تجسمی > مقاله

تن کلمه را آفرید

01

تن کلمه را آفریدReviewed by آزاده شاهمیری on Apr 29Rating:

درباره اورلان، هنرمند اجرا (بخش دوم )

بخش اول را می توانید اینجا بخوانید.

*

همواره از اورلان درباره‌ی  دردی که می‌کشد سوال شده‌است، اما او این درد را به‌مثابه بخش جنبی برنامه‌اش توجیه می‌کند. به بیان او «هنر تنانی خواهان درد نیست، درد را به‌مثابه سرچشمه‌ی  پالایش جست-وجو نمی‌کند و درد را به منزله‌ی  رستگاری نمی‌انگارد.» اورلان در آنچه هنر تنانی خود می‌نامد به‌هیچ‌وجه محافظه‌کار نیست. او چیستی بدن، چهره و هویت را به پرسش می‌گیرد و در خلال تاریخ هنر، فرهنگ معاصر و تکنولوژیکی مترقی ما، به جست‌وجوی این مسأله که چه کسی آن پدیده‌ها را تعریف و بر آن‌ها نظارت می‌کند برمی‌آید. اورلان معتقد است که هنر تنانی مثله‌کردن خود نیست، نبشته‌ای است بر روی تن که به باروک، نقیضه و گروتسک علاقه‌مند است. هنر تنانی بر فشارهای اجتماعی‌ای می‌شورد که بر بدن انسان و کالبد هنر وارد آمده‌اند. این هنر ضدشکل‌گرا و ضدهمسان‌خواه است. هنر تنانی محرومیت مذهبی «لذت-های بدن» را نشانه‌ می‌گیرد اما از گردن‌زنی‌ها و دیگر گونه‌های شهادت و ریاضت موجود در قدیس‌نامه‌های مسیحی چیزی به ارث نبرده‌است و بیش از آنکه از آن‌ها گرفته باشد بدان‌ها افزوده است. این هنر بدن را به زبان تبدیل می‌کند و این اصل مسیحیت «کلمه تن را آفرید» را به گزاره‌ی  «تن کلمه را آفرید» وارونه می‌سازد؛ تنها صدای اورلان است که ثابت و بی‌تغییر باقی می‌ماند.

اورلان بدن خود را در حکم یک بنای یادبود، به اشتیاق اجتماعی مفرط به تغییرشکل فیزیکی، برای برانگیختن احساس درد در تماشاگر و برای گشایش مسایل بدن در جامعه‌ی  سرمایه‌دار معاصر پیشکش می‌-کند. او می‌خواهد به‌‌ همان شیوه‌ی  پیشاگفتاری که فرهنگ، عاد‌ت‌ها و اصول بدنی ما را شکل می‌دهد، تماشاگرانش را از تأثیرات اجتماعی‌ای که بر بدن نقش می‌اندازند آگاه کند.

در حالی که بسیاری از هنرمندان بدنی بر مقدار دردی که در اجرای خود متحمل می‌شوند به‌تلویح یا به‌صراحت تأکید می‌ورزند، اورلان تجربه‌ی  درد را در فرایند اجرا‌هایش قاطعانه رد می‌کند. در واقع او در نتیجه‌ی  اجرا‌هایش درد را تجربه می‌کند و نه در فرایند آن و در حالی‌که هنرمندان فمینیست اغلب از تألم برای بازنمایی ستم فرهنگی و سیاسی اعمال‌شده بر زنان استفاده می‌کنند، اورلان چنین دردی را حاشا می‌کند. هنر بدن که واقعیت درد‌ها، تجربه‌ها و یا مخاطرات هنرمند را در تولید اثر در مرکز توجه قرار می‌دهد، اغلب حضور مادی بدن را در حکم چیزی تحویل‌ناپذیر می‌انگارد اما اورلان به عکس، بدن مادیت‌زدایی‌شده، تغییریافته و پساانسانی، بدنی که هیچ‌گونه دردی را احساس نمی‌کند، حتی در زمان جراحی برای تغییرشکل، این بدن را ارج می‌نهد؛ زیرا هیچ حضور مادی مطلقی ندارد.

