سینما > مقاله

پدران هالیوود که بودند؟ از کجا آمده بودند و چه می‌خواستند؟

از راست: بنیانگذاران هالیوود: هری کوهن، ویلیام فوکس، لوییس ب. مِه‌یر، کارل لامِل، آدُلف زوکِر

از راست: بنیانگذاران هالیوود: هری کوهن، ویلیام فوکس، لوییس ب. مِه‌یر، کارل لامِل، آدُلف زوکِر

پدران هالیوود که بودند؟ از کجا آمده بودند و چه می‌خواستند؟Reviewed by علی عامری on May 18Rating:

مهاجران روسی – یهودی از اِشتِتل‌ها[1] و گِتوها به هالیوود آمدند…. و تصمیم گرفتند در این مکان جادویی که  هیچ ارتباطی با واقعیت‌های پیشین زندگی آن‌ها یا هیچ کس دیگر نداشت، ایدة اشرافیت اروپاي شرقی خود را بپرورند…. رویای آمریکایی، اختراعی یهودی است.

جیل رابینسن

آن‌ها [یهودیان هالیوود] نه فقط به رویای آمریکایی اعتقاد داشتند، بلکه هنگامی که آن را در حال شکست دیدند، با وجود نوميدي توانستند شواهدي براي زنده بودن اين رويا … و وجود آن بسازند. 

هایکرَفت، فیلمنامه‌نویس

این نوشته، مقدمة کتاب پرفروش امپراطوری شخصی: چگونه یهودیان هالیوود را اختراع کردند[1] نوشتة نیل گَبلِر است. این اثر به سرگذشت گروه کوچکی از یهودیان مهاجر به آمریکا می‌پردازد که فن‌آوری نوین تصاویر متحرک را به تأثیر گذارترین فرم هنری قرن بیستم تبدیل ساختند.

 این کتاب همچون خود هالیوود با تناقض شروع می‌شود. این تناقض همان چیزی است که ویل هِیز، رئیس شرکت اصلی تهیه‌کنندگان و توزیع‌کنندگان فیلم آمریکا آن را «مظهر چیزی که به معنای آمریکا است» نامید. این صنعت به وسیلة یهودیان اروپای شرقی ایجاد و بیش از سی سال اداره شد، یهودیانی که خود به هيچ وجه مظهر آمریکا نبودند. « نظام استودیویی» بسیار پرطرفدار که در دوران اوج سینما فیلم‌های بسیار فراوانی پدید آورد، به وسیلة نسل دوم یهودیان مهاجر مدیریت می‌شد. بسیاری از آنان خود را مردانی در حاشیة جامعه می‌دانستند و سعی داشتند وارد جریان اصلی جامعة آمریکایی شوند. نمایش‌دهندگان یهودی، سالن‌های فیلم مخصوص نوجوانان را تبدیل به کاخ‌های سینمایی جوانان ساختند و هنگامی که فیلم‌های ناطق بر صنعت سینما حاکم شدند، لشکری از نویسندگان یهودی که عمدتاً از شرق آمده بودند، به هالیوود هجوم آوردند. قدرتمندترین آژانس‌های استعدادیابی توسط یهودیان اداره می‌شد. وکلای یهودی بخش عمدة نقل و انتقالات این تجارت را انجام می‌دادند و دکترهای یهودی به بیماران این صنعت رسیدگی می‌کردند. مهم‌تر از هر چیز، تهیه‌کنندگان این فیلم‌ها یهودیان بودند. بر اساس مطالعه‌ای که در 1936 انجام شد از 85 دست‌اندرکار اصلی تولید فیلم، 53 نفر یهودی بودند و علاوه بر کمیت، از نظر وجهة آثار تولیدی‌ در مرتبة بالایی قرار داشتند. تمام این‌ها باعث شد تا ف. اسکات فیتزجرالد هالیوود را «تعطیلات یهودی، تراژدی غيريهودي» بداند.

