی و اجتماعی- سیاسی.

این انقلاب مدت‌ها در صف انتظار مانده بود. از زمانی که ثابت شد سوسیالیسم عرب و ملی­گرایی پان‌عربی سال‌های 1960 تا 1970 شکست خورده است و امروز، این انقلاب جامعه سوریه را به گروه‌های مختلف تقسیم کرده است:‌ حامیان دیکتاتوری که بیش از چهار دهه است قدرت را در دست دارند، فعالان پاسیفیست، یاغیان مسلح و دیگرانِ به اصطلاح “اکثریت خاموش”‌ که سکوتشان به سبب سرکوب رژیم بیش از حد خشن و تهدید جنگ داخلیِ طولانی مدت است. جنگی نظیر جنگ داخلی لبنان که میان سال‌های 1975 و 1990 این کشور را ویران کرد یا چیزی شبیه به تراژدی جاری در عراق.

2

سوریه پس از جنگ‌جهانی بنیانگذاری شد، هنگامی که امپراتوری عثمانی فروپاشید و منطقه با قیمومیت انگلستان و فرانسه دوپاره شد. کشور در سال 1946 استقلال یافت. در هشتم مارس 1963 حزب بعث دولت را سرنگون کرد و تا امروز زمام کشور را به دست دارد. در سال 1970 کودتایی جدید حافظ اسد را به قدرت رساند که تا زمان مرگ در سال 2000 نیز بر مسند قدرت باقی ماند. او در طول دوران زمامداری، سوریه را با مشت آهنین و تکیه بر حزب بعث و ارتش جمعیت علوی کشور در دستان خود نگه داشت. در سال 2000 پارلمان سوریه با اصلاح قانون اساسی حداقل سن ریاست جمهوری را کاهش داد تا بشار اسد بتواند جایگاه پدر را تصاحب کند. او با وعده اصلاحات اقتصادی و اجتماعی پا به میدان قدرت گذاشت و مردم سوریه در چهره این دندانپزشک تحصیکرده غرب، اصلاح‌طلبی را دیدند که سوریه را دموکراتیزه خواهد کرد. رژیم لیبرال‌مآب‌تر به نظر می‌رسید. صدها زندانی سیاسی از زندان آزاد شدند و جلسات گفتگوی روشنفکران برای بحث درباره دموکراتیزاسیون و پایان دادن به وضعیت اضطراری که از سال 1963 برجا بود برپا شد. اما رییس جمهور جوان به ناگاه “بهار دمشق”‌ را پایان داد و بسیاری روشنفکران بار دیگر بازداشت شدند.

علیرغم آزادسازی اقتصادی در بعضی موارد، دخالت دولت همچنان بسیار قوی بود. از جمله در قسمت‌های هنری و فرهنگی و از رهگذر انحصار وزارت فرهنگ سوریه و بنگاه‌های وابسته به آن در عرصه فرهنگ. همین گونه است هنرهای نمایشی که “مرکز تئاتر و موسیقی”‌ در آن هم مسئول تولیدات خصوصی و هم تولیدات عمومی است و تمامی اجراها در سراسر کشور را چه با حمایت و چه نه، با سانسور شدید کنترل می‌کند. این رویه البته در مناطق آزاد برقرار نیست. در این مناطق فعالیت‌های فرهنگی بیشتر صرف بازسازی اجتماعی و فرهنگی و امیدبخشی به انسان‌هایی می‌شود که اگر همه چیزشان از دست نرفته باشد، خسارت زیادی دیده‌اند.

در مارس 2011، نافرمانی در حوزه عمومی بود که انقلاب را به درعا، شهری در جنوب سوریه، آورد (جوانان شهر، برانگیخته از حوادث تونس، مصر، لیبی و یمن دیوارهای شهر را به شعارهایی منقش کردند که می‌گفت:‌ “نوبت بشار اسد”)‌. طی شش ماه، اعتراض در قالب نمایش، موسیقی، پرفورمنس، نورپردازی، ساخت شعار و حتی اکت‌های نمایشی، امید فراوان و خلاقیت بی‌سابقه خیابان‌ها را فراگرفت. در همین حال سرکوب توسط رژیم خشونت‌بارتر شد: تیراندازی و بازداشت مردم، شکنجه –آن هم نه فقط شکنجه بزرگسالان بلکه شکنجه کودکان- و سرآخر بمباران شهرها. نخستین امواج خشونت موجب بی‌خانمانی 2.5 میلیون نفر شد –بزرگترین در نوع خود از ابتدای قرن بیستم- بی‌احتساب شمار مردگان و مفقودان.