جراحی زیبایی، خشونتی گنگ و آیینی‌شده است و تمرین اورلان در آن، خالق آیینی دیگر که در تماشاگر احساس ترس، درد، آشفتگی و بی‌نظمی می‌آفریند؛ یعنی‌‌ همان کنترپوان «استیلای نجات‌بخش» که بل واضع آن است. جراحی‌های اورلان پیمان تسلیم در برابر تبلیغات اجتماعی بدن زن را با مقاومت در برابر آن تحمیل‌ها در هم می‌آمیزد. اگرچه اورلان همواره خشونت و زجرآوری اجرا‌هایش را با گوشزد کردن فجایع جنگ بوسنی و پخش تصاویر جانکاه و خشن آن از تلویزیون، توجیه کرده و منظر خشن اجراـ‌جراحی‌هایش را امری معمولی و خنثی قلمداد می‌کند، با تصویر کردن تن پاره پاره و گویی شکنجه‌شده‌ی  خود بر صفحه‌ی  تلویزیون و با کارگردانی این کنش هولناک، خواسته یا ناخواسته، خشونت جاری در آن را عادی‌سازی کرده و از قبح و دهشت آن می‌کاهد.

02

اورلان هنرش را به‌مثابه «سبکی نقیضه‌ای، گروتسک و کنایی» برمی‌شمرد. در حالی که به باور برخی منتقدان، وی برای خلق تصاویری بلامنازع از کالبدی شکافته، رسانه‌ی  خشونت را علیه بدن خودش به کار می‌گیرد تا اعصاب تماشاگران را زیر فشار گذارد و بدین ترتیب اقتدار اعتراض سیاسی خود را بنا نهد. ضعف و اتکابه‌نفس همزمان اورلان در طول جراحی‌هایش به شیوه‌ای طاقت‌فرسا بیانگر آن است که پیام‌های فرهنگی با عواقب خشن احتمالی چطور بر روی تن ما نقش انداخته‌اند. جسم گشوده‌ی  اورلان نزد تماشاگران، افشاگر انفعال و پذیرندگی تن در برابر درد و گزند است و رسواگر مشارکت تماشاگر در جرمی آزارنده. اجراهای اورلان به‌مثابه نقدی فرهنگی، عذابی نشأت‌گرفته از تسلیم در برابر میل مردانه به بدن تندیس‌وار را در معرض دید می‌گذارد. همان‌طور که سوزان بوردو استدلال می‌کند، این میل به تغییرشکل بدن، صنعت و ایدئولوژی‌ای است که از طریق پندارهای نوسازی، دگردیسی و اصلاح ایدئولوژیِ بهبود و تغییر نامحدود، نقض اصالت تاریخی، اخلاقیات و در واقع‌‌ همان مادیت بدن تشدید شده‌است.

چهار جراحی اولیه‌ی  تناسخ در سال ۱۹۹۰ انجام شد، پنجمی در ۱۹۹۱ و ششم تا نهم در ۱۹۹۳. اورلان پس از آن امکان تکمیل برنامه‌ی  تناسخ را با جراحی‌ای که برآمدگی بینی او را تا پیشانی‌اش بالا می‌-کشید طرح کرد. قرار بر این بود که این اجرا دهمین و آخرین عمل جراحی او باشد که به سبک صورتک‌های مایای امریکایی پیشاکلمبی بینی‌ای بزرگ را از میانه‌ی  پیشانی‌اش کار می‌گذاشت. اما اورلان به یکباره تصمیم به توقف اجرا‌ـجراحی گرفت، زیرا هم به‌غایت خطرناک و هم بسیار پرهزینه بود. سپس به فکر افتاد تا با ارسال درخواستی برای تغییر نام خود به یک بنگاه تبلیغاتی تناسخ خود را پایان دهد. او به‌طور دقیق‌تر بر آن بود تا این بنگاه، هویت و اوراق هویتی جدید برای او صادر کند و نام او را به‌شکل قانونی تغییر دهد. این پایان‌بندی می‌توانست نقد جاری اورلان به مصرف‌گرایی بازار هنر و مشغولیت به آن را تکرار کند. همچنین می‌توانست این مفهوم تناسخ را که بدن و هویت محصولاتی اجتماعی‌اند، قوت بخشد.

