نمایش > گفت‌و‌گو

اجرای مبارزه مدنی در فلسطین

1

اجرای مبارزه مدنی در فلسطینReviewed by رها عسگری زاده on Aug 19Rating:

گفت‌و‌گو با بن ریور درباره تئاتر پلی بک و اتوبوس آزادی

 

اتوبوسِ آزادی یک نوآوری در تئاتر در راه آزادی و فرم پلی بک است؛ که با استفاده از تئاتر اینتراکتیو وفعالیت مدنی که قول خودشانسعی در  «شهادت دادن،  افزایش آگاهی ، ایجاد اتحاد در سراسر سرزمین اشغالی فلسطین و فراتر از آن»   دارد . سال گذشته هنرمندان فلسطینی و متحدان آنها از سراسر دنیا در توری ۹ روزه برای همبستگی،  که توسط ۱۱ گروه در کرانه باختری برگزار شده بود ،شرکت کردند. قبل‌تر از آن آنها توری در اردن و مصر برگزار کردند و با اجرای داستان‌هایی از قیام‌های سوریه و مصر با جوامع محلی ارتباط گرفتند. مصاحبه پیش رو در یکی از آخر هفته‌هایی که اعضای  گروه اتوبوس آزادی برای اجرای نه روزه در فلسطین تمرین می‌کردند گرفته شده است. من و الین نیکولسن، دانشجوی دکترایی که پایان نامه‌اش را در رابطه با تئاتر معاصر فلسطین می‌نویسد در تمرین این گروه حاضر شدیم و با  یکی از اعضای گروه درباره تجربه‌اش درباره کار در جوامع این منطقه مصاحبه کردیم. «بن ریور»کارگردان گروه اتوبوس آزادی ، درباره سواری آزادی، تور آنها در اردن و مصر ، ارتباط میان گروه‌های مختلف محلی، داستان­ها، مقاومت سیاسی و جایگاه امروزه تئاتر در فلسطین و خاورمیانه می­گوید.

1

 

می‌توانید کمی درباره تاریخ تئاتر پلی بک و نقش آن در جنبش مقاومت فرهنگی در فلسطین برایمان بگویید؟

به زبان ساده تئاتر پلی بک فرمی از تئاتر بداهه و مشارکتی است که در آن از تماشاگران دعوت می‌شود تا داستانی واقعی از زندگی خود برای دیگران تعریف کنند. گروهی متشکل از بازیگران و نوازندگان به داستان گوش می‌دهند و پس از اتمام آن بلافاصله به صورت تئاتر بداهه آن را اجرا می‌کنند. تئاتر پلی بک در سال ۱۹۷۵ توسط جاناتان فاکس و همکارش، جو سالاس ،که عضوی از گروه تئاتر هادسون ریور بود، شکل گرفت. فاکس و سالاس از همان ابتدا، متعهد شدند تا پلی بک را برای انعکاس و تقویت کردن صدای گروه‌های به حاشیه رانده شده استفاده کنند. گروه ما به تمام مناطق کرانه باختری سفر می‌کند، به داستان‌های مختلف کسانی که تحت اشغال زندگی کرده‌اند گوش می‌دهد و آنها را اجرا می‌کند. این اولین بار است که تئاتر پلی بک در فلسطین استفاده شده و گروه «اتوبوس آزادی» اولین گروه تئاتر پلی بک در میان کشورهای عربی است. به نظر می‌آید این فرم یکی از مهمترین نیازهای جامعه فلسطین را، که غالبا درباره آن نیاز شنیده می‌شود، پوشش می‌دهد. فلسطینی‌ها خواستار کمک‌های بشردوستانه و یا یک بلیط به خارج از فلسطین نیستند. بلکه می‌گویند: «داستان مرا بشنو و آن را به گوش جهانیان برسان!» این یکی از خواسته‌های عمومی آنهاست و تئاتر پلی بک ، فرم کاملی‌ست که می‌تواند به این خواسته تحقق بخشد. هم‌چنان این فرم بسیار اقتصادی و کارآمدتر از فرم‌های دیگر هنری‌ست که هدف مشترکی را دنبال می‌کنند زیرا ما نیازی به صحنه ویژه و آماده‌سازی نداریم.