بیشتر آوارگان –نزدیک 2 میلیون نفر- به کشورهای همسایه رفتند، به اردن و عراق و ترکیه و البته بیشتر از همه به لبنان. چند هزارنفر به اروپا پناه بردند: سوئد، آلمان و بلغارستان. پانصد نفر به فرانسه و کمی بیش از صد نفر به ایالات متحده. در سه سال گذشته بیشتر تولیدات سوریه در دیار آوارگی و تبعیدی ناخواسته صورت گرفته است.

3

امروزه می‌توان گرایش‌های عمومی تئاتر سوریه را چنین دسته‌بندی کرد:‌

– رپرتوار تئاتر ملی، وابسته به وزارت فرهنگ سوریه که کارکردش تلقین توهم ثبات است. در سه سال گذشته تئاتر ملی 69 اجرا، 39 نمایش برای کودکان و 6 رخداد بزرگ فرهنگی ثبت کرده است که برای کشوری در جنگ بسیار زیاد است.

– فعالیت‌ها و نمایش‌های انجمن عالی هنرهای دراماتیک دمشق که با وجود جنگ و دشواری دسترسی، به دلیل وجود ایست بازرسی‌های متعدد، هنوز کلاس‌هایش برپا است و شمار دانشجوهایش نیز کاهش نیافته است. این مرکز یکی از معدود فضاهای خلاقه باقی مانده است که توانسته از کنترل مطلق رژیم جان به در برد.

– کمپانی‌های مستقل نظیر “لابراتور تئاتر دمشق” که به ریاست اوسامه غانم از مدرسان انجمن عالی هنرهای دراماتیک دمشق اداره می‌شود. این کمپانی‌ها که اعضایشان در دمشق باقی مانده‌اند حامی خیزش مردمی هستند اما از ابراز این موضع در تولیدات خود ناتوانند. بر متون نویسندگان اروپایی آمریکایی کار می‌کنند یا متن خود را می‌نویسند به شرطی که مستقیما ربط و اشاره‌ای به حوادث سوریه نداشته باشد. این کمپانی‌ها بودجه­های دولتی را تحریم کرده‌اند، گرچه به زیرساخت (به سالن تئاتر، تجهیزات فنی و غیره) و دریافت مجوز نمایش نیازمندند. این دسته عموما از سوی ان.جی.اوهای بین­المللی حمایت می‌شوند. البته این حمایت‌ها پنهانی صورت می‌گیرد، چرا که دریافت این کمک‌ها از خارج از مرزهای سوریه بسیار دشوار است و شک رژیم را برمی‌انگیزاند.

ماری الیاس،‌ منتقد، استاد دانشگاه و مترجم تئاتر سوریه و یکی از نویسندگان تنها دائره‌المعارف تئاتر عرب، در تلاش برای بقای فعالیت‌های تئاتری درون کشور، انجمنی در بیروت دائر کرده است که “شهروندان، نویسندگان”‌ نام دارد و از طریق تامین بودجه‌های کوچک، سازمان‌دهی کارگروه­های نویسندگی در سوریه و لبنان، و نیز فراهم‌آوردن فرصت توزیع آثار در خارج از کشور از تئاتر محلی حمایت می‌کند. این انجمن را “ تاماسی پروگرام”، مجلس بریتانیا و “اتجاحات” ( انجمنی سوری که از بیروت هدایت می‌شود) حمایت می‌کنند. ماری الیاس در ده سال گذشته پشت توسعه تئاتر اینتراکتیو در سوریه نیز ایستاده است. تئاتر اینتراکتیو در اماکن ویران شده و اردوگاه آوارگان در کشورهای همسایه سوریه نقشی اساسی داشته است.

این مطلب با اشاره به نمایش “خیمه ما” آغاز شد که با اجرای گروه تئاتر المرج در اردوگاه شتیلا در بیروت روی صحنه رفت. خیمه ما، که اثری است در حیطه تئاتر اینتراکتیو، ثابت می‌کند که این‌گونه تئاتر می‌تواند ابزاری برای آموزش، آگاهی بخشی و تامل باشد.