استودیوهای هالیوود در 1912

استودیوهای هالیوود در 1912

به هر حال مسلماً تراژدی واقعی خودِ یهودیان بودند. سیطرة آن‌ها باعث شد تا در دهة 1910 و اوایل دهة 1920 پی در پی امواجی از سامی‌ستیزیِ مسیحیان به سوی آن‌ها روانه شود، مسیحیانی که خواستار «رهايي» سینما از «چنگال شیطان و پانصد یهودی غیرمسیحی» بودند. در دهة 1940 نوبت شكارچيان سرخ‌ها (رد بِیتِرز) رسید که یهودیت را نسخه‌ای دیگر از کمونیسم و فیلم‌های ساختة یهودیان را شکل پيشرفته‌تري از تبليغات كمونيستي قلمداد می‌کردند. بخش دیگری از این لعن و نفرین‌های ضد سامی به این علت بود که یهودیان عامدانه یا از سر بی‌توجهی از فیلم‌ها برای کمرنگ ساختن ارزش‌های سنتی آمریکایی استفاده می کردند. چنان که یکی از این مخالفان می‌گوید: «صرفاً به این خاطر که آن‌ها [یهودیان هالیوود] خارج از قلمروی اخلاقی فرهنگ آمریکایی عمل مي‌كنند و مدام دسته گل به آب می‌دهند، لازم است که گاهی مبارزاتی دوره‌ای به سبک لژیون شرافت (یک گروه اصلاح‌طلب کاتولیک) علیه آنان انجام شود و به راه‌شان بیاورند.» یهودیان که در برابر این حملات جا خالی می‌دادند، تبدیل به اشباح تاریخ سینمایی شدند که خود پدید آورده بودند. آنان هاليوود را تصاحب کرده بودند، ولی هرگز نمی‌توانستند در آن جا خوش کنند.

کارل لامل در 1910

کارل لامل در 1910

نكته ترحم‌آورتر این بود که گرچه یهودیان هالیوود به دلیل توطئه علیه ارزش‌های سنتی آمریکایی و ساختار قدرتی که آنان را حفظ کرده بود، با حملة متعصبان نادان‌ مواجه شدند، نومیدانه سعی کردند تا این ارزش‌ها را بپذیرند و وارد ساختار قدرت شوند. از همه مهم‌تر آنان می‌خواستند که آمریکایی و نه یهودی شمرده شوند. آن‌ها می‌خواستند خود را در قالب افرادی جدید بازآفرینی کنند. یهودیان صنعت سینما مشغول به کاری شدند که به قول ایسایا برلین «تحسین فراوان یا در واقع ستایش فراوان» از اکثریت بود. به علاوه برلین گاهی با رنجش می‌گوید که آن‌ها به قول او «واقعیت‌ها را به نحو تشويش‌برانگيزي مخدوش ساخته‌اند.» پس هالیوود تبدیل به وسیله و محصول تحریفات آنان شد.

یهودیان آمریکایی حداقل آن نسلی که صنعت فیلم را ساختند، گروهی بسیار یک‌دست بودند و و در دوران کودکی، تجربیات بسیار مشابهی را از سر گذرانده بودند. مسن‌ترین آن‌ها، کارل لامل در 1867 در لوپهايم، دهکده‌ای کوچک در جنوب غربی آلمان به دنیا آمد. تازه سیزده ساله شده بود كه مادر عزیزش درگذشت و او پدر خود را که دلال زمین و مردی فقیر بود مجاب کرد تا وی را به آمریکا بفرستد و بخت خود را در آن جا بجوید. لامل بالاخره شرکت یونیورسال پیکچرز را تأسیس کرد.

آدُلف زوکر (راست) و گری کوپر

آدُلف زوکر (راست) و گری کوپر

آدُلف زوکر در دهکدة مجاری کوچکی در منطقة توکای به دنیا آمد. وقتی آدُلف کودکی بیش نبود پدرش و چند سال بعد مادرش از دنیا رفتند. آدُلف را نزد عمویش فرستادند که عالِم مذهبی یهودی، جدي و خشکی بود. زوکر که تنها و مستقل بود و كسي به او علاقه‌اي نداشت مانند لامِل تصمیم گرفت که به آمریکا برود و زندگی تازه‌ای را شروع کند. او بعداً شرکت پارامونت پیکچرز را تأسیس کرد.