اورلان در سال ۱۹۹۷ در طرح‌های اصلی خود برای پایان‌بندی برنامه‌ی  تناسخ تجدیدنظر و کاری مشترک را با پیر زوویل از مونترال آغاز کرد با نام خودپیوندگری‌ها. آن دو به یاری یکدیگر عکس‌هایی دیجیتالی خلق کردند که صورت اورلان را با چهره‌هایی که معیارهای زیبایی را از چشم‌انداز فرهنگ‌ها و سرزمین‌های دیگر بازتاب می‌داد ترکیب می‌کرد. اورلان در گفت‌وگویی با رابرت آیرز درباره‌ی  خودپیوندگری‌ها می‌گوید که قصد دارد تناسخ مجازی خود را با دو جراحی دیگر افزایش دهد: «یکی بسیار پیچیده است و دیگری سبک‌تر و شاعرانه‌تر اما دوست دارم این دو مظهر کمال همه‌ی  جراحی‌های من باشند.» اورلان ماهیت اجرای اول را فاش نمی‌کند جز آنکه می‌گوید این اجرا فرایندی بی‌سابقه است به منظور تشدید توانایی‌هایش. جراحی دوم به‌سادگی تنها باز و بسته شدن تن او خواهد بود در حالی که خود او با آرامش و خونسردی بر آن نظارت می‌کند. یکی از مفسران اومی‌گوید: «مسخ هویت؛ اورلان زنی است که می‌خواهد» دیگری «بشود، نه در اثر دگرگونی‌ای روانی، نه! او به‌واقع می‌خواهد» دیگری «باشد. با گوشت تن خود سخن بگوید و نمایشی تمام‌عیار اجرا کند. او در پایان این دگردیسی‌های گوناگون به مرتبه‌ی  دلخواه» دیگری‌بودگی «نایل می‌شود و فرد دیگری می‌شود.»

 ابهام و عدم‌قطعیتی در ارتباط تجسدیافته‌ی  اورلان موجود است که امکان دو تأویل را از کار او می‌سر می‌سازد: اورلان هم می‌تواند در حکم پس‌زننده‌ی  معیارهای فرهنگی حاکم بر زیبایی زنانه تفسیر شود و هم در مقام تأییدکننده‌ی  آن ملاک‌ها. در حالی که او آشکارا علیه تجاری‌شدن هنر و کالایی‌شدن معیارهای زیبایی زنانه اقامه‌ی  دعوا می‌کند، صندوقچه‌های مقدس نسوج بدن خود را و در عمل تن خود را می‌فروشد. او نقش مثال نقیضه‌ای فشارهایی را بازی می‌کند که زنان در فرایند تلاش برای دگردیسی بدن خود در راه سازگاری با معیارهای زیبایی متحمل آن می‌شوند. جراحی‌های نخستین او متناسب با مقاصد آرایشی این نوع جراحی‌ها بود و تنها از جراحی هفتم خلق بدن جهش‌یافته را در تحقق نقیضه‌ای معیارهای زیبایی زنانه آغاز کرد. او اذعان می‌کند که نخستین جراحی‌هایش را جراحانی مذکر انجام دادند که درصدد بودند تا جذابیت او را حفظ کنند و او را دلنشین نگاه دارند.

03

اورلان انتخاب می‌کند که نمونه‌ای بارز از آرزوی عنان‌گسیخته‌ی  تغییرشکل بدن باشد، اما به سبب ارتباط مجسم و مبهمش بر مرز خطرناک انتصاب دوباره‌ی ‌‌ همان ایدئولوژی‌هایی پیش می‌رود که برای گشودن مناقشه‌ی  عمومی درباره‌ی  قدرت و اقتدارزدایی از بدن زنان بر آن‌ها تاخته بود. او چهارچوبی مذهبی، گرچه کفرگو می‌آفریند که الگوهای معمول معنای مذهبی را که به نظمی نجات‌بخش محدود شده‌اند، متزلزل می‌کند و مفهومی مقدس را برای تجربه‌های مجسم نگرش منفی، بی‌نظمی، درد، خشونت و فروپاشی جسمانی بازگو می‌کند. به گفته‌ی  آلیدا فیبر تاریخ‌نگار هنر: «کار اورلان درباره‌ی  رنج یا قربانی نیست، چیزی بیمارگونه یا انتحاری‌ هم نیست، این نیست که اگر بمیرم در تاریخ ثبت خواهم شد. به گمان من کار او بیشتر مرهون تئا‌تر شقاوت آرتو است. ترغیب به زندگی در بهترین و مخاطره‌آمیز‌ترین وجوه آن؛ نابرده رنج گنج می‌سر نمی‌شود.»

منابع:

– Faber، Alyda (۲۰۰۷) Saint Orlan; Ritual as violent spectacle and cultural criticism، (ed) Henry Bial، The Performance Studies Reader، UK: Routledge.

– Allain، Paul and Jen Harvie (۲۰۰۶) The Routledge Companion to Theatre and Performance. UK: Routledge.

– Auslander، Philip (۲۰۰۳) The Surgical Self: Body Alteration and Identity، (ed) Erin Striff، Readers in Cultural Criticism; Performance Studies، UK: Palgrave Macmilan.

– Macy، David (۲۰۰۱) The Penguin Dictionary of Critical Theory، USA: Penguin Books.

– فیلم اورلان، هنر تنانی (Orlan، Carnal Art) ساخته‌ی  استفان اوریاک، محصول ۲۰۰۱.

نظر بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.