2

چه چیزی الهام‌بخش شما شد که اقدام به راه اندازی اتوبوس آزادی کردید،‌گروهی که به طور خاص یک گروه پلی بک سیار است ؟

ایده آن در دسامبر 2011 مطرح شد. زمانی که یک گروه از فعالان فلسطینی طی یک نافرمانی مدنی، در کرانه باختری ،سوار اتوبوس‌هایی که فقط برای یهودیان است شدند و دستگیر شدند. این رخداد که پخش زنده داشت، توجه بین­المللی زیادی به دست آورد. آنها از سواران آزادی جنبش حقوق مدنی در امریکا الهام گرفته بودند. ایده اتوبوس آزادی از حرکت آنها و حرکت تاریخی سواران آزادی در امریکای جنوبی و  استرالیا در سالهای ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ الهام گرفته شد. سواران آزادی معمولا دو منظور را دنبال می‌کردند: اول اینکه مشارکت‌کنندگان را در نافرمانی مدنی علیه قوانین نژادپرستانه درگیر کنند و دوم این که آدم‌های غیر محلی را به مناطقی که مردمی با ساختار نژادپرستانه زندگی می‌کنند ببرند و به آنها این فرصت را بدهند تا واقعیت را بر روی زمین ببینند. ایده سواران آزادی فلسطینی که در نوامبر رخ داد هدف اول بود، در حالی که هدف اتوبوس آزادی منظور دوم است، که آوردن جوامع بین‌المللی و باقی فلسطینیان به جوامع سراسر کرانه باختری است تا از اعضای این جوامع در مورد واقعیت زندگی آنها یاد بگیرند. نه تنها نکات منفی فشار زندگی در سرزمین اشغال شده، بلکه درباره سرعت این جوامع در بهبود و پیدا کردن راه‌هایی که آنها در مبارزه مردمی به کار می‌گیرند. قصد دیگر ما این است که تا جایی که امکان دارد روایت‌های فلسطینیان را جمع­آوری و پخش کنیم. روایت فلسطینی‌هایی که در کرانه باختری، غزه، ‌مناطق فلسطین / اسراییل زندگی می‌کنند.

 

3

و اتوبوس آزادی به کجاها سفر کرد؟

۹منطقه در کرانه باختری که ما طی سواری ۹ روزه، به آنجا رفته و اجرا داشتیم. هم چنان ما برنامه‌هایی با تمرکز بر روی موضوعات خاص داشتیم. یکی از اجراها با موضوع زندانیان سیاسی  بود که در آن زندانیان سابق سیاسی و خانواده‌های زندانیان سیاسی فعلی داستان‌هایشان را به اشتراک گذاشتند. برنامه دیگر با تکیه بر تاریخچه مبارزات مردمی بود و ما از مردم دعوت کردیم که داستان‌هایی درباره تحریم‌های تاریخی و اعتصاب‌های عمومی و اعتراضات خلاقانه که در زمان اولین انتفاضه شکل گرفته را تعریف کنند. هم‌چنان چند کنسرت و تئاتر خیابانی هم بود. به علاوه ما یک تئاتر پلی بک با غزه توسط ویدیو کنفرانس داشتیم.

آیا احساس می‌کنید با حرکت کردن در کرانه باختری به ترویج داستان‌های فلسطینیان و تشویق فلسطینیان مناطق و محله‌های مختلف، به یکپارچگی آنها کمک می‌کنید؟ 

هدف ما همین است اما می‌دانی ما واقعا تازه ابتدای راهیم. ما تازه کار را شروع کرده‌ایم. اما به طور قطع این یکی از هدف‌های ماست. ارتباط دادن روستاها، شهرها، کمپ‌های پناهندگان و  اردوگاه‌ها یکی پس از دیگری، این اتفاق در اتوبوس آزادی خواهد افتاد. جایی که فلسطینیان با اتوبوس سفر خواهند کرد. تا امروز واقعا این اتفاق نیفتاده ، برای این که ما به مناطق مختلف می‌رویم و در همان‌جا برنامه را اجرا می‌کنیم اما هنوز افراد یک منطقه را به منطقه دیگری نبرده‌ایم. قدم ابتدایی ارتباط‌گیری در میان بازیگران و نوازندگان اتفاق افتاده است ( همه آنها فلسطینی هستند) زیرا برای آنها ملاقات با مردم در نواحی مختلف کرانه باختری و دانستن داستان‌های آنها تجربه جدیدی است. اما چیزی که ما امیدواریم بتوانیم انجام دهیم – رویای ما – در این پروژه، گردآوری هنرمندان هیپ‌هاپ، شاعران و ترانه‌سرایان، موزیسین‌ها و بازیگرانی است که منابعی باشند برای روستاهایی که می‌خواهند از هنر برای مبارزه فرهنگی استفاده کنند و این می‌تواند راهی باشد که ما این ایده را با اجراهای آینده اتوبوس آزادی تبلیغ کنیم و همچنین راه دیگری باشد برای فلسطینیان تا بین مناطق جغرافیایی مختلف سفرکنند. برای مثال ما در ژانویه گذشته اجرایی داشتیم در الولجه و بعد از آن مردم از ما خواستند که برگردیم و پرفورمنسی در تظاهرات ماهیانه آنها اجرا کنیم.