ویلیام فوکس یکی دیگر از مهاجران مجاری بود. البته والدین او هم به آمریکا مهاجرت کردند اما پدرش مردی تنبل و بی‌مسئولیت بود. (شاید اگر ویلیام در مراسم تشییع جنازة پدرش حاضر می‌شد بر کفن او تف می‌کرد) و پسر به اجبار کاسبی خرده‌پا شد که دوره‌گردی می‌کرد و نوشیدنی سودا و ساندویچ می فروخت. او تجربیات خود را در تأسیس شرکت فوکس به کار گرفت.

ویلیام فوکس

ویلیام فوکس

لوئیس ب. مه‌یر گفته است که فراموش کرده دقیقاٌ در کجای روسیه و چه زمانی متولد شده است. (وی بعداً تاریخ تولد خود را چهارم ژوئیه، روز استقلال آمریکا تنظیم کرد.) او همراه با والدینش به کانادا رفت اما در سن نوجوانی علیه سلطة پدرش شورید، عازم بوستن شد و تصمیم گرفت که کسب و کار خود را به راه بیندازد و البته بعداً رئیس بزرگترین این شرکت‌ها یعنی متروـ گلدوین‌ـ مه‌یر شد.

بنجامین وارنر همسر، پسر و دختر نوزادش را در لهستان ترک کرد و همراه با خویشاوندانش که بخت خود را در آمریکا می‌جستند، به راه افتاد. پس از دو سال کار پینه‌دوزی توانست آن‌قدر پول در بیاورد که برای خانواده‌اش بفرستد و بلافاصله بعد از آن هم درآمدش بیشتر شد. او طی سال‌ها بین شرق آمریکا و کانادا در گردش بود و پیش از آن که نهایتاً در یانگستاین اوهایو مستقر شود، با واگن دست‌فروشی می‌‌كرد. در آنجا بود که پسرانش هری، سام، آلبرت و جک تصمیم گرفتند که پول‌شان را روی هم بگذارند و یک پروژکتور شکستة نمايش فیلم بخرند. عاقبت اين كار به تأسیس شرکت برادران وارنر انجامید.

برادران وارنر از راست: جک، سام، هَری و آلبرت

برادران وارنر از راست: جک، سام، هَری و آلبرت

اما جالب‌ترین وجه شباهت یهودیان هالیوود اصل و نسب یهودی اروپای شرقی‌شان نبود. عامل اتحاد معنوی آن‌ها، نفی کامل گذشته و وفاداری کامل به کشور جدیدشان بود. چون یهودیان آمریکایی، خصوصاً آن‌هایی که در کشورهای زادگاهشان مورد تعرض قرار گرفته بودند، می‌خواستند خود را با محیط جدید تطبیق دهند، پس از هیچ کوششی مذایقه نمی‌کردند اما چیزی باعث مي‌شد تا این یهودیان جوان هالیوود با ولع و حتی به نحوی بيمارگونه آمریکا را در آغوش بکشند. چیزی باعث می‌شد تا آنان زندگی دوران پیش از اقامت در آمریکا را نفی کنند.

لوییس ب. مه‌یر (نفر دوم ایستاده از راست) سرصحنه فیلمبرداری از شیر معروف متروـ‌گلدوین‌ـ‌مه‌یر

لوییس ب. مه‌یر (نفر دوم ایستاده از راست) سرصحنه فیلمبرداری از شیر معروف متروـ‌گلدوین‌ـ‌مه‌یر