4

این اجرا در اصل برگرفته از کار نویسنده و کارگردان برزیلی، آگوستو بوال است و منطبق با پس‌زمینه سوری بازنویسی شده است. ماری الیاس این کار را با همکاری همکاران اروپایی و سوری برگزار کرده است و در معرفی این کار هدف اولیه را پیوند آن با فقیرترین مناطق و مدارس شهری عنوان کرده است. این هدف با مشورت وزارت آموزش و پرورش سوریه محقق شد.

امروز در میان کسانی که به تئاتر مشغولند، هستند کسانی که برای استفاده از این روش آموزش دیده‌اند. این افراد با نجات‌یافتگان، پناهندگان و مردم آواره کار می‌کنند و همچنین با کسانی که زیر کنترل گروه‌های تندرو افتاده‌اند؛ امید می‌دهند یا ارزش‌های راستین انقلاب را گوشزد می‌کنند و این روش‌ها را به مردم بومی یاد می‌دهند،گاهی استعدادی جدید کشف می‌کنند و به آنان راهی نشان می‌دهند تا خود را خارج از دور باطل خشونت بازیابند. اینجاست که تئاتر و کنش بشردوستانه به خاطر پاسخ به نیاز عاجل تاریخ و به خاطر تلاش برای محدود کردن اندازه فاجعه، عمیقا به هم پیوند می‌خورند. هنرمندان این عرصه جماعت را تشویق می‌کنند تا خود را با درام و قصه‌گویی بار دیگر بسازند.

و اما تئاتر حرفه‌ای سوریه در تبعید؛ این تئاتر آزادانه “تاریخ – درام” را در برابر دیدگان می‌گذارد. این کار شیوه‌ای نوین از تئاتر مستند است که نه تنها اخبار را بازگو می‌کند بلکه تغییرات اخلاقی و فرهنگی که همپای دگرگونی‌های منطقه رخ می‌دهد را نیز باز می‌نمایاند. کاری با استفاده از متن، تصویر، ویدئو، صدا و استفاده از زبانی مشابه با زبان روزمره یا بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی. این کاری است که به ویژه محمد العطار انجام می‌دهد، نمایشنامه‌نویسی که دو سالی می‌شود ساکن بیروت است و نامش اکنون در عرصه بین‌المللی هنر معاصر شناخته شده است. العطار عمیقا درگیر پروژه‌های هنری متمرکز بر کنش بشردوستانه است، او تئاترنویسی‌ست که قویا در تاریخ مدرن سوریه ریشه دارد. هرچند دریافت او از این تاریخ، پس از 2011 تغییر کرده است.

به هر حال، کار معاصر هنرمندان عرب، علی‌الخصوص هنرمندان سوری امروزه در سطح جهانی جالب توجه است. چنان که حضور جدی‌اش در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها این را اذعان می‌کند و در تظاهرات فرهنگی و ترجمه از عربی و به عربی مشهود است. این تغییر جایگاه در نقشه جهانی تنها منحصر به تئاتر نیست. برای نمونه جشنواره فیلم ساندنس در یوتای آمریکا در سال 2014 از یک فیلم مستند سوری تقدیر کرده است. جایزه برتر هیئت داوران برای بهترین فیلم مستند سینمای جهان به فیلم “بازگشت به حمص” اثر طلال درکی اهدا شد. جایزه هیئت داوران برای بهترین فیلم مستند کوتاه نیز به فیلم “خدای خدایان” اهدا شد. به این جوایز سوای از ارزیابی ارزش هنری این دو فیلم، باید به چشم بیانیه‌ای سیاسی نگریسته شود.

می‌خواهم با طرح یک سوال به نتیجه‌گیری برسم. سوالی که سال 2011 دبیر یکی از جشنواره‌های بنیاد تئاتر جوان عرب مطرح کرد:‌ شیوه‌های بازنمایی معاصر به چه راهی مفاهیم هنری و مدنی که به دوره فترت کنونی مربوط است را بسط می‌دهد؟ من از شما دعوت می‌کنم حتی معنای “معاصر” را به پرسش بگذارید.

 

*یومانا الیسیری ((Jumana Al-Yasiri پژوهشگر مستقل و دارای کارشناسی ارشد مطالعات تئاتر از انجمن عالی تناتر سوریه و دکترای ادبیات تطبیقی از دانشگاه 8 پاریس است.  او در حال حاضر در پاریس سکونت دارد و درباره مسائل فرهنگی و هنری معاصر خاورمیانه مینویسد و سخنرانی میکند. متن حاضر، ترجمه متن یکی از سخنرانیهای الیسیری درباره تئاتر سوریه است.

 

 

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.