5

پس آنها علیه دیوار حائل اعتراض می‌کنند؟ مانند بیل‌عین و روستاهای دیگر؟

بله. تفاوت آنجاست که فکر کنم در بیل‌عین، دیوار کامل شده است و آنها اعتراض می‌کنند تا دیوار به خط سبز برگردد. در الولجه برنامه این است که دیوار را به صورتی بسازند که روستا به طور تقریبی با آن احاطه شود و تنها راه ورود و خروج از طریق ایست‌های بازرسی باشد. در مراحل پردازش این نقشه، زمین‌های زیادی در روستا مصادره،‌ خانه‌های زیادی ویران و جوانان زیادی زندانی شده‌اند.

این موضوع تا به امروز باعث ایجاد  تراژدی بزرگی در این منطقه شده است و زمانی که این دیوار کامل شود مرگ این روستا حتمی است. آنها به طور منظم تظاهرات و اعتراضاتی به ساخت این دیوار داشته‌اند و ما دعوت شده بودیم که در یکی از این تجمعات اجرا داشته باشیم. تجمع در بالای یکی از تپه‌ها، کنار محلی که دیوار قرار است بنا شود برگزار شد. این قطعه زمین که ما در آن اجرا داشتیم، با وجودی که نسل‌های زیادی از مردم این روستا روی این زمین‌ها کشاورزی کرده‌اند، اسراییل این تکه زمین را بخشی از پارک ملی اسراییل اعلام کرده است. به محضی که این دیوار ساخته شود مردم روستا هیچ دسترسی به این زمین‌ها نخواهند داشت.

ما در میان درختان زیتون در این تکه زمین اجرا داشتیم. بالای آن تپه‌ی بسیار بسیار زیبا خانه‌ای بود که قرار بود ویران شود، اما پس از تجمع‌ها و فعالیت‌های دیگر از ویرانی نجات پیدا کرده بود و به جای آن معمار این دیوار تصمیم گرفته بود یک دیواری از سیم خاردارهای الکترونیکی ۴ متری دور خانه بسازد و تنها راه ارتباط با روستا برای ساکنان آن خانه عبور از تونلی که از زیر دیواری که خانه‌ی آنها را احاطه کرده خواهد بود. و این تونل ۵ میلیون شِکِل ( پول رایج اسراییل ) خرج برخواهد داشت.کاملا بیهوده !

این منطقه‌ای که ما در آن اجرا داشتیم عهده‌دار خیلی چیزهاست. می‌دانی؟ به خاطر همه‌ی این چیزها: این واقعیت که این زمین بخشی از پارک ملی اسراییل خواهد شد، تو این خانه و این خانواده را می‌بینی که قرار است بین سیم خاردارهای الکتریکی زندانی شوند و همه اینها دقیقا کنار منطقه‌ای است که دیوار قرار است ساخته شود.

7

دویست نفر در اجرای ما شرکت کردند. تعداد زیادی شرکت‌کننده بین‌المللی و فلسطینی‌هایی که از مناطق مختلف کرانه باختری و همچنین از داخل اسراییل / فلسطین آمده بودند. ارتش اسراییل هم تصمیم گرفت به برنامه ملحق شود! آنها در روستا مستقر شدند تا مانع پیوستن باقی کسانی که می‌خواستند به تجمع بیایند بشوند. تعداد بیشتری از مردم می‌خواستند بیایند اما نتوانستند. ارتش این سد را ایجاد کرد، دسته‌ای از سربازان با اسلحه‌هایشان و با تمام ابزار کنترلی که همیشه استفاده می‌کنند: بمب‌های صوتی، گاز اشک‌آور، اسلحه‌های ام ۶، می‌دانی… همه‌ی ابزارها!‌ همه‌ی این چیزها علیه یک گروه بازیگر و نوازنده و تعدادی تماشاگر غیر مسلح. اگر به صفحه وب‌سایت اتوبوس آزادی بروی یک ویدیو کلیپ کوتاهی آنجا هست که تو می‌توانی ارتش، تماشاگران و بازیگران را ببینی. واقعا برنامه تاثیرگذاری بود. اولین کسی که صحبت کرد پسر ده ساله همان خانواده‌ای بود که قرار بود با سیم خاردارهای برق‌دار محاصره شود.