یکی از عوامل مشترک و انکارنشدنی شکست پدران آن‌ها بود. تمام آن‌ها در فقر بزرگ شده بودند. پدران همة آن‌ها جز زوکر که اصلاً پدری بالاي سر خود نديده بود، کاسبان خرده‌پا محسوب مي‌شدند و مدام از شغلی به شغل دیگر و از جایی به جای دیگر می‌رفتند. پدرانی که مهاجرت کردند، نتوانستند خود را با آمریکا تطبیق دهند. برخی ازآنان مانند یاکوب مه‌یر با پناه بردن به مذهب آرامش و ثبات یافتند. او در کنیسة جدید سینت جان در نیو برانسویک خادم شد. بر مبناي زندگی و کلام این فرزندان می‌توان استنباط کرد که چنین شکستی تأثیر ژرفی بر آنان گذاشته است. این پسران عاشقانه در مورد مادران فداکارشان سخن می‌گفتند اما در مورد پدرانشان سکوت اختیار می‌کردند یا حتی نسبت به آن‌ها خصومت داشتند. در بهترین حالت پدران را مردانی مهربان معرفی می‌کردند که این اظهارنظر از جانب کسانی که بيش از هرچيز شجاعت و عُرضه برایشان مهم بود، چندان بار ارزشی نداشت.

شاید در این جا یاد عقدة ادیپ بیفتیم، ولی مسلماً شواهد این دیدگاه را تأیید می‌کند که پسران ناراحت از شکست‌های پدران خود جنگی علیه گذشته‌شان برپا کردند، به عبارت دیگر نوعی پدرستیزی و مخالفت با هر چیزی که پدران‌شان نمایندة آن بودند به راه انداختند. گریز از سرنوشت پدران به معنای گریز از گذشته بود: ریشه‌های اروپایی، زبان و لهجه، رسوم و مذهب. گذشتة آنان دست و پایشان را می‌بست، پس تصمیم گرفتند که شیوة تازه‌ای پیش بگیرند. آنان ناچار بودند که گذشته را پاک کنند. همان طور که مه‌یر تاریخ تولدش را پاک کرد و روش جدیدی را برگزید که همان شیوة آمریکایی بود. آمریکا جایی برای غسل تعمید، پاک‌سازی و شروع زندگی تازه بود.

سَمیوئِل (ساموئل) گُلدوین

سَمیوئِل (ساموئل) گُلدوین

یهودیان هالیوود با سرعت و شدت شروع به تطبيق دادن خود با محیط جدید کردند و زندگی خود را با الگوی مورد احترام آمریکایی‌ها (به قول خودشان) تطبیق دادند. به هر حال در اوایل قرن بیستم ورود به آمریکا و پذیرفته شدن به عنوان فردي آمریکایی چالش بزرگی بود، زیرا قوم‌گرایی و بیگانه‌ستیزی بسیار شايع بود. همان چيزي که باعث شد تا یهودیان خود را با کشور جدید تطبیق بدهند، مدافعان خودگماردة آمریکا را واداشت تا یهودیان را از تطبیق خود با آمریکا بازدارند، یهودیانی که به زعم آنان کشورشان را آلوده می‌کردند. یهودیان فراسوی موانعی که مدافعان آمریکا ایجاد کرده بودند، به دنبال آرامش، احترام و موقعیت اجتماعی بودند. اما از ورود به این عرصه‌ها بازداشته می‌شدند. یک تهیه‌کنندة یهودی که صاحبان شرکت‌های بزرگآمریکا را می‌شناخت به آنان گفت: «این موضوع مهم است که سلسله‌مراتب صنعت فیلم احساس کرد که آنان خارج از منبع قدرت واقعی کشور هستند. آنان جزو نخبگان قدرتمند نبودند. آنان فاقد ثروت نیوانگلند، وال استریت و میدل وست بودند» يعني درست همان مراكزي که فیلم‌ها را مي‌ساختند.

صنعت فیلم موانعی را بر سر راه این یهودیان قرار داد. البته آنان به هر حال از امکاناتی برخوردار شدند. آنان در کار تجارت فیلم، تجارتی که در سال‌های اول قرن بیستم قدری نامحترمانه قلمداد می‌شد، جزو موانع اجتماعی نبودند. هیچ یک از موانعی که مشاغل باوجهه‌تر تحمیل می‌کردند و باعث جدایی یهودیان و سایر گروه‌های نامطلوب می‌شد، مانعی بر سر راه آنان قرار نمی‌داد. موانع مالی هم محدود بود و همین باعث جلب تجار یهودی و سایر مهاجران شد. در واقع هر کس می‌توانست با کمتر از چهارصد دلار یک سالن باز کند.