و چه چیزی گفت؟

او گفت: «وقتی به این دریای چهره‌ها نگاه می‌کنم، احساس تعلق و وابستگی را حس می‌کنم». می‌دانی حرف بسیار زیبایی بود. انگار او احساس شادی و رضایتی داشت از این که می‌دید این مردم آمده‌اند که کنار او و خانواده و جامعه‌اش بایستند. بعد­تر پدرش صحبت کرد. او گفت در این اجرا (پرفورمنس) او راه تازه‌ای را برای مقاومت در موسیقی و نمایش پیدا کرده است. همچنین او اضافه کرد: «در این لحظه من احساس آزادی می‌کنم» . مقابل منظره‌ای از ارتش تا دندان مسلح حاضر در صحنه! و برای من این صحبت به معنی قدرت هنر و همبستگی جنبشی بود برای دادن امید دوباره به مردمی که مبارزه می‌کنند. نکته‌ای که در این داستان بود این است که ما چطور می‌توانیم کمک کنیم به شکستن این از هم گسیختگی در فلسطین و مردم بخش‌های مختلف فلسطین را گرد هم بیاوریم. زیرا در آن برنامه فلسطینی‌های بسیاری از بخش‌های مختلف حضور داشتند.

4

شگفت‌انگیز است ! ما کنجکاویم بدانیم آیا شما این مراحل تکرارِ دوباره‌ی دشواری‌های آنها یا تعریف قصه‌های تروماتیک را بخشی از مراحل درمانی این جامعه می‌دانید؟

ما تئاتر پلی بک را یک تئاتر روانکاوانه معرفی نمی‌کنیم اما بسیاری از افراد جامعه در مورد مراحل طبیعی درمانی از تجربه‌هایشان در زندگی‌شان حرف می‌زنند. به طور مثال سال گذشته ما پرفورمنسی با موضوع زندانیان سیاسی  در جنین داشتیم. مردی بود که داستانش را برایمان تعریف کرد. او به مدت سه سال زندانی شده بود و تحت انواع شکنجه‌های روانی قرار گرفته بود. او تعریف کرد که چطور مسئولان زندان تلاش کرده بودند او را قانع کنند که کل خانواده او کشته شده‌اند. آنها عکس‌هایی از مراسم تشییع جنازه شهدا به او نشان داده بودند. یا یک بار به او گفته بودند که او آلوده به یک بیماری کشنده شده و او را در یک سلول ویژه نگهداری کرده بودند. زمانی که مسئولان زندان به سلولش می‌آمدند همه ماسک به صورت می‌زدند و به او چیزی تزریق می‌کردند که می‌گفتند داروست. این‌ها بعضی از راه‌هایی بود که آنها سعی کردند از طریق آن او را بشکنند و وادار به اعتراف کنند. وقتی به آن اجرا آمده بود ۴ سال بود که از زندان آزاد شده بود اما گفت حتی یک روز هم نیست که با خاطره‌های زندان از خواب بیدار نشود. یک روز بعد از اجرای تئاتر من با او صحبت کردم. از او پرسیدم برای چه او این داستان را برای تعریف کردن انتخاب کرده زیرا من می‌دانم که در جامعه فلسطینی صحبت کردن یک مرد از شکنجه‌هایی که در زندان شده یک تابو است. او گفت من دو دلیل داشتم. او می‌خواست مردمش را آموزش دهد که اگر روزی یکی از آنها بازداشت و یا زندانی یا شکنجه شد این اطلاعات را داشته باشد. بدین طریق آنها خود را به صورت روانی برای احتمال هرگونه شکنجه‌ای آماده می‌کنند. همچنین او اضافه کرد بخشی از امید او برای تعریف کردن این داستان این بود که کمی از باری که بر دوش می‌کشد کم شود. در واقع او گفت بعد از آن که داستانش را تعریف کرده و اجرای بازیگران را دیده است برای اولین بار بعد از ۴ سال احساس رهایی کرده است. علی‌الخصوص با روایت زجرهایش و دیدن آنها با فاصله‌ای که به عنوان روایت‌گر از خودش گرفته بود.

3 (1)

اتوبوس آزادی به اردن و مصر سفر کرد تا داستان‌هایی از قیام‌های سوریه و مصر و بهار عربی اجرا کند. می‌توانی به ما بگویی چه اتفاق‌هایی در آن سفر افتاد و کار کردن به عنوان یک گروه فلسطینی چطور بود؟

بله … خوب  تمرکز اصلی ما در اتوبوس آزادی واقعا بالابردن آگاهی درباره زندگی تحت اشغال در کرانه باختری است، اما ما در ماه ژانویه به اردن رفتیم تا یک ورکشاپ ۴ روزه پلی بک برگزار کنیم. همچنین ما اجرایی داشتیم به نام “قصه‌هایی از بهار عربی”. این برنامه را در عمان اجرا کردیم.در این اجرا تماشاگران داستان‌هایی از تجربه‌های شخصی‌شان در یک سال گذشته را روایت کردند. یک نفر بعد از اجرا ما را دعوت کرد که به مصر برویم تا در گردهمایی فعالان فرهنگی و محققان که در اسکندریه برگزار می‌شد شرکت کنیم. ما این دعوت را پذیرفتیم و چون به هرحال داشتیم آن مسیر را می‌رفتیم پیشاپیش یک هفته اجرا در قاهره را برنامه‌ریزی کردیم. زمانی که آنجا بودیم ۴ اجرا داشتیم که هرکدام بر یکی از جنبه‌های انقلاب تمرکز داشت. اولین اجرا “اعتصاب کارگری و انقلاب” نام داشت و ما بر روی نقش جنبش کارگری در مقدمه چینی (آماده‌سازی) انقلاب تمرکز داشتیم. اجرای دوم در مورد زندانیان و شهدای انقلاب بود. همان‌طور که می‌دانید افراد زیادی در طی قیام هجده روزه کشته شدند، اما بعد از انقلاب آنها هم‌چنان به خشونت‌ورزیدن و زندانی کردن بسیاری از فعالان سیاسی ادامه دادند. برای همین ما این تم را برای اجرای دوم انتخاب کردیم.اجرای سوم درباره نقش هنرمندان در انقلاب بود. پرفورمنس آخر در میدان تحریر در چادر انقلاب سوریه برگزار شد، جایی که ما داستان‌هایی از پناهندگان سوری که فرار کرده بودند شنیدیم. مغزت را منفجر می‌کرد. بسیار قدرتمند بود. می‌دانی، چادر از مردم پر شده بود، حدود ۲۰۰ نفر آنجا بودند. جمعیت در چادر جا نمی‌شدند. و می‌دانی اینها کسانی هستند که فرار کرده‌اند، لعنتی… آنها اتفاقات وحشتناکی از سر گذرانده‌اند و می‌خواستند روایت‌هایی را بگویند که زندگی آنها را از هم پاشیده بود. انرژی جمعیت پرفورمنس را به سمتی برد که ما انتظار نداشتیم. برای مثال یک مرد داستانش را برایمان تعریف کرد و بعد میکروفون را گرفته و شعری را از برخواند، سپس او مقابل تماشاگران ایستاد و شروع به آواز خواندن کرد و ناگهان کل جمعیت با او همصدا شدند. و یا زمان دیگری، پرسشگر داشت از مردی میان تماشگران سوال می‌پرسید که او ناگهان شروع به سرود خواندن کرد و دوباره تمام جمعیت با او شروع به خواندن کردند و در آخر- ما این نوازندگان باورنکردنی را همراهمان داشتیم که با ما می نواختند- ، آنها به نواختن ادامه دادند و تمام این مردم به صحنه جاری شدند و شروع به رقصیدن با هم کردند و یک پسربچه از شانه‌های پدرش بالا رفت و شروع به آواز­خواندن کرد و من در آن لحظه متوجه شدم تمام کاری که ما انجام دادیم ایجاد کردن فضایی برای این جمع بود تا دورهم جمع شوند، و از هویت خود به عنوان نجات‌یافته و مبارز دفاع کنند و آنها از این فرم باطنی که به عنوان انسان از لحظات آغازی تمدن به کار گرفته شده استفاده کردند: آواز و سرود و رقص، به عنوان راهی برای اثبات مقاومت در برابر مرگ.

 

http://wordswithoutborders.org/dispatches/article/the-freedom-bus-an-interview-with-ben-rivers-of-the-freedom-theatre#ixzz38TVgKAuo

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.