استودیوی ویلیام فوکس

استودیوی ویلیام فوکس

به علاوه یهودیان توانایی خاصی در این صنعت داشتند، همان عاملي که باعث برتری آنان بر رقبای‌شان می‌شد. از یک نظر آنان از دنیای مد و خرید و فروش آمده بودند، سلیقة مردم را درک می‌کردند و در ارزیابی نوسانات بازار، در بازاریابی، جلب مشتری و شکست دادن رقبا استاد بودند. از جنبه‌ای دیگر آنان حساسیت خاصی نسبت به رویاها و اشتیاقات خانواده‌های مهاجر و کارگر، دو گروه متداخلي داشتند که بخش قابل توجهی از مخاطبان اولیه سینما را تشکیل می‌دادند. یهودیان خود بهترین ستایش‌گران این سرگرمی بودند. تهیه‌کننده‌ای به من گفت: «آنان خود مخاطب بودند، درست مثل بقیه مردم بودند. آن‌ها چندان دور از احساسات و نگرش‌های اصلی دیگران نبودند.»

اما برای آن که بفهمیم چه چیز عامل اصلی جذابیت سینما برای این یهودیان بوده است، باید اشتیاق آنان را نسبت به تطبیق‌دادن خود از اين جنبه درک کنیم که سینما اشتیاق آنان را برای کسب ارزش‌های مورد نظرشان برآورده می‌ساخت. اگر یهودیان از ورود به تالارهای واقعی احترام و وجهه در آمریکا محروم بودند، سینما امکانی بدیع در اختیارشان می‌گذاشت تا وجهه‌ای کسب کنند. یهودیان در شرکت‌هاي فيلم‌سازي‌شان، بر پردة سینماها می‌توانستند کشور جدیدی، به عبارت دیگر یک امپراتوری متعلق به خودشان پدید آورند. سرزمینی که نه فقط به آن اجازة ورود داشتند بلکه بر آن حاکم نیز بودند. آنان امپراتوری خود را به صورت تصویری از آمریکا ساختند. همان طور که خود را به هيئت آمریکاییان ثروتمند درآوردند. آنان ارزش‌ها و اسطوره‌ها، سنت‌ها و کهن‌الگوهای آمریکا را پدید آوردند. در چنین آمریکایی، پدران قوی، خانواده‌ها استوار، آدم‌ها جذاب، توانا، مقاوم و شریف بودند. این آمریکای آن‌ها بود و شاید ماندگارترین میراث‌شان اختراع چنین سرزمینی بود.

لوگوی شرکت پارامونت

لوگوی شرکت پارامونت

از سوی دیگر آن‌ها زندگی خود را هم تجدید می‌کردند. در زندگی واقعی آنان پدران ضعیف، خانواده‌ها بی‌ثبات، آدم‌ها زشت، شکست خورده، ناتوان و بی‌تفاوت بودند، اما این تجدید حیات صرفاً در داستان نبود. در حالی که روی پرده برای آمریکا اسطوره می‌ساختند، خود را هم به هیئتی نو در می‌آوردند. زندگی خود آنان تبدیل به نوعی هنر شد و این روند تمام جنبه‌های هالیوود را تحت تأثیر قرار داد. آنان در عمارت‌های بزرگ و کاخ‌مانندي زندگی می‌کردند که شبیه عمارت‌های اروپای شرقی بود (البته به گفتة برخی آن‌ها را «به ابتذال می‌کشیدند.») آنان تبدیل به اعضای باشگاهی ثروتمند شدند که هیلکرست نام داشت و تقلیدی از باشگاه‌هایی به شمار می‌رفت که اجازة ورود به آن را نداشتند. آن‌ها زندگی فرهنگی تازه‌ای را آغاز کردند که در اطراف هالیوود بول شکل گرفت و زندگی فرهنگی اشراف اروپاي شرقی را شبیه‌سازی کردند. آنان از جنبة زندگی اجتماعی، سیستمی برای مِلک‌داری ایجاد کردند، سلسله‌مراتبی بسیار منظم که شاید الگوی آن دربار لویی شانزدهم بود. آنان از نظر سیاسی طرفدار دموکرات‌ها بودند، زیرا اغلب هم‌کیشان آن‌ها به دموکرات‌ها رأی داده بودند و تمایلی به جمهوری‌خواهان اشراف‌مآب نداشتند. حتی به آنان اتهام زدند که کاملاً یهودیت را کنار گذاشته‌اند اما جامعة مذهبی کاملاً به آنان نزدیک بود. یهودیان در پرتو نور چنین جامعه‌ای دیده و نه شنیده می‌شدند. خاخامی که یهودیان هالیوود را هدایت کرد می‌گوید: «به خاطر خدا، من در آمریکا زندگی می‌کنم. من باید بخشی از محیطم باشم: نمی‌‌خواهم هیچ گتويي در اطرافم وجود داشته باشد.

به طور خلاصه يهوديان هاليوود مانند ديزرائيلي كه احساس مي‌كرد در جامعة طبقه‌مدار، بيگانه و در عين حال تحت حمايت است، كوششي پايدار براي زندگي در يك داستان و طلسم كردن ذهن ديگران با آن به خرج دادند. نكتة شگفت‌انگيز ميزان موفقيت آن‌ها در اشاعة اين داستان به ساير نقاط جهان است. آنان با ساختن يك آمريكاي «سايه» كه هر نوع موعظة قديمي و تحسين‌آميز در مورد اين كشور را آرماني جلوه مي‌داد، مجموعه‌اي نيرومند از تصاوير و ايده‌ها پديد آوردند، چنان نيرومند كه به معنايي ذهنيت امريكايي را استعمار كردند. هيچ كس بدون فكركردن در مورد فيلم‌هاي اين كشور نمي‌توانست در مورد خود آن فكر كند. در نتيجه اين تناقض مطرح مي‌شود كه فيلم‌ها اساساً آمريكايي بودند، در حالي كه سازندگان آن‌ها آمريكايي نبودند. نهايتاً ارزش‌هاي آمريكايي عمدتاً با فيلم‌هايي تعريف شد كه يهوديان ساخته بودند. بالاخره يهوديان با آفريدن آمريكاي آرماني خود بر پرده، اين كشور را در تصاوير داستان خود بازآفريني كردند.


[1]. An Empire of Their Own: How the Jews Invented Hollywood


1.shtetl: شهر يا دهكدة كوچك يهودي در اروپاي شرقي‌ـ‌ م.

  1. رویا says:

    سلام خسته نباشید تازه با سایت شما آشنا شده ام مطالب علی الخصوص بنیانگزاران هالیود خواندنی بود

  2. بهنام لوایی says:

    سلام و خسته نباشید
    من تازه و از طریق مجله فیلم‌خانه با سایت شما آشنا شدم. زیاد فرصت کردم به قسمتهای مختلف سایت شما سرک بکشم ولی در یک نگاه کلی که به سایت و مخصوصا به چند مقاله‌ای که در بخش ادبیات و سینما انداختم ، نشان از فرهیختگی و آگاهی دست‌ا‌ندرکاران سایت به مقوله هنر و عالم تخیل دارد .امیداوارم با توجه به نیاز مبرم و خلا موجود در حوزه رویکرد آکادمیک به هنر ، تاکید و توجه بیشتری به این امر مهم صورت بگیرد. در ضمن به عنوان یک پیشنهاد در بخش سینما وجود مباحثی در قالب نقد آکادمیک ( نه ژورنالیستی ) فیلم و آموزش نقد فیلم گامی است بلند و با دورنمایی روشن .
    سپاس بیکران بدرود

  3. علی نجفی says:

    عالی,جامع و مبسوط
    به دور از تئوری های توطئه جانبدارانه و سطحی

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.